پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Sunday, 15 September , 2019
امروز : یکشنبه, ۲۴ شهریور , ۱۳۹۸ - 16 محرم 1441
شناسه خبر : 3399
  پرینتخانه » اخبار سرخط تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۹ | ارسال توسط :

چرا «باربی» توانست، اما «دارا و سارا» نه؟

چرا «باربی» توانست، اما «دارا و سارا» نه؟   یکی از مهمترین و اساسی ترین کارهایی که می توان برای بهبود و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور صورت داد، مسیری است که از تعامل و ارتباط گیری با کودکان و نوجوانان می گذرد.شناخت دقیق و صحیح سلایق و علایق این قشر از جامعه و هدایت نامحسوس […]

چرا «باربی» توانست، اما «دارا و سارا» نه؟

چرا «باربی» توانست، اما «دارا و سارا» نه؟

 

shvhgyjyjyjyjyjyjyjyjffffffffffffffffffffffffffffffffffffffffffff

یکی از مهمترین و اساسی ترین کارهایی که می توان برای بهبود و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور صورت داد، مسیری است که از تعامل و ارتباط گیری با کودکان و نوجوانان می گذرد.شناخت دقیق و صحیح سلایق و علایق این قشر از جامعه و هدایت نامحسوس آن به سوی الگوهای عملی ایرانی – اسلامی می تواند متضمن آینده ای روشن برای میهن اسلامی باشد.

در این میان نوشت افزار و اسباب بازی به دلیل قرابتی که از حیث حسی با کودک برقرار می کند، می تواند زمینه بهره مندی از الگوبرداری و اسطوره سازی – که خاصیت سنین کودکی و نوجوانی است – را در کودک فراهم کند، لذا لزوم سرمایه گذاری مادی و معنوی و حمایت از مراکزی که دغدغه فرهنگ دارند، امری وایا و بدیهی است. محمدحسین وزیری، مدیر موسسه قاصدک تولید کننده نوشت افزار ایرانی – اسلامی است. او از سختی ها و بایدها و نبایدهای این حوزه سخن می گوید. متن کامل این گفت و گو پیش روی شماست:

چه عواملی باعث شد تا شما به این جمع بندی برسید که نیاز هست در جبهه فرهنگی اقدامی عملی صورت گیرد؟ آیا احساس خطری متوجه این بخش از فرهنگ کشور کردید یا اینکه صرفا پاسخی مثبت به علاقه قلبی خود دادید؟

گزینه اولی که اشاره کردید پاسخ من به سوال شماست. متاسفانه به دلیل اینکه هیچ اتفاق مثبتی در این حوزه نیفتاده بود به عنوان اولین قدم تصمیم گرفتیم تا بر اساس ویژگی‌های کودکان در حوزه شخصیت سازی و الگو سازی وارد میدان شویم، در حقیقت شخصیت سازی سازنده برای کودکان و نوجوانان، نه شخصیت سازی و الگوسازی خنثی برای این قشر حساس جامعه، دستور کار اصلی ما برای تولید نوشت افزارهای ایرانی – اسلامی شد.

جبهه دشمن حداقل ده تا ۱۱ تا شخصیت زنده و سرپا و پشتوانه دار دارد که تمام این ها خط مقدم‌ های جبهه دشمن به حساب می آیند. آن ها در کشور صحنه گردانی می ‌کنند و ما از این طرف دستمان خالی است.

کار در حوزه کودک و نوجوان قطعا حساسیت های فراوانی را با خود به همراه دارد و این حساسیت ها مختصات برنامه ریزی در این حوزه را از دیگر حوزه ها به شکل جدی منفک می کند. برشی از این توجهات خاص و لزوم دقت ویژه در برنامه ریزی های این حوزه را بازگو کنید.

وقتی که در مورد مخاطب کودک و نوجوان صحبت می‌کنیم، یعنی مخاطبی که از حوزه استدلال و منطق صحبت کردن خارج است، پس بنابراین من نمی‌توانم با مخاطب کودک و نوجوان هم صحبت شوم، لذا ناچارم عواطف، احساسات و جذابیت ها را با یک موضوعی درگیر کنم و این دقیقا همان الگوسازی است. اگر می‌خواهیم خانواده را همراه کنیم باید حداقل برای کودک و نوجوانان مان الگوسازی کنیم. روح حساس و تاثیرپذیر کودک همچون یک نهال است. آینده آن ها در گرو ایام کودکی و نوجوانی است. پس باید در برنامه ریزی هایی که برای آن ها صورت می پذیرد، توجه به ذائقه و علایق آن ها را در دستور کار خود قرار دهیم.

آیا در این مسیر با مشکلاتی هم مواجه شده اید؟

مگر امکان دارد که بخواهیم در کشور کار فرهنگی کنیم و با مشکلی مواجه نشویم؟ در اینجا دو نکته وجود دارد. یکی اینکه واقعا درک شرایط امروز متاسفانه توسط برخی خواص و اقشار تاثیرگذار خیلی سخت صورت می‌گیرد. این عامل یا به واسطه ی سیاست زدگی جامعه ماست یا به واسطه ی اینکه ما موضوعات مهم و حساس را راهبردی تعریف نمی کنیم و به طور مناسبتی به موضوعات فرهنگی می‌پردازیم؛ واقعا الگوسازی در حوزه کودک و نوجوان امری است که مغفول مانده و ما ضررش را دیر یا زود خواهیم دید. همانند سیلابی که وقتی سرازیر شود، هرچه بر سر راهش باشد را نابود خواهد کرد، هرچند که امروز هم نشانه هایی از آمدن این سیل وجود دارد. شما کمتر خانواده هایی را می‌ بینید که یک یا چند مشکل همانند: بی حجابی، بی حیایی، سبک زندگی غلط و ماهواره در آن خودنمایی نکند؛ این یعنی همان سیلاب دشمن.

