راه سوم: بنا براین گزارش سید کاظم دلخوش نماینده محترم مردم صومعه سرا در مجلس شورای اسلامی پیرامون موضوعات روز استان و کشور بویژه وضعیت اشتغال و بیکاری ، چشم انداز اقتصادی دولت ، وضعیت مناطق آزاد تجاری و … به سوالات هیات تحریریه اخبار رشت پاسخ داد که در ادامه به بخش اول این گفتگو خواهیم پرداخت:

رشت پرس: با توجه به آمار ضد و نقیص اشتغال و بیکاری در استان گیلان و به تبع آن در کشور ، لطفا بفرمائید دلایل این تناقص چیست و مردم به کدامیک از این اعداد و ارقام می توانند اطمینان کنند؟

در ابتدا تشکر می کنم از هیات تحریریه پایگاه خبری رشت پرس که با انتشار دقیق و سریع اخبار همواره با در پیش گرفتن عدالت رسانه ای توانسته در چارچوب اخلاق حرفه ای گام برداشته و در صحنه های مختلف حضور یابد و همچنین فرارسیدن ایام اربعین حسینی را خدمت تمام شیعیان جهان علی الخصوص مردم ولایتمدار استان گیلان تسلیت عرض می کنم.

بحث اشتغال از دغدغه های مهم کشور است و از دغدغه های ویژه مقام معظم رهبری بوده تا جایی که ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی جمله ای را بیان نمودند که جای بسی تامل دارد؛ ایشان فرمودند: من از جوانان این کشور شرمنده هستم و در ادامه تاکید بر حل مشکل جوانان داشتند.

دستگاههای اداری منافع خود را بیشتر از منافع بیکاران در نظر دارند

در شرایط فعلی چند مشکل اساسی در جامعه وجود دارد در وهله اول نوع ارتباط ما با سرمایه گذاران خارجی بسیار کمرنگ بوده حتی بعد از برجام و از طرفی سرمایه گذاران داخلی نیز به واسطه بعضی از قوانین دست و پا گیر دستگاههای دولتی و اجرایی در هر استانی سرمایه گذاری نمی کنند. از اینرو ما نتوانستیم زمینه حضور سرمایه گذار را در عرصه سرمایه گذاری اشتغال فراهم نماییم و به نوعی نتوانستیم این فرهنگ را ترویج دهیم. فرهنگ در دو صورت اتفاق می افتد در ابتدا در مجموعه ادارات و دستگاههای اداری اصولا ما دچار یک پارادوکس شدیم. دستگاههای اداری علیرغم تاکید رهبری نظام بر اشتغا ل ؛ منافع خود را بیشتر از منافع بیکاران در نظر دارند و در مواقعی با سنگ اندازی که از برخی دستگاههای اجرایی صورت می گیرد در واقع یکی از موانع برای ایجاد اشتغال است.

به عنوان مثال در بسیاری از کشورهای اروپایی به راحتی در مورد محیط زیست اظهار نظر می کنند اما در کشور ما ایران در این بخش محیط زیست را محیط ایست می دانند.

دوم اینکه به همت دولت محترم بستر سرمایه گذاری با خارج آماده شده است اما برخی از مسئولین می پندارند که در این سرمایه گذاری به ما و یا دستگاه مربوطه چه می رسد؟! و یا اینکه آیا اشتغال ۲۰ نفر می تواند ارزش داشته باشد یا خیر؟! قطعا اشتغال هر تعداد افراد می تواند مهم باشد لذا اینگونهاظهارات اشتباه است و باید اصلاح شود.

چنانچه شخصی از سرمایه گذاری حمایت کند ، لقب شریک سرمایه گذار به آن می دهند

سومین مشکلی که در برخی از استانها مانند استان گیلان متاسفانه وجود دارد فرهنگ غلطی است که رسوب کرده و آن این است که چنانچه شخصی از سرمایه گذاری حمایت کند ، لقب شریک سرمایه گذار به آن می دهند که این یک باور غلط است و بنده از این بعد همواره مورد انتقاد قرار گرفته ام .

