پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Thursday, 14 November , 2019
امروز : پنج شنبه, ۲۳ آبان , ۱۳۹۸ - 17 ربيع أول 1441
شناسه خبر : 7592
  پرینتخانه » پربیننده ها, گیلان تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۴ | ارسال توسط :

جناب شکری! مردم طالب صداقت هستند نه عوام فریبی

اختصاصی راه سوم: ماجرای درگیری محمود شکری نماینده مردم تالش، رضوانشهر و ماسال با مردان اعتدال کشوری و استانی به موضوع انتصاب مدیر عامل آب منطقه ای گیلان برمی گردد جایی که آقای شکری خواهان انتصاب مجید نیکخو سرپرست وقت سازمان بود اما این اتفاق نیفتاد و کاظم لطفی بجای مجید نیکخوی مدیرعامل آب منطقه […]

جناب شکری! مردم طالب صداقت هستند نه عوام فریبی

اختصاصی راه سوم: ماجرای درگیری محمود شکری نماینده مردم تالش، رضوانشهر و ماسال با مردان اعتدال کشوری و استانی به موضوع انتصاب مدیر عامل آب منطقه ای گیلان برمی گردد جایی که آقای شکری خواهان انتصاب مجید نیکخو سرپرست وقت سازمان بود اما این اتفاق نیفتاد و کاظم لطفی بجای مجید نیکخوی مدیرعامل آب منطقه ای گیلان شد.   

 پس از آن محمود شکری به انتقاد تند از دکتر نوبخت پرداخت و ایشان را مسئول مدیرعامل نشدن نیکخوی دانست. شکری مدعی شد که نوبخت نیکخوی را به دلیل رئیس ستاد جلیلی بودن رد کرده است و در ادامه این کار را دخالت در حوزه اختیارات استاندار گیلان دانست و گفت: «نوبخت با عمل مذکور خواست بگوید حرف نخست و آخر در گیلان را او می‌گوید و استاندار کاره‌ای نیست». ادعایی که با تکذیب دکتر نوبخت همراه بود و نوبخت گفت: «همه نمایندگان محترم باخبرند كه، باعنایت به جایگاه حقوقی و اختیارات قانونی حتی با وجود انتظارات جز در موارد شاذ و نادر در جابجایی مدیران استانی تصمیم گیری نمی كنم». نماینده تالش خواستار مشخص شدن تکلیف استاندار گیلان شد و اظهار کرد: «رئیس جمهور مشخص کند نوبخت یا نجفی کدام‌شان استاندار گیلان هستند».

این اظهارات نماینده تالش با چند سوال روبرو است:

  1. در وهله اول، با فرض صحت ادعای شکری مبنی بر دخالت دکتر نوبخت در انتصاب مدیر عامل آب منطقه ای گیلان، آیا معاون رئیس جمهور که مقامی اجرایی است حق دخالت در انتصابات حوزه اجرایی را دارد یا نماینده مجلس که متعلق به قوه مقننه است؟ گفته های جناب شکری خود ناقض اصل تفکیک قوا و قوانین جاری کشور است. وظایف نمایندگان مجلس مشخص است: قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانین. اگر آقای شکری مدعی اختلاس مدیر عامل قبلی آب منطقه ای گیلان است باید اسناد مربوط به آن را در اختیار مقامات نظارتی و قضایی قرار دهد تا مدیر خاطی محاکمه شود. اگر چنین کاری نکند در واقع نه تنها به وظایف نمایندگی خود عمل نکرده بلکه در امور غیر مرتبط با نمایندگان (انتصابات اجرایی) ورود کرده است که خطایی دیگر است. در این خصوص باید به جناب شکری گفت ابتدا باید شما تکلیف تان را با خودتان مشخص کنید که آیا نماینده قوه مقننه هستید یا قوه مجریه؟
  2. جناب شکری از کاظم لطفی (جانشین نیکخوی) بعنوان یکی «از نیروهای موفق و متخصص در آب و فاضلاب شهری» یاد می کند که تنها گناهش این بوده که در آب منطقه‌ای کار نکرده است! در اینجا باید گفت فرد نالایقی را بجای مدیر قبلی منصوب نکرده اند که ایشان شاکی باشد. مدیر جدید که نباید با ایشان یا هیچ نماینده دیگری هماهنگ باشد. مدیران اجرایی مدیران دولت اند نه مدیران نمایندگان.
  3. جناب شکری ادعایی کلی و البته به دور از انصاف و اخلاق مطرح می کند که می گوید «تمام مدیرانی که توسط نوبخت انتخاب شدند دستی در فتنه داشتند». در این خصوص باید گفت اولا ملاک فتنه شناسی ایشان نیست. دوم، با توجه به گفته های قبلی ایشان که دکتر نوبخت در انتصابات استان دخالت می کند، آیا می توان نتیجه گرفت که هم جناب استاندار و هم کاظم لطفی تنها به دلیل اینکه منصوب دولت هستند و یا نزدیک به دکتر نوبخت، باید دستی در فتنه داشته باشند؟! آیا می توان چنین تصور نمود؟ این ادعا با ادعای قبلی ایشان تناقض دارد و باید گفت سخن تناقض آمیز نشان از سستی استدلال یا عجله در بیان دارد.
  4. جناب شکری در همان مصاحبه فرمودند که «انتصاب مدیرعامل جدید شرکت آب منطقه‌ای گیلان به معنای مهم نبودن کشاورزی و کشاورزان استان برای نوبخت» است و «نوبخت با خیانتی که به گیلان انجام داده، چگونه می‌خواهد در مقابل مردم و خداوند پاسخگو باشد»! بگذریم از اینکه ادعای خائن بودن یک مسلمان بدون مستندات گناهی بزرگ محسوب می شود، واقعا آیا عدم انتصاب مدیر مورد نظر یک نماینده باید باعث شود که معاون یک رئیس جمهور را بدون ادله و سند به خیانت متهم کرد؟ بنظر می رسد که نمایندگان با مردم عامی تفاوت دارند هم در جنس اندیشه و هم در شکل بیان آن. به جناب شکری پیشنهاد می شود به این موضوع کمی بیاندیشند.
  5. همچنین نماینده محترم تالش که از جناح حامیان دولت نبوده در قامت یک دلسوز! می گوید «دخالت نوبخت در تمام امور گیلان موجب رقم خوردن شکست‌های بزرگ روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده است»!! با توجه به صحبت های قبلی شان این اظهار دلسوزی را حتی طرفداران اصولگرای خود ایشان در منطقه تالش هم نمی توانند باور کنند چه رسد به طرفداران دولت. پس چرا بر زحمت خود و دیگران می افزاییم؟!
  6. البته جناب شکری در پایان متذکر می شوند «به‌ زودی اسنادی را به دست می‌آورم و برای آگاهی افکار عمومی به رسانه‌ها ارائه می‌دهم تا مردم بدانند در گیلان چه فاجعه‌ای وجود دارد». همه فعالان سیاسی استان از آن زمان منتظر این اسناد هستند و هیچ جا هم نرفته اند. ولی نه تنها خبری از اسناد نبوده یا ایشان نیافته اند بلکه روز به روز بر دامنه ادعاهای غیر منطقی شان (اگر نگوییم تهمت) افزوده می شود.

نمونه دیگر این رویه نادرست و غیر منطقی نماینده مردم تالش در اظهار نظرشان نسبت به منصوب دکتر نوبخت در گیلان است. جناب شکری در نشست علنی مجلس (۲۱ آذر ماه) در تذکری شفاهی مدعی شد که «سازمان برنامه، بودجه استان گیلان بر خلاف قوانین مدیریت و خدمات کشوری و بودجه سال ۹۵ بدون آزمون لیستی از بستگان خود را با تهدید به مدیران کل استان برای استخدام تحمیل کرده است… و دیوان محاسبات و دیوان بازرسی به این موضوع ورود کنند تا برابر قانون با متخلف برخورد شود».  بسیار جالب است از یک نماینده مجلس که ابتدا بدون ارائه هیچ سند و مدرکی به یک مدیر مسلمان در فضای عمومی جامعه تهمت می زند و سپس از مراجع نظارتی می خواهد تا به موضوع ورود کنند و با متخلف برخورد نمایند! جناب شکری کجای قوانین آمده است ابتدا تهمت بزنیم بعد برویم برایش سند مهیا کنیم؟ آیا معنای مصونیت نمایندگی این است؟ واقعیت این است که جناب شکری هیچ سند و مدرکی ندارند و تنها از موضوع مدیرعامل آب منطقه ای ناراحت هستند. اما حرف ما این است که یک نماینده مجلس آدم عادی نیست که هر چه دلش بخواهد بگوید.

