پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Saturday, 16 November , 2019
امروز : شنبه, ۲۵ آبان , ۱۳۹۸ - 19 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 6963
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۶ | ارسال توسط :

توالت نویسی مجازی

راه سوم: پدیده دیوارنویسی نتی در فضای مجازی، از ابعاد مختلف دیوار نوشته های توالت های عمومی را تداعی می کند که در جامعۀ ما قدمت و کارکرد ویژۀ خود را دارد. بکار بردن توالت نویسی تمثیلی است برای نزدیک کردن به ذهن و نه به عنوان مفهوم سازی برای یک واقعیت با گسترش وسایل […]

توالت نویسی مجازی
راه سوم: پدیده دیوارنویسی نتی در فضای مجازی، از ابعاد مختلف دیوار نوشته های توالت های عمومی را تداعی می کند که در جامعۀ ما قدمت و کارکرد ویژۀ خود را دارد. بکار بردن توالت نویسی تمثیلی است برای نزدیک کردن به ذهن و نه به عنوان مفهوم سازی برای یک واقعیت

با گسترش وسایل ارتباط جمعی بویژه شیوع بکارگیری گوشی های هوشمند، عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی رواج و محبوبیت فوق العاده و بی سابقه ای یافت و بسیاری از کسانی که در کشور ما قبلا از شبکه هایی مانند فیسبوک استفاده می کردند به اینستاگرام و تلگرام نقل مکان کردند. در این اثاث کشی مجازی، پدیده ای جدید خودنمایی کرد. در این رفتارجمعی با وقوع رویدادی که برای عده ای ناخوشایند باشد، صفحۀ شخصی افراد، در معرض هجوم ناسزاها و اعتراضات شدید و گاه رکیک ناراضیان قرار می گیرد. البته در کنار چنین اعتراض هایی، پیام های غیرمرتبط و بی معنی حتی به زبان فارسی یا فینگلیش، بر صفحۀ افراد غیرفارسی زبان هم نوشته شده که گاهی تا مدتی به عنوان جوک و لطیفه نیز دست به دست می شود.

این پدیده در فضای مجازی، از ابعاد مختلف دیوار نوشته های توالت های عمومی را تداعی می کند که در جامعۀ ما قدمت و کارکرد ویژۀ خود را دارد. بکار بردن توالت نویسی تمثیلی است برای نزدیک کردن به ذهن و نه به عنوان مفهوم سازی برای یک واقعیت. در نتیجه قطعا تفاوت ها در کنار شباهت ها هم هست و به هیچ وجه مطابقت کامل و صددرصد نیست. عنوان توالت نویسی را بدان جهت انتخاب کردم که تمثیلی را ارائه کنم. همه ما قطعا حداقل یکبار به توالت های عمومی رفته ایم و مطالب نوشته شده روی در و دیوار آنجا را هم خوانده ایم. این پدیده نه فقط در ایران که در همه جوامع مشاهده می شود.

دو وجه ممیزۀ اساسی در توالت نویسی جامعۀ ما به چشم می خورد:

۱- اعتراض سیاسی

۲-بیان تمایلات جنسی

این دو وجه به شکل های مختلف هم با هم ترکیب می شوند. مثلاً اعتراض های سیاسی به شخصیت های بارز در قالب فحش های رکیک جنسی که تا حدودی بیان تمایلات پنهان خود فرد نیز هست بیان می شوند. تمایلاتی که در فرایند طبیعی زندگی سرکوب شده اند. سرکوب غرایز جنسی محدود به بخش خاصی از جامعه نیست و شامل تمام بخش های جامعه است. حتی در میان نخبگان مختلف و در نشست های خصوصی هم جوک های جنسی و جنسیتی مبادله می شود و تفاوت معناداری میان مذهبی/ غیرمذهبی، عامه / نخبه یا طبقۀ بالا / پایین مشاهده نمی شود. هر چند نیاز به بررسی های عمیق تر و دقیق تر دارد. نه توالت نویسان الزاما بی سروپا و لمپن هستند و نه نظرنویسان اینترنتی. می توانم تجسم کنم افراد مختلف با پایگاه های اجتماعی متفاوتی را که در لحظه خشم نسبت به مخالف چه اظهارنظرهایی در صفحات مجازی منتشر می کنند. حتی در بحثی علمی درباب فلسفه هگل!