با توجه به فرمایشات مقام مظم رهبری ، بحث اقتصاد باید در قوه قضائیه جایگاه ویژه ای داشته باشد و مورد حمایت قرار گیرد که به نظر بنده حمایت قضایی کنونی کافی نمی باشد .

از طرفی رشد جمعیت ما با رشد سواد در کشورهمخوانی ندارد امروزه در اغلب روستاها با وجود مراکز دانشگاهی جوانان بیکار دیروز به جوانان بیکار باسواد تبدیل شده اند .قبلا جوانان بیکار بی سواد داشتیم که هر کاری را انجام میدادند و از طرفی خدمات در روستا ها گرفته شده و خدماتی وجود ندارد که این باعث شده جمعیت حدود ۶۰ درصدی روستایی امروز به حدود ۳۲ درصدی تقلیل پیدا کرده است؛ چرا؟ لذا روز به روز هم در مسیر از دست دادن این ظرفیت هستیم زیرا دیگر کشاورزی برنج حتی برای یک خانواده دو نفره هم جوابگو نیست و یا به عنوان مثال در موضوع ابریشم چه چیزی بدست آوردیم ، چای را چقدر توانستیم حفظ کنیم . اینها واقعیات جامعه است و ما باید با آمار بصورت مستند صحبت کنیم به عنوان مثال در گذشته ۷۰ هزار تن چای تولید می کردیم امروز رسیده به ۱۷ هزار تن ! حال این سوال مطرح می گردد که آیا رشد داشته ایم یا پسرفت ؟! لذا این موضوع باعث بروز آسیب می گردد و دولت مجبور می شود پولی را که باید برای جای دیگری پرداخت کند به چایکاران دهد زیرا اگر همین حمایت هم صورت نگیرد همین میزان چایکاری هم از دست خواهیم داد.

اکنون در صدد هستیم سن استغال را به ۳۵ تا ۴۰ سال برسانیم!

چنانچه به استان خودمان نگاه کنیم خواهیم دید که در هر خانواده ای چند بیکار وجود دارد ؛ آیا این بیکاران سن اشتغال را پشت سر گذاشته اند یا خیر؟! بنده معتقدم سن اشتغال آنها گذشته است . اگر در کشور سه میلیون بیکار داشته باشیم حدود یک و نیم میلیون از آنها از سن اشتغال گذشته اند که هم اکنون در صدد هستیم سن استغال را به ۳۵ تا ۴۰ سال برسانیم!

از طرف دیگر زاد ولد کم شده و در استانهایی مانند استان گیلان زاد و ولد منفی است یعنی اینکه عدم زاد و ولد باعث به خطر افتادن امنیت کشور می شود . امروز نیروی جوان می تواند در مقابل دشمن بایستد فردا اگر جامعه پیری داشته باشیم می توانیم بدنبال امنیت باشیم ؟ همه اینها جزء سلسله بحث هایی که بهم وابسته است و به نظر بنده دولت هم از نظر نیرو اشباع است و ما نباید در هیچ دولتی دلخوش به این باشیم که همه مشکلات حل شده و مملکت ما در گل و بلبل به سر می برد بلکه ما باید شرایط کل کشور را در نظر بگیریم. بنده با توجه به اینکه سیاسی هستم و اعتقاد و خط سیاسی هستم چنانچه در شرایط فعلی که مقام معظم رهبری در ۱۰ سال گذشته دغدغه اقتصادی دارند چنانچه تفکرات سیاسی را بر اقتصادی ارجح بدانیم به مردم خیانت کرده ایم .

