راه سوم: اکبر نوری ـ ادعاي خدمت به خلق و رضاي خدا عبارت کليشه اي جملگي مسئولين وطني است. البته آگاهي از نيات دروني آدمها را فقط خدا مي داند و بس! اما آنچه علم و متخصصان حوزه رونشناسي و تجربيات بشري از نهاد و ويژگي هاي روحي و رواني انسانها به دست داده است، دلالت بر کشش، ميل و انگيزه هاي شديد فردي در راستاي نيل به قدرت و کسب جايگاههاي منزلتي و شهرت طلبي دارد. با وجودي که تبلور اخلاقي چنين کششي ذاتأ امر سخيفي نيست اما بنا به دلايلي تاريخي آنچه در ما ايراني ها عملأ ديده و تجربه مي شود فرهنگ تنزه طلبي، شکسته نفسي و تظاهر به بي تفاوتي و حتي نکوهش مقام و دنيا و مافيهاست که از جمله خصايص مذموم سنتي ما است.

در همين راستا شنيدن آنچه که خانم زهرا نظري عضو شوراي شهر فومن در بيانات خود ايراد کردند که” نطق هاي پيش از دستور بعضي از اعضاي شورا در اين روزها صبغه تبليغاتي و انتخاباتي دارد (اشاره به آقايان عليزاده و عليدوست)” ، ماهيتأ موضوع غريبي نبود اما وقتي در ادامه سخنان شان اين رفتار را نمايشي و نيز افزودند که” همکاران محترم تا هنگامي که رياست شورا را بر عهده داشتند نطق هايشان در حمايت از شهردار بود ولي حالا در نزديکي انتخابات در جايگاه منتقد ظاهر شده اند و پيشنهاد داد تا نطق هايشان را مقايسه نمايند”، با واکنش دو عضو مورد خطاب روبرو گشت. البته واکنش و گلايه آقاي عليدوست نسبت به نطق نظري آرام و نرم بود اما شاهين عليزاده در واکنشي جدي و شديد اظهار نمود:” نقد منصفانه باعث رشد و کلام کينه ورزانه و توأم با عداوت و غرض ورزي باعث پسروي در هر مجموعه اي مي گردد! بنده هر وقت کار خوبي صورت گرفته، تشويق و هر جا بد عمل شده نقد نموده ام..چرا تا ما حرف مي زنيم متهم به ظاهرسازي و عوام فريبي مي شويم ولي شما سخنان تان را در جهت بر آورده ساختن مطالبات و خواسته هاي مردم فرض مي کنيد! شما بگونه اي حرف مي زنيد که گويا فقط اين شماييد که از حق سخن مي رانيد!…چرا در ادواري که عضو شورا بوديد و زمين متعلق به شهرداري به همکار شورايي شما واگذار و استفاده تجاري گشت…و يا زمانيکه کانديد مجلس بوديد و عوامل شما از پول بيت المال شهرداري جهت جمع آوري آراء در بخش مرکزي هزينه مي کردند، سخني نمي گفتيد؟!…چرا از متر آزاده سنجي براي خود و نه خبرنگاران بهره نمي بريد؟..چرا يکسال پيش زمانيکه آن کذاب قلم به دست در هفته نامه اجاره اي مجيز شما را مي گفت، سکوت مي کرديد؟!”

البته فضاي جلسه در تمام دقايق اينچنين کدر و مه آلود و تحت تأثير جدال هاي شخصي و گروهي نبود. ”لبخند ” از تجليات خالص و زيبايي است که خداوند به انسان بخشيده است. پيشتر عليدوست با اظهار علاقه نمودن ناگهاني نسبت به شهردار شدن در شهر ماسوله اين تبسم و لبخند را بر لبان جمع بخصوص ميري نرگسي نشانده و موجبات انبساط و تلطيف فضا را فراهم نموده بود. وي همچنين براي چندمين بار تقاضاي حضور فرماندار را در صحن شورا جهت اداي پاره اي توضيحات خواستار گشت، دعوتي که با توجه به مجالس و جلسات متعددي که اين روزها جناب فرماندار بصورت سريالي در تمامي عرصه ها با فراخوان و حضور ” مشاوران، جوانان، خبرنگاران، روسا و…” خودخوانده، برگذار مي نمايد، دشوار است که با پاسخ مثبت مواجه گردد!!