نوشتن ناسزاهای رکیک جنسی وجه بارز این پدیده است که آن را به توالت نویسی با ویژگی های بالا بسیار شبیه می سازد. در شباهتی دیگر، اظهارنظرهای سیاسی بعد دیگر این پدیده است که آن هم گاهی بسیار غیراخلاقی و مملو از فحش ها و الفاظ رکیک جنسی استهر دو بُعد نشاندهندۀ حوزه هایی است که افراد خارج از محیط خصوصی مانند توالت اجازۀ بیان آنها را ندارند یا خودشان از ابراز آن ابا دارند و خودداری می کنند. در حالیکه در جوامعی با ویژگی های متفاوت الزاماً اینگونه نیست. نیکولاس متیوز، دانشجوی دکتریِ دانشگاه ایندیانا، سرپرست نویسندگان پژوهشِ سال ۲۰۱۲ بود. این مطالعه، دیوارنگاری‌های دستشویی‌ها را در نُه کافۀ شهری مرکزی در امریکا تحلیل می‌کرد. او و همکاران محققش دریافتند که رایج‌ترین نوع دیوارنگاری «اعلام حضور» بود؛ مثلاً فرد تنها نامش را شتاب‌زده می‌نوشت. متیوز اشاره دارد که وقتی کسی روی دیوار دستشویی چیزی می‌نویسد، «مخاطبینی با تنوعی حیرت‌آور دارد: نژادها، طبقات، مشاغل و مَناصب مختلف؛ اما این مخاطبان کاملاً به یک جنس محدودند. به همین خاطر است که ناگاه مسائل مختص جنسیت ظاهر می‌شوند. «فضا هست، بی‌کارید و آدم، عاشق برقراری ارتباط است. ما مخلوقاتی اجتماعی هستیم. افرادی این کار را می‌کردند و این سنت از میان آن‌ها برخاست.»

جولیا بک در مقاله خود در آتلانتیک اشاره می کند که دیوارنگاری دستشویی، مجله‌ ای شده است برای اظهارات بی‌نام و اغلب نامناسب؛ مجله‌ای که کم‌ شباهت به بخش نظرات اینترنت نیست و این مزیت افزوده را نیز دارد که می‌توان چیزی لمس‌کردنی در جهان واقعی ایجاد کرد. به‌ علاوه همان‌طور که متیوز بیان می‌ کند، «این کار همچنان غیرقانونی است. انحراف است؛ اما انحرافی با هزینۀ ناچیز.» احتمال کمی وجود دارد که کسی دستگیر شود و اغلب، چیزی است که می‌شود آن را شست و پاک کرد یا رویش را رنگ کرد.

در جامعه ما تفریحات اجتماعی که در دورهمی هایمان هست مثل جوک گفتن آن هم از نوع جنسی، دست انداختن و متلک گفتن به یکدیگر، یا صحبت در مورد اوضاع اقتصادی و سیاسی به شبکه های اجتماعی نقل مکان کرده و به کارکرد اصلی تبدیل شده استدر شبکه های اجتماعی نه هر نوع نظرنویسی بلکه حمله های پرشمار و سریع به دنبال رویدادی رسانه ای به صفحه شخصیت های معروف! دیده می شود. هر چند این رویداد برای موضوعات مختلف اتفاق می افتد و هر کدام می تواند دلایل خاص خود را داشته باشد اما برخی ویژگی های این پدیده در جامعه ما دلایل خود را دارد:

شبکه های اجتماعی از نسل دوم وب: شبکه های اجتماعی از نسل دوم وب هستند. این نسل وب «تعاملی» است و انبوهی از کاربران که می توانند ناشناس باشند با هم در ارتباطند. نوشتن ناسزاهای رکیک جنسی وجه بارز این پدیده است که آن را به توالت نویسی با ویژگی های بالا بسیار شبیه می سازد. در شباهتی دیگر، اظهارنظرهای سیاسی بعد دیگر این پدیده است که آن هم گاهی بسیار غیراخلاقی و مملو از فحش ها و الفاظ رکیک جنسی است. هر دو بعد آشکارا به محدودیت ها و تابوهایی بر می گردد که در این دو حوزه وجود دارد و با توجه به هزینه های بسیار پایین و عدم توبیخ اظهار نظر آزاد در فضای شبکه های اجتماعی، واکنش های شدید و افراطی در چنین موقعیتهایی بصورت انفجاری بروز می کند.

رخ دادن در میان نخبگان و چهره ها: به علاوه، این پدیده عمدتاً در رویدادهایی مربوط به نخبگان و شخصیت های معروف و ستارگان ورزشی و هنری بیشتر ظاهر می شود. با توجه به نابرابری های شدید اجتماعی در جامعه ما و احساس خشم و حسادت از موفقیت اقلیت های نخبه، چنین رویدادهایی فرصتی برای انتقام جویی فراهم می کند. این پدیده در سطح بسیار کلان به آنچه نخبه کشی نامیده شده نیز مربوط می شود. نخبه کشی در اینجا نه به معنی ارتکاب قتل، بلکه تلاش برای تخریب حداکثری فرد مورد هدف موردنظر است.
کارکرد متفاوت شبکه های اجتماعی در ایران: از منظری دیگر کارکرد شبکه های اجتماعی در ایران با کشورهای توسعه یافته بسیار متفاوت است. این شبکه ها بیش از آنکه وسیله ای برای سرگرمی باشند، برای کاربردهای متنوع دیگر مانند یافتن اطلاعات و افراد موردنظر برای فعالیت های مختلف است. در جامعه ما تفریحات اجتماعی که در دورهمی هایمان هست مثل جوک گفتن آن هم از نوع جنسی، دست انداختن و متلک گفتن به یکدیگر، یا صحبت در مورد اوضاع اقتصادی و سیاسی به شبکه های اجتماعی نقل مکان کرده و به کارکرد اصلی تبدیل شده است و به مجرد وقوع یک رویداد تمام افرادی که عمده وقت خود را در این شبکه ها می گذرانند با توجه به وقت زیاد، هزینۀ کم، میل به انتقام و آزادی نسبی هجوم می برند تا از این فرصت ناب کمال استفاده را ببرند. وقتی اقدام دسته جمعی این گروه نه چندان کوچک به اوج خود می رسد، فشار هنجاری آنان به صورت مارپیچ به حاشیه نشینان خاموش نیز سرایت می کند و تبدیل به پدیده ای فراگیر و طوفانی می شود. این مکانیسم کنش دسته جمعی همان است که ما گاهی آن را رفتار گله ای هم می نامیم.