مرکز آمار کشور یک روال غلط را در پیش گرفته است

از طرفی بعد از انقلاب این فرهنگ در ما بوده که هرکسی هرچیزی داشته آن را مفت خور دانستیم و آن را آدمی دانستیم که این پول را ا کجا آورده و بیشتر به فکر مچگیری بوده ایم در حالیکه اگر کسی از راه نادرست به جایگاهی رسیده و اموالی را بدست آورده باشد این از وظایف دستگاههای اجرایی ذیربط می باشد که برخورد کنند و بنده به عنوان یک قانونگذار نمی توانم در زندگی شخصی افراد سرک بکشم. لذا ما باید به تنهایی کار خود را درست انجام دهیم و حال چون به صورت فردی نتوانستیم کار خود را به درستی انجام دهیم مشکلاتی را داریم .

در بحث آمار صحبت من تنها متوجه مسئول عالی اجرایی استان نیست زیرا زمانی که آماری را به عنوان استاندار و یا نماینده مجلس از تریبون ها مطرح می کنیم هرچند ظاهر واقعی داشته باشد چنانچه اصلاح نشود به ضرر جامعه و کل کشور خواهد بود. بنده معتقدم مرکز آمار کشور یک روال غلط را در پیش گرفته وآن این است که مرکز آمار اعلام داشته چنانچه یک نفر در روز یکساعت کار کند جزء آمار اشتغال محسوب می شود و آن فرد شاغل است ! این حرف نادرستی است و متاسفانه امروز در کشور جاری است و بر همین اساس آمار بیکاری و اشتغال را اعلام می کنند و یا بر اساس شاخص های کشور سنین بین ۱۰ تا ۵۰ سال را سنین مشمول بیکاری لحاظ می کنند حال اینکه کجای دنیا یک فرد ۱۰ ساله را می توان شاغل لحاظ کرد ، بر همین اساس اینها نشان می دهد که آمارهای ما غلط است .

حال سوال اینجاست که نرخ آمار چگونه محاسبه شود؟ نرخ آمار در کشور باید بر اساس نرخ افرادی که قابلیت اشتغال دارند تا پایان سن اشتغال که بتوانند وارد عرصه کار شوند محاسبه شود، به عنوان مثال ۱۸ تا ۳۵ سال باشد.از اینرو آمار بیکاری را در این نرخ جمعیتی محاسبه کنیم و در نهایت برای آنان برنامه ریزی شود ، ما نمی توانیم جمعیت استان گیلان را ۲ میلیون نفر بیان کنیم و بعد اعلام کنیم آمار بیکاری ما ۱۰ درصد است پس بهتر است جمعیت آماده به اشتغال را مطرح کنیم و از بین آنها نرخ بیکاری را اعلام کنیم که در اینصورت نرخ بیکاری ما بالای ۲۸ درصد خواهد بود که در اینصورت باید برنامه ریزی صحیحی برای جمعیت بیکار واقعی داشته باشیم . اگر در کشور آمار درست نداشته باشیم نمی توانیم برنامه ریزی درستی برای این مقوله در نظر بگیریم در دنیای امروز هر کشور با ارائه آمار درست می تواند به موفقیت دست یابد لذا پیشرفت در هر کاری بر پایه آمار درست به دست می آید.

هزینه جاری دولت سالانه مبلغی بالغ بر ۱۳۰ هزار میلیارد تومان است که بخش عمده آن مربوط به حقوق و دستمزد می باشد

