پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Monday, 10 December , 2018
امروز : دوشنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۷ - 2 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 10983
  پرینتخانه » اخبار سرخط, پربیننده ها, گیلان تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۳ | ارسال توسط :

ضرورت بررسی جامع وضعیت مدیریتی در گیلان

اختصاصی راه سوم: خوب شد ۳ روز برف نبارید. نعمت طبیعی و خدادای دیگر برای مردم گیلان تبدیل به یک محنت شده است آن هم به دلیل ضعف مدیریتی که تقصیرها را گردن ضعف زیرساختی می اندازند بدون آنکه سوال کنند این زیرساخت ها را چه کسانی باید مهیا کنند؟ حتما مدیران ما انتظار دارند […]

ضرورت بررسی جامع وضعیت مدیریتی در گیلان

اختصاصی راه سوم: خوب شد ۳ روز برف نبارید. نعمت طبیعی و خدادای دیگر برای مردم گیلان تبدیل به یک محنت شده است آن هم به دلیل ضعف مدیریتی که تقصیرها را گردن ضعف زیرساختی می اندازند بدون آنکه سوال کنند این زیرساخت ها را چه کسانی باید مهیا کنند؟ حتما مدیران ما انتظار دارند پول مدیریت را آنها بگیرند و کارش را مردم بیچاره انجام دهند! مردمی که هم باید مالیات بپردازند و هم تاوان بی لیاقتی برخی مدیران و بی توجهی برخی مسئولان را. به برکت حضور این وضعیت مدیریتی در گیلان برف برای ما گیلانیان اکنون از نعمت به محنت تبدیل شده است. جالب اما اینجاست که گفته می شود فرمانداران خوب درخشیدند! برخی در ایام برف (نمی گویند بحران برف) بی مهری می کنند. گفتن این که مردم بیچاره روستاهای ما ۴ روز برق نداشته باشند می شود بی مهری!

این وضعیت در حالی اتفاق افتاد که هواشناسی یک هفته قبل از برف  اعلام می کند آماده باشید برف سنگینی در راه است و به مدیران می گویند با تجهیزات آماده باش باشید تا مردم اذیت نشوند. اما علیرغم هشدارهای سازمان هواشناسی بار دیگر مدیران استانی غافلگیر و مردم گیلان غافلگیرتر شدند! اتفاقات تنها یک روز برف (صحیح تر ۱۰ ساعت برف باریدن) نشان داد که استان گیلان در مقابل بلایای طبیعی می تواند چقدر شکننده باشد. فقط خدا به داد مردم بیچاره های روستاهای گیلان رسید که بجای بارش برف قریب به ۱۲۰ سانتی متر طی ۵ روز سال ۹۲ این بار تنها ۴۰ سانت برف ظرف ۱۰ ساعت بارید.

حال «اگر اینجا اردبیل بود که دیگر ویرانه‌ای از آن باقی نمی‌ماند! چگونه در استان همجوار ما می‌توانند بارش‌های سنگین‌تر را مدیریت کنند اما در استان ما نه؟!». ما که با این آمارهای مختلف قشنگ حائز رتبه های برتر می شویم چگونه است که توانایی اداره یک برف ساده ۴۰ تا ۵۰ سانتی را نداریم؟ «وقتی بارش ۴۰ سانتی‌متری برف را نمی‌توانیم مدیریت کنیم نامه نوشتن به وزیر کشور برای کمک به حادثه پلاسکو چه معنایی دارد؟!».

وقتی می بینیم اوضاع خراب است شروع می کنیم به انداختن تقصیرها گردن زیردستان! با شهردار در شهر قدم می زنیم و رژه حضور در میدان می دهیم و بعد مشکل را می اندازیم گردن همان آدمی که با او قدم می زدیم! مگر مدیریت بحران شهر فقط شهردار دارد؟ شهردار رشت به درستی می گوید: «مدیریت مشکلات در محدوده استان بر عهده استاندار و در محدوده شهرستان بر عهده فرماندار است». این که مردم ما ساعت ها بین رشت و امامزاده هاشم / امامزاده هاشم به سنگر و لاهیجان به کوچصفهان و رشت نمی توانستند رفت آمد کنند درحالیکه ما استان معین هستیم! تقصیرش گردن شهردار بود؟!