ما یک تجربه ی ناموفقی را در عرصه لوازم التحریر و تولید اسباب بازی بومی داشتیم به نام پروژه دارا و سارا. شاید این موضوع به عدم توجه به معرفی و تولید انیمیشن های مرتبط با این دو عروسک قبل از ارائه آن ها برگردد. اگر این تلقی را قبول دارید، بفرمایید که تا چه اندازه از آن فضایی که تجربه شد درس گرفتید.

من در ابتدا باید در خصوص دارا سارا نکته‌ای را خدمتتان عرض کنم. فضای رسانه‌ ای ما به دلایل مختلف در این مسیر همراهی لازم را با پروژه های فرهنگی نمی‌کند؛ پروژه دارا و سارا ۱۸ سال پیش در کشور کلید خورد که آن زمان تنها چهره و شخصیت فرهنگی دشمن که در ایران و سایر کشورهای جهان صحنه گردانی می‌کرد، باربی بود، آن هم فقط در قالب عروسک. یعنی باربی برخلاف ادبیات مرسوم امروز رسانه‌ای، با عروسک آمده بود.

به شکل طبیعی، بستری را مهیا کرده بود که توانست بر روی جمعیت زیادی از کودکان و نوجوانان تاثیر بگذارد؟

باربی فقط با مقصود عروسک آمده بود و دیگر هیچ مقدمه‌ای نداشت. حالا بعضی ‌ها تعبیرشان این است که باربی تنها یک استثناء بود.

من باید محصولی را تولید کنم که کودک بپسندد، با آن ارتباط برقرار کند و همزاد پنداری کند ومثل او شود. ما در مقابل یک عروسک فرهنگی دشمن دوعروسک فرهنگی درست کردیم، البته با نگاه به خانواده.

از طرف دیگر پروژه دارا و سارا مثل سایر پروژه‌ها اعم از: قاصدک، روشنا و یا سایر پروژه‌های فرهنگی که امروز در کشور هستند، قطعا پیوست فرهنگی دارد، یعنی اصلا به این معنا نیست که اگر از جایی شروع کردیم همان جا راکد بمانیم، در حقیقت ما شخصیت سازی می‌کنیم. باربی به هر حال چند سال طول کشید تا باربی شد، ولی ما زمان به رشد محصولات فرهنگی خودمان نمی‌ دهیم تا آزمون و خطاها را بکنند و به یک بلوغی برسند. اگر به عروسک اولیه ی باربی توجه کنید به حدی مضحک بود که خنده تان می گیرد، باربی در ابتدا عروسکی بسیار زشت از نظر چهره و مدل پوشش بود. اما حمایت رسانه ای و رسیدن به بلوغ فکری سبب شد تا باربی هم حرف های فراوانی برای گفتن داشته باشد، کاری که ما برای دارا و سارار نکردیم.

ما تنها بضاعت مان که با خون و دل به اینجا رسید از زاویه نوشت افزاری بود. نوشت افزار هم موضوعیت داشت، به این جهت که دو دستی در اختیار دشمن بود و همه چیز اعم از: کیف و کتاب و غیره را «باربیزه» کرده بودند. یعنی بچه‌های ما همه میل به این لوازم داشتند، چراکه دیگر لوازم جذابی در بازار پیدا نمی ‌شد.

ما هم باید فرصت لازم را بدهیم. دارا وسارا و تمامی پروژه‌هایی که حداقل من در این حوزه می‌شناسم همه پیوست فرهنگی کلان و خرد دارند. قطعا راهبرد ما تولید انیمیشن و تولید سایر اقلام سرگرمی و لوازم مورد نیاز کودک است، ولی ما به شدت با مشکل مالی مواجه هستیم.

برای باور پذیری الگوهای ایرانی – اسلامی برای کودکان و نوجوانان آیا رو به ساخت انیمیشن و یا بازی های رایانه ای مرتبط با شخصیت های معرفی شده کرده اید؟

هرکسی با هر سمتی جهت تعامل با نیروهای فرهنگی در بخش خصوصی، به شدت نیازمند تجربه است. ما با صدا و سیما مذاکره کردیم، کاری را ارائه دادیم و پذیرفته هم شد. به هر شکل ما طرح تولید انیمیشین را ۳ سال پیش روی میز صدا و سیما گذاشتیم و اعلام کردیم که برای ساخت انیمیشن آمادگی لازم را داریم، اما از سوی آن ها اقدام عملی ای صورت نگرفت. ما امروز ۵ بازی و نرم افزار واقعیت افزوده را تولید کرده ایم. کاری که برای اولین بار در حوزه نوشت افزار صورت می گیرد. نرم افزار واقعیت افزوده تکنیکی به روز در دنیا است که قدم اول در کار انیمیشن سازی به حساب می آید.

شما یک نرم افزار را رایگان از اینترنت روی گوشی اندروید نصب می‌کنید و زمانی که که روی جلد دفتر می‌گیرید، از روی جلد دفتر با شما شروع به حرف زدن می‌کند، شعر می‌خواند ودر کل تحرک دارد. این ها همگی نشان از این دارد که من خیز این کار را برداشتم و مهارت، فکر و ایده را هم دارم، اما طبیعتا بدون پشتوانه مادی و از همه مهمتر معنوی کار سختی پیش روی ماست.

منبع: هفته نامه سپهر غرب استان همدان

|
کلید واژه ها
,
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.