حال چرا آمارهای مرکز آمار کشور درست نیست ؟ بنده این نقد را بر مرکز آمار کشور دارم که آمار دقیق شاغلین و غیر شاغلین را دقیق محاسبه نمی کند ، هر دولتی که می آید دراین بخش ها که مسئولیت اشتغال و امثالهم را بر عهده دارند اشتباهاتی را دارند و می خواهند اعلام کنند که ما کاهش دادیم و … ! حال اینکه با گفتن چنین حرفهایی مشکلات حل نمی شود و بنده نیز به عنوان نماینده مجلس قانون می نویسم و نگارش قانون من می بایست بر اساس آمار درست می باشد و هر کاری باید بر اساس آمار درست انجام گیرد و دستگاه های اجرایی و مرکز آمار کشور و مرکز پژو هش های مجلس باید طوری برنامه ریزی شود که آمار موجود با واقعیات منطبق باشد. یکی از دلایلی که باعث میشود قانون اشتباه نوشته شود همین است به عنوان مثال در بحث کارت هوشمند سوخت است که باعث سرگردانی نمایندگان مجلس می شود ، دولت ۱۵۰ میلیون دلار هزینه کرده و از طرفی این کارت ماشین نیست که جای مردم را گرفته باشد مثل ماشین های فرسوده ، این کارت در گوشه ای بماند و دولت در مواقعی که بحرانی بوجود آمد می تواند با اصلاحاتی دوباره از آن استفاده کند . اینها را بیان کردم تا بدانیم هر کاری که بخواهیم انجام دهیم بر اساس آمار است و این موضوع را حتی در مقیاس خانواده هم می توان دید.

لذا این ساختارها باید از بالا اصلاح و تغییر کند و نه تقصیر استاندار است و نه تقصیر نمایندگان مجلس ، ولی دستگاههای اجرایی کلان کشور مثل مرکز آمار و مرکز پژوهش های مجلس باید آمارها را طوری تنظیم کنیم که بتوانیم بر اساس آن برنامه ریزی و قانونگذاری درستی را ارائه داد.

اگر از اینها بگذریم خواهیم دید دولت هم در سیستم اداری قابلیت جذب نیرو را ندارد زیرا هزینه جاری دولت سالانه مبلغی بالغ بر ۱۳۰ هزار میلیارد تومان است که بخش عمده آن مربوط به حقوق و دستمزد می باشد .

ما می توانیم با حمایت از تولید واقعی بخش عمده ای از مشکلات اشتغال را حل کنیم . همانطور که می دانید هم اکنون ۷۵۰۰ تا ۸۰۰۰ واحد تولیدی نیمه فعال و غیر فعال داریم لذا می توانیم اینها را حمایت کنیم و سهم اشتغال را افزایش دهیم . البته در سیستم اداری مشکلات دیگری هم وجود دارد در اقتصاد کشور ۱۵ درصد مربوط به بخش خصوصی ، ۳ درصد مربوط به تعاون، ۲۰ درصد مربوط دولت است لذا ۶۰ درصد اقتصاد کشور در اختیار شرکتها و موسسات عمومی غیر دولتی هستند مثل شستا که در گذشته نقش بسزایی در اقتصاد داشته اند و امروز به جایی رسیده اند که خود زیانده شده اند و باری بر دوش دولت شده اند و روز به روز در حال تحلیل رفتن هستند ، اینها باید ساماندهی شود و بنده اعتقاد دارم برای برون رفت از این وضعیت باید یک گروهی متشکل از سه قوه برای اصلاح ساختار سیستم اداری و آماری کشور تشکیل شود تا تحقیقات زیر بنایی صورت گیرد و هرچقدر در این بخش هزینه شود می تواند نقش تاثیرگذاری داشته باشد و از آن به بعد هر سازمان و یا دولت می خواهد برنامه ریزی کند بر اساس واقعیت اقدام می کند .

امروز یکی از استانهای کم برخوردار در کشور استان گیلان است که این موضوع را با نگاهی گذرا به استانهای همجوار به راحتی می توان دریافت که در طول ۱۰ سال گذشته رشد ۴ برابری نسبت به استان گیلان داشته اند ، اینها نشان می دهد ما بر اساس آمار صحیح برنامه ریزی نکرده ایم . هر زمانی شخصی وارد استان گیلان می شود ما در صدد نشان دادن وضعیت خوب و قابل قبولی در صنعت و کشاورزی و … هستیم اگرچه در ظاهر این آمار و ارقام باعث رضایتمندی ظاهری مردم می شود ولی در عمل موجب می شود اعتبارات در حوزه های مختلف به سایر استانها سوق داده شود و این عوامل باعث شده استان گیلان در بسیاری از موارد نتواند به جایگاه واقعی خود برسد .