همچنانکه محمد صادق حسنی نماینده رشت گفت: «یک مجموعه کامل در مدیریت این بحران قصور داشتند و نمی توان تنها یک دستگاه را مسئول دانست. وی ادامه داد: همین الان در روستاهای کوچصفهان و خمام ما برق بسیاری از روستاها قطع است. وقتی صد در صد برق یک روستا قطع است نمی توان تقصیر را به گردن جمشید طالبی مدیرعامل توزیع برق انداخت. او  تاکید کرد: ما انتقادات خودمان را از مدیریت استانداری نیز در بحران برف اعلام کردیم».

پس در ادامه، آنهم در حین بحران برف شهردار املش برکنار می شود و گفته می شود که تخلفات مالی دارد. خب در همان روزهای برف که بر شما هویدا نشده بوده ایشان تخلف مالی دارد. پس قبلا می دانستید. او که فرار نمی کرد. می توانستید عزلش را بعد از برف بگذارید. اما وقتی حین بحران برف و نارضایتی همگان از مدیریت بحران برف بالا می رود این شهردار برکنار می شود تا ضدخبر شکل بگیرد. یعنی منحرف کردن حواس ها از مشکلات و سوءمدیریت ها. اما ضعف مدیریت و بحران برف بیشتر از آن است که با این ضدخبر حل شود. پی باید قربانی کرد!

شهردار منطقه ۴ رشت می گوید: «بعد از صبح بود که مدیران استانداری  به ما زنگ می زدند که چه خبر ولی بامداد آغاز برف چرا  از ما کسی خبر نمی گرفت که  چه خبر؟…». و نماینده مردم رودسر می گوید «چرا بخش خصوصی را بسیج نکردید؟ از بخش خصوصی پرسیدم چرا ورود نکردید؟! گفتند کسی ما را فراخوان نکرد». این گونه بود که بعد ۴ روز از بحران برف شاهد خاموشی ۸۵۰۰ مشترک برق روستاهای گیلان بودیم.

مدیر کل مدیریت بحران استانداری گیلان از خاموشی ۸۵۰۰ مشترک برق روستاهای گیلان با گذشت ۴ روز از بحران برف سنگین! خبر می دهد. باید دید در همان روز اول چقدر برق مردم قطع شده است؟ افشین عزیزی می گوید: «حدود ۹ شهر و ۸۰۰ روستای گیلان تحت تاثیر برف قرار گرفتند و دچار مشکلات بسیار شدند». افزون بر این، «آب ۱۳ روستای لاهیجان و سیاهکل تامین نشده و ۳۰ روستای رشت و سیاهکل برق ندارد».

امام جمعه لاهیجان می گوید در روز برف «لااقل۱۰ بار به استاندار گیلان زنگ زده ام که میخواهم نماز جمعه بروم، فقط کوچه امام جمعه را باز نکنید بلکه همه کوچه های شهر را باز کنید  و می افزاید: بعد از تماس های بنده لودر آوردند و تا درب خانه ما، {ذره ای بالاتر را هم خیر} را صاف کردند که این برای مردم بدبینی می آورد و این پارتی بازی و تبعیض است». «مردم آب و برق ندارند و مشکلات فراوان دارند و بعد مصاحبه می کنند که تمامی برق های استان گیلان وصل شده است». ایشان «با بیان اینکه دقیقا ۲۲ ساعت طول کشید از تهران تا به لاهیجان بیائیم گفت: در استان البرز هم همین برف بود که لودر، کامیون و نمک پاشی پشت سر هم در حال انجام بود و البته از رودبار تا لاهیجان بود که ۱۸ ساعت طول کشید»! تازه آقای عبدالله زاده خداوند را شاکر می شود که «سه روز برف نیامد و سه ساعت برف آمد».

واقعیت این است که «به دلیل ضعف مدیریت و عدم توجه به زیرساخت‌ها، مدیریت بحران گیلان تسلیم برف شد و نتوانست بحران را مدیریت کند و جمع زیادی از مردم بدون برق شرایط سرما را تحمل کردند و بخش‌هایی از روستاهای لاهیجان، آستانه‌اشرفیه، سیاهکل و خمام بدون برق بودند».

