راه سوم:سد سازی یا بند سازی از فعالیت های مهندسی به شمار می رود كه شرایط تاریخی و جغرافیایی خاص مناطق در پیدایش،‌ شكل گیری و گسترش آن سهم به سزایی دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافیایی بنابر ضرورت یا نیاز ساكنین آن جا نسبت به ایجاد سد،‌ بند یا آبگیر اقدام می­كرده اند تا نیازهای خود در زمینه آبیاری و آبرسانی را مرتفع سازند. در مناطقی نیز به خاطر پایین بودن سطح آب‌های رودخانه ها یا نیاز جهت تغییر مسیر رود، سد سازی انجام می گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و برای نیازهای كشاورزی و عمرانی از آن استفاده كنند.

تاريخچه سدسازي:

 پادشاهان هخامنشی به واسطه نیاز جغرافیایی كشور ایران و علاقه ای كه در گسترش و آبادانی سرزمین تحت فرمانروایی از خود نشان می دادند و در زمان امپراتوری خود سدها و بندهای زیادی در بخش های جنوب غربی و جنوبی ایران ساختند. بسیاری از سیستم های آبرسانی و آبیاری كه تا سال های متمادی نیز در ایران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ایرانی است كه در زمان های بسیار دور تلاش نمودند تا نیازها و كمبودها را در زمینه های عمرانی و آبادی بر طرف نمایند و آثار و شواهد آن را نیز می توان در نقاط مختلف ایران درك نمود. علاوه بر آن بسیاری از آثار به جا مانده از این دوران ها در سرزمین های تابعه حكومت های ایران باستان نیز قابل مشاهده است.

یكی از رودخانه هایی كه از قدیم به رودخانه اروند می پیوسته است «‌دیاله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدی برای آبیاری ،‌از خاك و چوب بر روی این رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال های آبرسانی را تغذیه می كرد. همچنین در زمان هخامنشیان اولین كوشش ها جهت سد سازی بر روی اروند و فرات به عمل امد

هخامنشيان سدهایی بر روی رودخانه های فرات و اروند ساختند و گام هایی دیگر در گسترش شبكه كانال های آبیاری برداشتند

علاوه بر بندها و آبگیرهایی كه در زمان هخامنشیان بر روی رودخانه های

اروند و فرات ساخته شد، ‌در آن زمان بر روی رودخانه «‌كر » kur در فارس نیز بندهایی برای آبیاری زمین های پیرامون تخت جمشید ایجاد شد. با این كه آثاری از تمامی سدهای ساخته شده در زمان هخامنشی ها در دست نیست، ولی برخی از بندها كه تا به امروز بر روی آن رودخانه بر جای مانده اند دارای پایه های هخامنشی هستند. از جمله این سدها « بند ناصری » است كه در ۴۸ كیلومتری شمال غربی تخت جمشید واقع شده است.

سد دیگر بند فیض آباد نام دارد كه در حدود ۴۸ كیلومتری شمال تخت جمشید قرار گرفته است چنان كه گفته شده است یكی از سه بندی كه بر روی رود كر ساخته شده بوده ۲۵ متر درازا و ۲۵ متر بلندا داشته است.

در نزدیكی شهرك «‌كوار » در جنوب شیراز سد هخامنشی دیگری به نام «بند بهمن» بر روی رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود ۱۰۰ متر و بلندای آن حدود ۲۵ متر می باشد . بخش عمده ای از این سد تا كنون از گل و لای پر شده است.

یكی از بندهای دیگری كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه های آن هنوز هم به چشم می خورد .درازای این سد بیش از ۱۰۰۰ هزار متر بوده و احتمالا ۸ متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسی جغرافی دان اسلامی سده سوم هجری درباره سد اهواز چنین می گوید :« میان این دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پیوند می دهد… روی این نهر {مسرقان } دولاب‌‌های بسیار است كه فشار آب آنها را می گرداند و «‌ناعور »‌خوانده می شوند..

سپس آب در كاریزها كه در بالا نهاده شده می آید.