البته آقاي عليدوست به رسم سنتي که اين اواخر باب نموده اند از پرداختن يکسره به نقاط منفي در شهر و نشانه رفتن نوک پيکان اتهام به سمت شهردار غافل نشدند! و تکرار کردند که ”اشارات اعضاي شورا مورد توجه شهردار قرار نمي گيرد…به نطق هاي پيش از دستور ما اهميت داده نمي شود…زاويه با شورا وجود دارد…بايد تکليف ما با شهردار روشن گردد…”. در اين ميان هر چقدر از اينسو بر سياهه هاي نامه اعمال عباس قلي زاده تأکيد مي شود، از آنسو شهردار با بيرون دادن مجلدي، بر سپيدي هاي عملکرد عمراني سازمان تحت امرش مانور مي دهد! انگار نگاه و رويکرد متعادل، منصفانه و واقع بينانه به مزاج ما ايراني ها نمي سازد! ذهنيتي که نعمتي رئيس شوراي شهر با عنوان کردن اينکه ” از همديگر خرده نگيريم و همدلي داشته باشيم،” به آن اشاره کرد.

در اين جلسه همچنين مکاتبات دنباله دار و مهم استطلاعي بر اساس مدعيات طرح شده توسط عضو منتقد شورا آقاي ميري نرگسي پيگيري و دنبال شد. ايشان در نطقي مکتوب خطاب به رياست شوراي شهر فومن در پاسخ به نامه ارسالي مدير کل دفتر امور شهري و امور شوراهاي استانداري گيلان ابتدأ از منبع اطلاعات واصله و مدارک و ادله مزبور سوال کردند و همچنين تقاضا نمودند که اگر اتهام”نشر اسناد و مدارک اداري و مالي شهرداري و عدم لحاظ حدود وظايف و اختيارات قانوني توسط اينجانب، با توجه به سايت هاي خبري و فضاي مجازي به عنوان مدرک اعلام شده است، مستندات به وسيله خانم مير سيدي به استحضار اعضاي شوراي شهر رسانده شود. ميري نرگسي در ادامه مدعي مي گردد که” کليه بررسي ها در حدود وظايف محوله به او به عنوان ناظر بر حساب و درآمد و…اموال شهرداري بوده است…و در طول زمان مسئوليت محوله، مراتب تخلفات و عدم رعايت قوانين و…به کرات بطور شفاهي و کتبي تقديم رياست و اعضاي شوراي شهر رسانده است…که اگر غير از اين بود چرا مي بايست مجددأ براي سال دوم توسط اعضاء محترم و با حکم شما در اين سمت ابقاء مي شدم؟!!!

ميري نرگسي در بخشي ديگر از اين نامه به اين شائبه در”اذهان مردم شهر فومن” مي پردازد که چرا تا کنون خانم مدير کل ”نسبت به مصاديق تخلفات شهردار فومن و بعضي از مسئولين واحدهاي شهرداري حساسيتي نشان نداده اند؟!” و بعد به ”گزارش سازمان بازرسي استان گيلان در خصوص برخي تخلفات شهرداري فومن” اشاره کرد و در ادامه از” نامه شوراي عالي استان و سازمان بازرسي استان در خصوص جلوگيري از هر گونه مسئوليتي به مسئول مالي وقت و فعلي شهرداري فومن”خبر داد! يعني همان مسئول مربوطه مورد بحث!

ميري نرگسي همچنين مدعي شد که حاضر است در هر مناظره و محکمه اي حضور يافته و مستندات و ادله اش را مبني بر وجود تخلف مطرح و مسئوليت آن را بپذيرد. وي در همين راستا ”برخي از مصاديق خارج از ضوابط و مقررات مالي شهرداري ها ”را بر شمرد که در صورت صحت داشتن بسيار نگران کننده بوده و واقعأ نيازمند پيگيري و تعيين تکليف توسط ارگان هاي ذيربط و مسئولين مربوطه و اعلام نتايج آن به سمع و نظر شهروندان مي باشد تا يکبار براي هميشه اين خار در چشم شوراي فومن جراحي و پيراسته گردد و شائبه هاي موجود در افکار عمومي روشن و بر طرف شود. سوال اساسي اينجاست که چرا شرايط لازم جهت بررسي و ختم هميشگي اين پرونده فرسايشي فراهم نمي گردد!

ميري نرگسي در پايان کنايه وار خطاب به خانم مدير کل، نامه ايشان را مصداق”حمايت جانبدارانه، قضاوت يکطرفه، عملکرد مبتديانه، به سخره گرفتن شأنيت و استقلال شوراي اسلامي و…” قلمداد کرد و پيش بيني کرد که اگر قبل نگارش متن مزبور دلايل او را مي شنيد” قدر مسلم در نحوه ادبيات نگارش نامه خود تجديد نظر مي نمودند! و…از نوشتن اين نامه خلاف واقع خودداري مي کردند!!” وي همچنين به سردار نيز سفارش کردند که” با توجه به اعتماد مردم به ايشان و به عنوان نيروي ارزشي و جانباز و آزاده…از کسي باکي نداشته باشد و بر اساس قانون و مقررات از کيان و شأن و جايگاه شوراي اسلامي شهر دفاع نمايد…تا تأديب و تهديد يک عضو شوراي شهر به بدعت تبديل نگردد.”!!
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!