«نوسازی جهانی: باز اندیشی در پروژه نوگرایی»

نویسنده: آلبرتو مارتیلینی 

ترجمه: محمدرضا غلامی

انتشارات: دانشگاه گیلان

2041608

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «نوسازی جهانی» با عنوان فرعی «باز اندیشی در پروژه نوگرایی» نوشته آلبرتو مارتیلینی به همت محمدرضا غلامی ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه گیلان منتشر و در اختیار علاقه مندان قرا گرفت.

این کتاب شامل پنج فصل است. در فصل اول مفاهیم مربوط به نوسازی و مدرنیته تعریف می­‌شوند و ویژگی­های تمایزگذار نوسازی پایه تجارب متفاوت کشورهای مدرن و کشورهایی که در مسیر مدرن شدن حرکت می­‌کنند و نیز با توجه به نظریات اجتماعی کلاسیک دوباره تعیین می­‌شود. همچنین ابعاد گذار به مدرنیته مورد ارزیابی قرار گرفته و به مقوله فرهنگ و نیز رویّه­‌های بنیادی مدرنیته پرداخته می­‌شود.

در فصل دوم، مولفه­‌های اساسی نظریه کلاسیک نوسازی که اکثراً در دهه‌­های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در ایالات متحده آمریکا و به منظور مطالعه کشورهای عقب مانده جهان سوم استفاده می­‌شد، مورد بحث قرار خواهد گرفت. این مولفه‌­ها به این دلیل که به لحاظ نظری منسوخ و به لحاظ ایدئولوژیکی جهت­دار به حساب می­‌آمد، به طرز عجولانه­‌ای کنار گذاشته شدند. اما ما سعی می­‌کنیم براساس آنها بستری برای تحلیل­های زیر فراهم کنیم: ویژگی­های اساسی انواع جوامعی که حیات مدرن را آغاز کرده­‌اند (از جمله وجود پیش­ شرط­ها و موانع ساختاری و فرهنگی، فرصت­ها و محدودیت­ها و عاملیت فردی و کنشگران جمعی)؛ عوامل، سازوکارها و فرایندهایی که دگرگونی از یک واحد اجتماعی را به نوع دیگر یا گذار از یک مرحله را به مرحله دیگر تبیین می­‌نمایند؛ شکل، توالی و جهت فرایند تغییر در جوامع فوق؛ مدخل­های اساسی توسعه سیاسی و اجتماعی؛ انواع کنشگران و ویژگی­های آنها (نظیر اهداف، منابع، استراتژی­ها و ارزش­هایشان)؛ طول دوره گذار، پیامدهای مورد نظر و پیش­بینی نشده فرایند گذار.

فصل سوم مروری است بر اصلی­ترین انتقادات وارد شده به نظریه کلاسیک نوسازی و محدودیت­های عمده­‌ای که در نتیجه این دست از انتقادات در تحقیق پیرامون ریشه­‌ها و راههای نوسازی کشورهای توسعه یافته غربی و فرایندهای فعلی نوسازی در کشورهای غیر اروپایی بوجود آمده است. این محدودیت­ها بیشتر مربوط به رویکردهای توسعه سیاسی و جامعه­‌شناسی تاریخی و رویکردهای نئومارکسیستی وابستگی هستند. این بخش با بازبینی مطالعات معاصر پیرامون اقتصاد جهانی و تحلیل تطبیقی فرهنگ­ها در جوامع در حال نوسازی (خصوصاً آسیای شرقی) و با ارائه سنتزی از جنبه­‌های اساسی نظریه انتقادی نوسازی پایان می­‌یابد.

در فصل چهارم در پرتو علاقمندی مجدد به موضوعاتی نظیر مدرنیته و نوسازی، روندهای رایج در کشورهای توسعه یافته مورد مطالعه قرار می گیرند. در این بخش، نخست ویژگیهای عمده این کشورها  بررسی شده و سپس در قالب رویکرد پست مدرنیته به نقد آن پرداخته می شود.

پس از آن بطور خلاصه به ارزیابی دیدگاه‌های نظری برمن، هابرماس، تورن و واگنر می­‌پردازیم. همه این متفکران به اتفاق، اما هر یک به دلایل خاص خود، معتقدند که مدرنیته هنوز یک فرایند ناتمام است. نهایتاً در این بخش تفاسیر گیدنز از مدرنیته رادیکال و مفهوم جامعه خطرپذیر بک به صورت عمیق­تری مورد بررسی قرار می­‌گیرد.

در فصل پنجم رابطه بین نوسازی و جهانی شدن تحلیل می شود: نخست، جهانی شدن به عنوان یک فرایند چند وجهی ترسیم می­‌شود که طی آن همزمانی گرایش به همنوایی و گوناگونی و نیز تضاد نیروها با یکدیگر باعث می­‌شود که حداقل  مسیرهای  نسبتاٌ مستقلی برای حرکت به سمت مدرنیته یا گذر از آن امکان بروز داشته باشند.

در مرحله دوم، پیشینه نظری مربوط به مدرنیته­های چندگانه مورد ارزیابی انتقادی قرار می­‌گیرد و استدلال می­‌شود که در جهان معاصر با توجه به متفاوت بودن تنظیمات ساختاری و اصول فرهنگی کشورهای مدرن و جایگاه این کشورها در اقتصاد جهانی و در نظام قدرت بین­‌الملل مسیرهای متعددی برای حرکت به سمت مدرنیته وجود دارد.

سپس، نشان می­دهیم که جهانی شدن از طریق تضعیف حاکمیت دولت ملت­ها بروز مدرنیته­‌های چندگانه را امکان­پذیر می­‌سازد، البته این تضعیف تا آن حد نیست که مانع نقش فعال حکومت­ها در امر توسعه و نوسازی شود. نهایتاً این استدلال مطرح می­‌شود که امکان تحقق پروژه­‌های نوسازی نسبتاً خاص در بستر یک حاکمیت جهانی دموکراتیک نظیر آنچه که در پایان این بخش طرح­‌ریزی شده، بیش از احتمال تحقق آن در یک نظام جهانی تک قطبی است.

مترجم درباره این کتاب می گوید: چهار فصل نخست این کتاب ترجمه انگلیسی امی کاردن سواردی کتاب من با عنوان نوسازی می­‌باشد. این کتاب در سال ۱۹۹۸ انتشار یافت و در سال ۲۰۰۴ با اندکی اصلاحات ضروری به چاپ هفتم رسید. از امی کاردن سورادی به خاطر ترجمه ارزشمندش تشکر می­کنم. فصل پنجم این کتاب نیز به سرعت برای انتشار متن انگلیسی نوشته شد.