راه سوم: باشگاه فوتبال شهرداري فومن با صعود به يک هشتم نهايي جام حذفي کشور، خالق شگفتي بزرگي شد اما شيريني اين پيروزي با اعلام انصراف مهندس ”خدابنده لو” از درخواست اش مبني بر توليت و خريد امتياز اين باشگاه همچون آب سردي بود که بر پيکره داغ اين باشگاه و شهروندان مشتاق فومني ريخته شد. اين اتفاق بار ديگر بر واقعيت و قانون نهفته در ورزش به ويژه فوتبال صحه گذاشت، واقعيت و قانوني که در کشور ما با بي توجهي هر چه تمامتر تا کنون ناديده انگاشته شده است اما واقعيت هر چقدر هم تلخ و گزنده باشد نبايد موجب تغافل و چشم بستن ما به آن گردد. فوتبال پديده زيبا و مقوله اي با کارکردهاي اجتماعي، فرهنگي و البته اقتصادي است. فوتبال از جمله پديده هاي شاخص جهان مدرن مي باشد. فوتبال چشم و چراغ مردم جهان از کوچک تا بزرگ مخصوصأ طبقات پايين جامعه است که همه ما به آن عشق مي ورزيم. اصلأ فوتبال خود زندگي است و يگانه تفنن و بهانه اي که با غرق شدن در آن براي دقايقي خودمان و مصايب بيشمارمان را به فراموشي مي سپاريم و همچون خواب و رويايي شيرين، خويشتن را به دقايق جادويي اش مي سپاريم. از طرفي ”اقتصاد ”و سرمايه عقلاني ترين مولفه انساني است و ظاهرأ” عشق”در نقطه مقابل آن قرار دارد. سرمايه در جاهايي شايد تسليم عشق شود اما جزء موارد استثنا است که البته حد و مرز مي شناسد و قاعده نيست! تعارف را بايد به کنار گذاشت،(منظور اين نوشتار شخصي خاصي نيست. )اقتصاد، سرمايه و پول منطق خودش را دارند، منطق سرمايه دار ساده است:”بازگشت سرمايه، سرمايه اي را که در کف دستانت مي گذارم به من باز گردان، البته با سود! ” هر صاحب سرمايه اي بنا به منطق دروني سرمايه و حس مالکيت، دارايي اش را در جايي سپرده گذاري مي کند که آن را تضمين بخشد. انتظار حاتم بخشي و حراج سرمايه، انتظار نابجايي است. سرمايه گذار با توجيه مادي در هر عرصه اي منجمله ورزش حرفه اي ورود مي نمايد.

از سوي ديگر باشگاهداري حرفه اي دولتي امري ناپايدار و غير عقلايي است. تعهدات و حاشيه هاي فوتبال حرفه اي خود متولي جداگانه اي در اندازه هاي سازمان شهرداري را مي طلبد. ورزش حرفه اي به ويژه فوتبال حرفه اي يک پديده پيچيده و منطبق با قواعد اقتصادي است! سرمايه بواسطه توليد، درآمد و انباشت است که به موقعيت و ثبات دست مي يابد. سرمايه در فرآيند بخشش، معاشقه و مغازله تا جايي پيش مي رود که به نقض غرض و نفي موجوديت آن منجر نگردد! انتظار اتخاذ رويه اي عاشقانه از صاحبان سرمايه انتظاري غير عقلاني و خيال پردازانه مي باشد !گشاده دستي و عشق ورزي سرمايه محدوديت و سقف دارد. ورزش حرفه اي هزينه بر است و از طرفي اقتصاد هزينه_فايده مي شناسد، ولي ورزش دولتي يکسره هزينه زا است!

با شعار و خواهش و تمنا نمي توان سرمايه را به حضوري پايدار در چنين عرصه پر خطري مجاب کرد! نهادهاي دولتي مانند شهرداري در بهترين حالت خود تنها قادر به اداره امور جاري خود خواهند بود حال بگذريم که اساسأ تعريف و امکاني جهت ورود به دنياي ورزش حرفه اي ندارند! مضافأ اينکه با اين وضعيت موجود در کشور و بحران اقتصادي که نفس ها را در سينه ها حبس کرده است، ديگر جايي براي چنين انتظاري از شهرداري باقي مي ماند؟! در چنين موقعيتي تحت فشار قرار دادن غير منطقي سازماني چون شهرداري با دعاوي مانند درايت، کفايت و ذکر دستور العمل هايي بي مبنا در باب چگونگي هزينه کردها، مديريت، اسراف و ايراد بايدها و نبايدها و تهييج ارشادي و پوپوليستي بي شک از تاريخ مصرف برخوردار است که تجارب دنياي مدرن نادرستي اش را اثبات نموده است. اين غير معقولانه است که با دادن آدرس اشتباه و دامن زدن به مطالبات و انتظارات نابجا، مردم و جوانان مشتاق ورزش را به مصاف سازماني دولتي در اندازيم و يا اينکه احساسات پاک و بحق آنان دستاويزي جهت تسويه حساب هاي سياسي و گروهي گردد! از سويي قياس جوامع پيشرفته مدرن با جوامع توسعه نيافته بي معني است.

انتظار گذاشتن آجر پخته ورزش حرفه اي بر روي ديوارهاي کاهگلي سازه هاي شکننده و معيوب ورزش دولتي، انتظاري دن کيشوت وار را به ذهن تداعي مي سازد و بايد گفت که همه چيز ما به همه چيزمان مي آيد! واقعيت را دريابيم! فوتبال حرفه اي از راه درآمدهاي حاصله از بليط فروشي، فروش پيراهن باشگاه، ترانسفر بازيکن، حق تبليغات دور زمين و از همه مهمتر حق پخش از تلويزيون به حيات و ممات خود نائل مي شود و صد البته سود سرشاري را نيز به حساب صاحبان سرمايه و باشگاه واريز مي نمايد. اينجا و در اين سرزمين چطور؟ در اينجا هيچکدام از اين پارامترها محقق نمي گردد و ”سيما” با قلدري هر چه تمامتر حق باشگاهها و متولي اش فدراسيون فوتبال را ناديده مي انگارد. بايد اين منطق را پذيرفت که براي امکانپذير شدن و سود آور شدن ورزش حرفه اي مي بايد قوانيني ايجاد و مشوق ها و شرايطي را فراهم نمود تا بخش خصوصي و سرمايه گذار تشويق و مشتاق ورود به اين عرصه شود.بازدهي اقتصادي و حداقل هاي بازگشت سرمايه و قرادادهايي که کسب درآمد را تضمين کند موجبات اين تمايل را ايجاد خواهد ساخت. لذا با توجه به تداوم مختصات ورزش دولتي از ابتدا هم بايد مي دانستيم که تصور و اميدي به معاشقه هاي ناپايدار نبوده و نيست!