وزارت کار اصلا خود را متولی کار نمی داند و تنها اسم کار را دارد

بنده معتقد هستم وزارت کار نمی تواند معضل بیکاری را حل کند زیرا وزارت کار اصلا خود را متولی کار نمی داند و تنها اسم کار را دارد زیرا کارخانه هایی که در حال فعالیت هستند خودشان نیروهای کارگری خود را جذب می کنند و وزارت کار در آنها دخالتی ندارد البته اینها به معنای بی ارزش کردن خدمات وزارت کار نیست اما اگر می خواهیم از معضل بیکاری رهایی یابیم باید همچون اوایل انقلاب که امام ( ره) بسیج بیست میلیونی را تشکیل داد و دیدیم که این بسیج بیست میلیونی اجازه نداد یک وجب از خاک کشور را به تصرف بیگانگان درآید بعد از آن بسیج سازندگی توانست بخش زیادی از روستاهای ما را آباد کند امروز هم که در خدمت شما هستیم قرارگاه خاتم الانبیاء در بحث خانه سازی ، راه سازی ، مدرسه سازی و مسجد سازی و … واقعا در حال کار است و اینها نمونه هایی از یک کار بسیجی است . بنده معتقدم اگر می خواهیم بحران اشتغال در کشور در حال حاضر حل شود باید ستادی را با نظارت بسیج کشور راه اندازی کنیم و دستگاههای دیگر هم شورایی را تشکیل دهند که از سه قوه در این ستاد فرماندهی حضور داشته باشند . این ستاد باید همه امکانات بخش خصوصی استفاده کند همچنین در پیشگیری از هدر رفت منابع بانکی اقدام نماید و احکام این ستاد باید از طرف مقام معظم رهبری گرفته شود .

اگر بسیج اشتغال را راه اندازی نکنیم ما در کشور نمی توانیم مشکل اشتغال را حل کنیم چرا که مشکل اشتغال امروز بحرانی است و همه مسئولین باید از خواب بیدار شوند و باید متوجه تذکرات مقام معظم رهبری باشند همانطور که در دوران جنگ بسیج توانست از کشور دفاع کند در این مقطع هم می تواند نقش بسزایی داشته باشد و معتقدم بسیج اشتغال باید ایجاد شود و می تواند اشتغال سالانه یک میلیون نفر را بر عهده بگیرد . بخش عمده ای از بیکاری به دلیل عدم آموزش است و جوانان ما فکر می کنند تنها پشت میز اداره نشستن مشکل شان را حل می کند در حالی که این نوع اشتغال با حقوق حداقلی راهگشا نیست و این بدلیل عدم ثبات شغلی در سایر بخش ها است که اینها به دلیل عدم آگاهی و اطلاع رسانی اشتباه است.

آیا اگر فردی یک ساعت در روز کار کرد می توان گفت شاغل است؟!

ما آمادگی داریم با مسئولان دولت و کارشناسان بخش آمار در یک میزگردی با همکاری شما بنشینیم و ببینیم تعریف اشتغال و بیکاری چگونه است آیا چنانچه فردی یک میلیون وام گرفت ، شاغل محسوب می گردد؟! آیا اگر فردی یک ساعت در روز کار کرد می توان گفت شاغل است؟! آیا سن ۱۰ سال شاغل است؟! اگر همه به این تعریف واحد رسیدند ما هم می پذیریم ولی اگر مورد قبول واقع نشد بنشینیم و راهکار ارایه دهیم و روشها را اصلاح کنیم و بنده قول می دهم این موضوع را در مجلس پیگیری کنم و بصورت قانون ارائه گردد .

( پایان بخش اول)… ادامه دارد ….