، وزارت نیرو اعلام کرد: از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون ٣٥٨ سد جدید در کشور ساخته شده است. همچنین در این مدت، حجم مخازن سدهای ملی بهره برداری شده نیز از ۱۳ میلیارد و ۴۰۴ میلیون مترمکعب با ۳۹۶ درصد رشد به ۵۳ میلیارد و ۷۳ میلیون مترمکعب رسیده است.

شمار سدهای احداث شده توسط وزارت نیرو در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ۱۹ سد بود که این میزان در زمان حاضر به ۳۵۸ سد رسیده است

 

 مزایای سد لاسک در گزارش مطالعاتی آن:

حجم کل مخزن۸۳/۶ ميليون مترمکعب.

 دبي سالانه تخلیه از سر ریز۲۸/۷ ملیون متر مکعب.

در فاز ساختمانی و اجرای پروژه عمراني ایجاد اشتغال برای ۲۵۰ نفر در رده های مختلف کاری از کارگرهای ساده تا متخصصین حوزه سد و سدسازی بطور مستقیم و غیر مستقیم  برای مدت حداقل ۵ سال.

تغییر در سطح درآمد و وضعیت اقتصادی منطقه با استفاده از نیروی کار بومی.

تامین آب کشاورزی به هنگام برای زمین های زیرکشت در فصول گرم سال.

جلوگیری ازبروز سیلاب های فصلی و روان آبهای جاری.

.کاهش حجم بار رسوبی در رودخانه و مصب منتهی به تالاب انزلی به میزان ۷۴۰۰۰۰ متر مکعب در سال

ایجاد زیستگاه جدید آبی برای پرندگان آبزی وکنار آبزی.

احداث حدودا ۲۰ کیلومتر جاده جدید با توجه به تخریب جاده قدیم.

احتمال احداث یک جاده جدید یا توسعه و گسترس و بزرگ تر کردن جاده های و راههای ارتباطی شهرستان شفت جهت تردد ماشین های حمل مصالح برای ساخت سد.

با ایجاد دریاچه،سیمای منطقه تغییر کرده وچشم انداز زیبا وجدیدی در این منطقه کوهستانی وجنگلی ایجاد میگردد. وتوسعه فعالیت های تفریحی،ورزشی وتوریستی وحتی توریسم سلامت را همراه خواهد داشت.

مهار سیلاب ها اثرات تخریبی وویرانگر را در پایین دست سد مهار، واراضی ، پلها ،جاده ها،پست های برق ومخابرات و… در امان خواهند بود.

مساحت مخزن سد لاسک۲۳۲ هکتار، حجم مخزن۴۸ میلیون متر مکعب و تبخیر سالانه از سطح مخزن ۲/۵ میلیون متر مکعب خواهد بود. بنابر این میزان تبخیر، رطوبت و بارش منطقه افزایش خواهد یافت!! با افزایش بارش تراکم پوشش گیاهی در اطراف وبالا دست را فراهم آورده وشاید شرایط برای رشد گونه های جدید وانقراض بعضی گونه های بومی شود.

زیستگاه آبی جدید محل مناسبی برای آبزیان وپرندگان مهاجر خواهدشد. با غرق شدن ۱۷۰ هکتار از اراضی جنگلی، شرایط بهتری برای زیستگاه جنگلی ومراتع فراهم می­شود. سد سبب مهاجرت معکوس در سکونتگاههای بالا دست خواهد شد.

عمر طبیعی سد لاسک حداقل ۵۰ سال تخمین زده میشود. با کاهش قدرت ذخیره سازی سد منجیل بارسوبات وکاهش ورودی آب رودخانه های شاهرود وقزل اوزن( دو شاخه اصلی سپید رود) آب برای ۸۰۰۰ هکتار ا راضی منطقه فراهم میشود. به ابن امر آب شرب شهر شفت واحمدسر گوراب و صدها روستا اضافه میشود.

سد لاسک  در اشتغال منطقه وتوسعه گردشگری تاثیر مستفیم وانکار ناپذیری خواهد داشت.