وقتی کاربری با دلسوزی برای فوتبالیستی خارجی به فینگلیش دستورالعملی از طب سنتی ما می نویسد تا روی زانوی آسیب دیده اش بمالد، دلیلی غیراز فقدان مهارت ارتباطی نمی تواند داشته باشد.

با توجه به ناشناس بودن عمدۀ مخاطبان، کاربران باید حداقلی از مهارت های ارتباطی را داشته باشند. این مهارت های ارتباطی باید ارتباط با فراتر از گروه های خودی و آشنا را شامل شود. اکثریت اعضای جامعه ما نه تنها از فقدان مهارت های ارتباطی در وب رنج می برند و ما این را در ارتباطات و مباحثات گروهی مشاهده می کنیم که حتی در تعاملات رودروی واقعی نیز اختلالات فراوانی وجود دارد. افراد عمدتاً خاص گرا هستند و فقط در ارتباط با گروه های نزدیک به خود موفقیت نسبی دارند. در حالیکه ارتباطات جهانی و بین المللی نیازمند ادارک و لمس حداقلی از فرهنگ های متنوع جوامع دیگر است. با توجه به محدودیت ارتباطات و سفرهای بین المللی و ورود تعداد کم گردشگران خارجی به کشور، این شناخت به حداقل رسیده است. نوشتن نظرات به فارسی یا فینگلیش در صفحات افرادی که قطعا فارسی نمی دانند نشانه ای از این امر است. وقتی کاربری با دلسوزی برای فوتبالیستی خارجی به فینگلیش دستورالعملی از طب سنتی ما می نویسد تا روی زانوی آسیب دیده اش بمالد، دلیلی غیراز فقدان مهارت ارتباطی نمی تواند داشته باشد.

ما در جامعه ای زندگی می کنیم با وضعیت آنومیک. یعنی بی هنجاری. برای بسیاری از پدیده ها هنجار اجتماعی وجود ندارد. سرعت تحول تکنولوژی نیز همیشه بیشتر و بالاتر از سرعت شکل گیری هنجار است. در نتیجه بخشی از این آشفتگی و بی نظمی تاحدودی طبیعی است. بویژه که این تکنولوژی ها وارداتی نیز هست. مقاومت در برابر نوآوری مانند رادیو و تلویزیون و حتی دوش حمام با پدیده مورد بحث بسیار متفاوت است. در اینجا ما صحبت از خشونتی دسته جمعی می کنیم که محصول تضادهای عمیق اجتماعی است.

راه حل های مختلفی برای تخفیف این پدیده به نظر می رسد:
۱- آموزش قواعد تعامل در شبکه های اجتماعی قطعا کارساز است. چون افراد در شبکه های اجتماعی درون یک شبکه یک دست و همگن و یکپارچه نیستند بلکه در زمان واحد می توانند در شبکه های کوچک و بزرگ متداخل یا جدا از هم باشند. خیلی بستگی دارد که شبکه های آنان چیست و از آن مهمتر برایشان چه اهمیتی دارد.
۲- کمپین ها در تقویت هنجارها قطعا کمک می کند. اخلاق هم بخشی از هنجارهاست. با گسترش تکنولوژی و تقسیم کار تخصصی و حرفه ای هنجارها هم به سمت اخلاق حرفه ای می روند. در نتیجه دیگر صحبت از اخلاق عام نیست بلکه اخلاق مثلا اینترنتی موضوعیت می یابد.
۳- در مورد حل مسئله غریزه جنسی، آموزش مسائل مربوط به آن مخصوصاً در محیط خانواده می تواند کمک شایانی در تنظیم این روابط داشته باشد. متاسفانه به علت سکوت در خانواده و مدرسه، گفتگو در این باره به میان دوستان و همسالان رفته و آسیب زا شده است.
۴- تسهیل ارتباطات بین المللی و کاهش نابرابریهای اجتماعی دو راه حل ساختاری از نظر اینجانب است.

دکتر احمد شکرچی عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی

فراتاب

|
کلید واژه ها
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.