اما جناب شکری مجددا طی سخنانی در شامگاه جمعه ۲۶ آذر، شب میلاد پیامبر اعظم و جشن هفته وحدت در مسجد جامع ریک مسیری پیشین خودشان را پیمودند که با تاکید ایشان بر هفته وحدت و ضرورت اتحاد مسلمین تناقض داشت! مضمون سخنان ایشان مورد بررسی قرار می گیرد تا مشخص شود که نه دغدغه جوانان تالش در میان است و نه دغدغه حقوق های نجومی. بلکه اصل مطلب مدیر مورد نظر برای آب منطقه ای گیلان است. شکری نماینده تالش مجددا با تکرار ادعاهای چند روز قبل خود مدعی شد «کسی که در بحث استخدامها بی عدالتی و بی قانونی کرده تحت سیطره آقای نوبخت است» و «آقای نوبخت نمی تواند جوانان تحصیل کرده تالش ببیند در حالی که آنها با سواد ترین انسانها هستند». این که جوانان تالش باید مطالبه گر باشند و «خواستار همراهی جوانان تالش در مورد اعتراض به استخدام های غیرقانونی در مرکز استان گیلان و مطالبه حقوق آنان شد».

  1. در این استان فقط جوانان تالش بیکار نیستند. یک مدیر استانی که نمی تواند برای خوشایند فلان نماینده یا جلب نظر او همه استخدامها را از یک شهر انجام دهد.
  2. خود جناب شکری برای جوانان تحصیلکرده تالش چه کار کرده اند؟ رئیس سازمان برنامه و بودجه گیلان تنها یک سال و نیم است که روی کار آمده است. مشکل بیکاری تنها متعلق به همین یک سال گذشته نیست که غوغای آن توسط نماینده محترم تالش بلند گشته است. سوال این است که آیا چنین اظهاراتی توسط جناب شکری در دولت قبل هم صورت گرفته بود؟ زمانی که نفت بالای ۱۰۰ دلار بود و مجموع درآمدهای نفتی ۸ سال دولت قبل بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار بود باید از جناب شکری پرسید که ایشان در دولت قبل چگونه برخورد کرده اند؟ آیا اعتراضی کردند؟ و آیا نسبت به اختلاس های انجام شده پیگیری نموده است؟ با توجه به «سابقه ۳۰ ساله و ۵ ساله ایشان در کار اداری دولت و نمایندگی مجلس» باید گفت که جناب شکری چه کاری برای شهرستان تالش کرده اند؟ چند سرمایه گذار جذب کرده اند؟ موجبات تاسیس چند تا کارخانه برای اشتغال جوانان تحصیلکرده تالش مهیا کرده اند؟
  3. تا جایی که ما می دانیم سازمان برنامه و بودجه بعد از طرح فاجعه بار دولت قبل مبنی بر انحلال آن؛ توسط دولت روحانی احیا و بازسازی گردید که لازمه اش جابجایی نیروها بر اساس شرح وظایف جدید بود. شهرستان تالش نیز از این رهگذر استخدامها بی نصیب نمانده است و مشاور جوان رئیس سازمان از همان جوانان تحصیلکرده تالش است. بنابراین، تصور این است که جناب شکری یا از این روند اطلاعی در دست ندارند یا اطلاعات نادرست به ایشان داده اند.
  4. جناب شکری از رسانه های جمعی گیلان دعوت می کنند که «به اتاق کیوان محمدی بروید و ببینید که ده ها میلیون تومان برای این اتاق هزینه شده است. کدام یک واجب تر بود؟ مردم ستمدیده اسالم یا کیوان محمدی؟». شاید ایشان بدانند که ساختمان سازمان برنامه و بودجه در بسیاری از استانها بعد از انحلال ان توسط دولت قبل فروخته شده بود و در جاهای دیگر هم وضعیت مناسبی نداشت. آیا انجام یکسری هزینه های تعمیراتی برای ساختمان های اداری که باید خدمت رسان همان مردم ستمدیده باشد واقعا این اندازه دردناک است که بابت آن نماینده مجلس یک شهر را شلوغ کند؟ اگر این هزینه های عمرانی دردناک است بابت قصور نمایندگان در انجام وظیفه نظارت نمایندگی خود چه باید گفت تا اختلاس های ۹ هزار میلیاردی مانند بابک زنجانی در این کشور رخ ندهد. جناب شکری می توانند توضیح بدهند که با ۹ هزار میلیارد چند شهر ستمدیده را می شد از ستمدیدگی نجات داد. یا باید بپرسیم که اگر نگران مردم ستمدیده هستیم چرا همین نمایندگان مجلس از تسهیلات ویژه برای خودرو شخصی میلیونی کیا سراتو برخوردار شده اند؟ آیا نمی شد مانند نه مردم ستمدیده بلکه مردم عادی سوار خودروهای ملی پژو و سمند شوند؟ یا باید بپرسیم که هزینه های انتخاباتی نمایندگان محترم از کجا تأمین می شود و مبلغش چقدر است؟ مطمئنا ده ها میلون نیست و بسیار بیشتر از اینهاست. جناب شکری نسبت به این موضوع که مورد سوال مردم از جمله شهرستان تالش است چه نظری دارند؟ آیا عوام فریبی نیست که چشم بر همه اینها ببندیم و بگوییم مردم ستمدیده فلان طور هستند و فلان مدیر اتاق مدیریتش را بازسازی کرده است؟ در ضمن، باید به آقای محمدی توصیه نمود که آسانسور سازمان برنامه و بودجه گیلان بعنوان میراث مدیریت قدیم هنوز مشکل دارد و از رئیس سازمان بخواهیم آسانسوری مدرن تر و مطمئن تر برای سازمان برنامه و بودجه استان تدارک ببینند تا هر بار تن مراجعه کنندگان به سازمان نلرزد.
  5. جناب شکری! کیوان محمدی فردی از جنس اعتدال است که با بسیاری از مدیران دیگر از دو جهت متفاوت است: اول، هیات علمی دانشگاه است و با نگاه روز علمی به مسایل می اندیشد، و دوم، تخصص او گیلان شناسی است و دغدغه گیلان را از مدتها قبل از مدیریتش در سر داشته است. تلفیق سه ویژگی اعتدال، سواد و گیلان دوستی برای آنکه یک فرد شایسته بالاترین مناصب باشد کفایت می کند. از مدیران شایسته مان حراست کنیم نه آنکه راه خودی زنی هموار نماییم.
  6. جناب شکری «سوار شدن برخی مدیران به قطار در قزوین و نواختن صدای سوت را به نام قطار رشت را فریبکاری می خوانند». واقعا جای تعجب است که چرا به خاطر مسایل شخصی چشم بر منافع استانی می بندیم. همین چند روز قبل بود که یکی از نمایندگان اردبیل از دکتر نوبخت بابت راه آهن اردبیل شاکی بود که چرا به راه آهن گیلان توجه ویژه دارد اما به اردبیل توجه نمی کند! بعد از مدتها گیلان ما صاحب یک شخصیت ملی گشته که مورد اعتماد رئیس جمهور است تا آنجا که توزیع ثروت کشور را در اختیار ایشان قرار می دهد. هیچ کس بری از خطا نیست هم جناب دکتر نوبخت و هم شما جناب شکری. اما در قضاوت هایمان باید رعایت انصاف داشته باشیم. حال این انصاف است که دکتر نوبخت را بابت تلاش شان برای تحقق رویای تاریخی راه آهن گیلان به فریبکاری متهم کنیم؟ انصاف نیست. از بیگانه خوردن دردناک نیست. خودی را زدن نشانه بی هنری است!

شاید بهتر است همان آیه ای از سوره مباركه الاسرا را مجددا یادآوری کنیم که دکتر نوبخت پیشتر به شما یادآوری نمود:

وَقُلْ لِعِبَادِی یقُولُوا الَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیطَانَ ینْزَغُ بَینَهُمْ إِنَّ الشَّیطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِینًا

و به بندگانم بگو در صحبت از بهترین جملات استفاده كنید زیرا شیطان می خواهد بین شما نزاع ایجاد كند چون شیطان دشمن آشكار انسان است.

|
کلید واژه ها
, ,
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.