و اشتغال‌زایی و خدمات گردشگری از تأثیرات مثبت احداث آن در شهرستان شفت خواهد بود. ذخیره آب پشت سد که مستقیماً از کوهستان‌های شفت آبگیری می‌شود ضمن تأمین آب کشاورزی این شهرستان، از روان شدن سیلاب‌های فصلی رودخانه‌های شفت نیز جلوگیری می‌کند و در کل اتفاق بسیار مثبتی برای شهرستان شفت خواهد بود

می­توان با برنامه ریزی در ساخت سد طوری عمل کرد که علاوه بر مزایای تامین ابهای کشاورزی و بقیه موارد سد را برای جذب توریست های داخلی و خارجی ساخت تا بر مزایای سد اضافه شود و در کنار تخریب هایی که بوجود می­اورد بتوان خوبیهای احداث را نیز برجسته کرد.

 

معايب و چالش هاي سد از جمله سد لاسك:

شاید اولین و مهمترین چالش احداث سدها بحث فرهنگ و سنت منطقه است که احداث سد با تغییراتی که ایجاد می­کند و می­اورد موجب تغییر در فرهنگ بومی مردم ان منطقه شده و این شاید چیزی است که در کنار اثار مخرب زیست محیطی خوشایند مردم منطقه احداث سد نیست.

از دست رفتن زیستگاه‌های جنگلی و حیات وحش منطقه و مشکلات ناشی از انتقال مراکز سکونتگاهی واقع در محدوده مخزن و کاهش ۷‌درصدی از آورد رودخانه امامزاده ابراهیم(ع) به تالاب انزلی، تخریب، فرسایش و آلودگی صوتی عملیات اجرایی سد در منطقه از اثرات زیست‌محیطی ساخت سد خواهد بود.

اراضی جنگلی که بر اساس معیارهای بین‌المللی اتحادیه بین المللی محافظت ازطبیعت (IUCN) در این منطقه وجود دارد شامل‌گونه‌های جنگلی شمشاد، سرخدار و گردو است و همچنین‌پوشش گیاهی داخل مخزن نیز شامل ‌گونه‌های درختی ممرز، انجیلی و سایر‌گونه‌های پهن‌برگ جنگل‌های هیرکانی  است.

تخریب جنگل

سد لاسک با حجم مخزن ٤٨ میلیون‌مترمکعب که با هدف تأمین آب کشاورزی، آب آشامیدنی و تولید انرژی برقابی شهرستان شفت در دست ساخت است، موجب تخریب بخش زیادی از جنگل‌های هیرکانی و جابه‌جایی چند روستا در این شهرستان می‌شود. طبق ارزیابی‌های زیست‌محیطی که در سال گذشته صورت گرفت، با ساخت این سد ۹۴/۲ هکتار از جنگل‌های هیرکانی که در داخل مخزن سد قرار دارند کاملا از بین خواهند رفت. همچنین خالی شدن چند روستا و منتقل شدن بیش از ۲ هزار نفر از اهالی این روستاها به مناطق دیگر و اثرات اجتماعی و فرهنگی این انتقال باوجود تأمین آب کشاورزی منطقه، از دیگر مشکلات ساخت این سد خواهدبود.

 که شاید بتوان عمده ترین مساله در احداث سد همین جابجایی افراد و ساکنین خانواده های روستایی که ابا اجدادی در این مناطق روستایی سکونت گزیده اند و تمام عمر خود را در روستاها با وجود نبود امکانات گذرانده­اند و با تلاش و کوشش فراروان و نبود امکانات مدرن شهری و یا امکانات مدرنی که بعضی روستاهای برخوردار هستند امرار معاش نموده اند و حتی محصولات خود را به نقاط شهری نزدیک و شاید حتی دورترین نقاط کشور کشور صادر نموده اند و تا حدودی نیز در این بخش موفق بوده­اند.

مساله جابجایی و کوچاندن افراد از روستا شاید مهمترین مساله بخش احداث سد لاسک است که که شاید با احداث سد لاسک و جابجایی خانوارها از این مناطق به شهرها منجر به مرگ تدریجی انها شده و اصالت و پیوند بین خانوارها و روستاها و جنگل را از انها گرفته و شاید مرگ تدریجی این افراد را فراهم اروده است.

