پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Friday, 20 September , 2019
امروز : جمعه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۸ - 21 محرم 1441
شناسه خبر : 10543
  پرینتخانه » گیلان تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۸ | ارسال توسط :

دومین شب شعر ویژه دهه ی فجر + تصاویر

اختصاصی راه سوم ـ سارا متقی: رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت با حضور در دومین شب شعر ویژه ی دهه ی فجر از واژه تا سپیده، دو مطلب از خود خواند. دومین شب شعر ویژه ی دهه ی فجر از واژه تا سپیده در مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیا رشت،شنبه ۱۶ […]

دومین شب شعر ویژه دهه ی فجر + تصاویر

اختصاصی راه سوم ـ سارا متقی: رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت با حضور در دومین شب شعر ویژه ی دهه ی فجر از واژه تا سپیده، دو مطلب از خود خواند.

دومین شب شعر ویژه ی دهه ی فجر از واژه تا سپیده در مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیا رشت،شنبه ۱۶ بهمن ۹۵ با شعرخوانی جمعی از شاعران برجسته ی استان و اجرای موسیقی زنده برگزارشد.

در انتهای این نشست که از سلسله برنامه های دومین جشنواره ی فرهنگی هنری اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت بود از  چهرهای برجسته ی شعر انقلاب، پونه نیکویی، رضا نیکوکار و آرش پورعلیزاده تجلیل به عمل  آمد

محمد حسن پور،رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت، با حضور دراین شب شعر، ضمن تبریک ایام سی و هشتمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی  و گرامیداشت یاد شهدا گفت: همه ی عناصری که می تواند یک شعر و یک هنر را تقویت کند؛در پیروزی انقلاب وجود داشته است و مطمئنا ادبیاتی که در انقلاب اسلامی شکوفا شده و رشد کرده است؛نمود آن همین دوستان خوبی مثل آرش پورعلیزاده و رضا نیکوکار و شما دوستان هستید که توانستید حق مطلب را درباره ی این پیروزی پیروزی بزرگ ادا کنید.پیروزی مظلومان تاریخ دربرابر استبداد و استکبار، دست های خالی ولی قلب هایی پر از ایمان در مقابل کسانی که تمام قوت و قدرت را داشتند.

وی ضمن ابراز خوشحالی از حضور از حضور خود در جمع شاعران بیان کرد:من شعر ندارم.این هم که میخواهم بخوانم شعر نیست.مطلبی است که خودم نوشته ام. روزی به خانه رفتم و دیدم که پسرم به شدت گریه می کند و اشک در چشمانش پر شده از مژگانش میچکد.گفتم: چه شده؟ گفت:بابا بیا این را نگاه کن! در تلگرام نگاه کردم دیدم که عکس یک بچه ی ده ساله ساله را زده بودند که در مرزهای سوریه،یخ زده بود…من همین مطلب را نوشتم:

زار زار می گرید عزیز من. باران اشک می چکد از مژگانش. صدایت عزیزمن! شانه هایت هم می لرزد! انگار کودکی در مرزسوریه،لبخند تلگرام  را خشکانده است.لعنت به این زمین که زمان را دیوانه کرده.

مرا به خدایی که مردم را به شرط چاقو می پسندند؛نخوانید. سوار خرتان شوید ابوجهل ها. بروید به تاریخ. دلم محمد می خواهد.

پس از آن حسن پور اجازه خواست تا مطلب دیگری نیز از خود بخواند:

این سنگ را من می شناسم.این سنگ را بارها دیده ام. کودکی که سرش  شکست.جوانی که رویش نشست. آن هم مرا بسیار می شناسد.مرا و همه ی عابران را. در برف و باران، گرمای تابستان، خونسرد و ساکت، بازی کودکان، تن رنجوران.. هم را دیده، شنیده. انگار نه انگار به روی خود نیاورده.

من از این سنگ می ترسم. او را به سینه ی مردی که در گور خوابیده…آن ها هم هستند سنگ ها،رودها، آب، باد، باران،نسیم..ما را می بینند و آمدن و رفتن مارا به هم گزارش می دهند.

اگر سنگی دیدی که خود را برای مهمانی تو پهن کرده، اندکی درنگ کن؛بار را، باران را،برف و تابستان را زندگی کن، درنگ کن. زندگی گاهی درنگ است به قدر لحظه ای روی سنگی،زیر سایه.

در این مراسم همچنین شاعران از دغدغه هایشان گفتند و توجه بیشتر نسبت به انجمن شعر و شاعران را مطالبه نمودند.

photo_2017-02-05_05-23-45

photo_2017-02-05_05-23-56

photo_2017-02-05_05-24-04

photo_2017-02-05_05-25-00

photo_2017-02-05_05-25-04

photo_2017-02-05_05-25-09

photo_2017-02-05_05-25-28

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.