اثرات مخرب سدها و سدهاي اجرا شده

 یکی از عوامل تخریب محیط زیست را سدسازی ها عنوان می کنند که

می تواند آسیب های جبران ناپذیری به جنگل ها، رودحانه ها، کوهستان ها، آبخیزها، دریاچه ها، تالاب ها، دشتها و حتی دریاها وارد کند. حتی گروهی از اساتید دانشگاه ها پا را از این نیز فراتر گذاشته و معتقدند که سد سازي فعاليتي بيابان زا به حساب می اید. آنها می گویند، هر سد سالانه بخشي از آب تجديد پذير كشور را تبخير مي كند که این رقم تا بیش از ۵ ميليارد متر مكعب نیز می رسد که موجب تبخیر آب تجديد پذير كشور در پشت سدها مي شود. متاسفانه در کشور ما سدها سبب تخريب يا تهديد جدي اكوسيستم هاي آبي و زيستگاههاي وابسته به آن در تالاب ها و درياچه ها شده اند.

به عنوان مثال کرمان از جمله استان های خشک ایران به شمار می آید که در بهترین شرایط بارندگی ها هم نمی توان به سطح بارش ها در این نقطه اعتماد کرد. با این حال وقتی ایران در خشکسالی ها قرار دارد دیگر می شود به خوبی حال و روز کرمان را درک کرد. اما بازی به همین جا ختم نمی شود. به موارد فوق، اضافه کنید سدسازی ها را تا مشخص شود چه فاجعه ای در گرم ترین استان کشور رخ می دهد.

چندی قبل خبری منتشر شد مبنی بر اینکه اکوسیستم شهر فهرج به علت کم آبی در حال نابودی است و اگر قرار است حیات جانوران و گیاهان و زیستگاه آنها مورد حمایت قرار گیرد، باید آب مورد نیاز آنها از سد نساء تامین شود

باز هم با نگرانی و از قول صابنظران باید گفت که امروز صنعت سد سازی فقط در كشورهاي در حال توسعه رونق دارد و این در شرایطی است که بازار آن در كشورهاي توسعه يافته، برچيده شده است. اثرات منفي سدها بر روي محيط زيست فيزيكي، بيولوژيكي و اجتماعي آن قدر زياد است كه بسياري از كشورهاي توسعه يافته از دهه ۷۰ به بعد ديگر نه تنها سدي نمي سازند بلكه به جمع كردن و برچيدن سدهاي خود به قيمت هاي بسيار گزاف پرداخته اند تا اثرات منفي آنها را بر محيط زيستشان را بزدايند و رودخانه ها و سفره هاي آب زيرزميني خود را احياء كنند.

سد لاسک و میزان اعتبار اختصاص داده شده به ان:

احداث سد مخزنی لاسک که جزء پروژه های ملی محسوب می شود که با اعتبار ۵۱۰ میلیارد تومان به دلیل کمبود منابع ساخت به بخش خصوصی واگذار شد ولی به دلیل وجود ۵۰ هکتار از جنگل های هیرکانی در منطقه و خطر نابودی این جنگل های در اثر احداث این سد تاکنون سازمان محیط زیست مجوز ارزیابی محیط زیستی برای این پروژه ملی صادر نکرده است.

یک امار کوتاه از تعداد سدهای احداث شده در کشورهای اروپایی:

آماری از تعداد سدهای ساخته شده در دنیا گویای این حقیقت است که در دنیای پیشرفته از حداکثر پتانسیل های موجود برای ساخت سدها استفاده شده و فقط کشورهای فقیر و عقب مانده از این نعمت خدادادی بی بهره مانده اند.
کشورهای فرانسه، انگلستان، برزیل، مکزیک، کره جنوبی و ترکیه هر یک بیش از ۵۰۰ سد بزرگ دارند در صورتی که کشورهای عقب مانده ای نظیر بنگلادش، لائوس، هایتی، اوگاندا، گابن، سیرالئون، مالی و کنگو هر یک کمتر از دو سد دارند و این در حالی است که همه ساله اخباری از تلفات ناشی از سیل در این کشور ها منتشر می شود.