پس قربانی نیاز بود تا تطهیر صورت گیرد. ناصر آل محمدی که از ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ بعنوان مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده ای استان گیلان منصوب شده بود طی نامه ای استعفا داد! آل محمدی ابتدا مسایل شخصی را دلیل استعفای خود مطرح کرد اما چند روز بعد افشاگری نمود  و گفت «شعبان پور معاون استاندار گیلان به نقل از وی مرا مجبور به استعفا کرد». ظاهرا آل محمدی از سخنان رئیسش ناراحت شده بود که گفته بود «من عذرش را خواستم». مدیرکل مستعفی سفره دلش را باز کرد و از مکاتبات قبلی خود با استاندار گیلان و معاون عمرانی ایشان جهت اختصاص اعتبار برای نوسازی ماشین آلات راهداری سخن گفت:

«در تاریخ هشتم مهر ماه سال جاری بنده نامه‌ای به نجفی استاندار گیلان نوشتم مبنی بر اینکه به ۳ میلیارد و ۷۵۵ میلیون تومان برای بازسازی و نوسازی ماشین‌آلات راهداری نیاز است و پس از آن درخواست تشکیل جلسه کردم و خواستار اختصاص اعتبار شدم و در تاریخ ۲۶ آبان ماه امسال نیز نامه‌ای دیگر به شعبان‌پور معاون عمران استانداری گیلان نوشتم و گفتم اگر به ما مساعدت نشود در بحران برف با مشکل مواجه می‌شویم اما حتی یک ریال از طرف استانداری گیلان به ما اختصاص داده نشده است».

آل‌محمدی سپس به نامه نگاریش با افشین عزیزی مدیریت بحران استانداری گیلان اشاره می کند که در آن درخواست تامین اعتبار نوسازی ماشین‌آلات و دیگر موارد مورد نیاز کرده است که البته «تا به امروز یک ریال اعتبار به راهداری گیلان اختصاص ندادند».

مدیرکل مستعفی راهداری از موفقیت خود در «بحران‌های برف سنگین‌تر» خبر می دهد و می گوید برغم «عدم حمایت استانداری تمام تلاش خود را به‌کار گرفتیم». اگر ما ناکارآمد هستیم «نیروی کارآمد شما کجا بودند زمانی که ما در برف‌های سنگین‌تری مشغول فعالیت بودیم». او می گوید «برای تامین حقوق پرسنل خود و نیروهایی که با ادغام راهداری به ما اضافه شده‌اند از تهران اعتبار می‌گیریم و با استفاده از بودجه ملی حقوق جاری کارمندان را پرداخت می‌کنیم در حالی که تمام هزینه‌های جاری کارمندان باید استانی پرداخت شود اما از استان به اعتباری داده نشده است».

بلافاصله پس از این سخنان افشاگرانه ناصر آل محمدی می بینیم مدیران دیگری مرتبط با بحران برف هم که خطر قربانی شدن را استشمام کرده بودند، شروع به سخن کردند. مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر گیلان از «فرسودگی حدود ۵۰ درصد از ناوگان امدادی جمعیت هلال‌احمر گیلان» سخن گفت و مدیرکل راه و شهرسازی گیلان نیز به وجود «تنها سه تریلی برای جابه‌جایی ماشین‌آلات سنگین در استان و وجود تنها یک گریدر یخ‌شکن در گیلان» اشاره کرد که دارای ۲۰ سال قدمت بوده و «تنها گریدر یخ‌شکن استان است». خاوری همچنین به فعالیت پنج نفر کارگر در اداره راه و شهرسازی رشت اشاره می کند در حالی که سال ۶۹ تعداد ۵۵ نفر کارگر در اداره مذکور فعالیت می‌کردند!

در ادامه، دیگر مسئولان به صحنه می آیند و از مسایل استان پرده بر می دارند. از جمله فرمانده نیروی انتظامی گیلان نیز بر قدیمی بودن ماشین آلات راهداری تأکید کرد و اینکه استان گیلان جرثقیل سنگین برای جابه‌جایی ماشین‌آلات ندارد و از همه مهتر «ماشین‌آلاتی به گیلان واگذار شده که مستعمل هستند و واگذاری این ماشین‌آلات مستعمل از استان‌های دیگر جفا به استان است».

آیه الله قربانی می پرسد: «در برخی مناطق سی سانتر برف بر روی سیم برق نشست و باعث قطعی برق شد که این مشکلی نیست اما شش ساعت طول کشیدن برای رسیدن از لاهیجان به رشت را چگونه توجیه می کنید!؟ … و اگر امکانات نبود چرا مسئولین قبل از برف نگفتند که امکانات نداشتند؟».

غلامعلی جعفرزاده نماینده رشت نیز حیران است که «باید مشخص شود که این چگونه طوفانی بوده که باعث افتادن تیر برق ها شد اما سقف خانه کنده نشد …. و اگر ضعف زیر ساختی وجود دارد حتما باید برف ببارد و مسئولین متوجه شوند؟». جعفرزاده می گوید: «بنده در جلسه استانداری، مستندات و مکاتبات خود را ارایه کردم قبل از این برف و در طی دو سال گذشته به طور مداوم مشکلات زیر ساختی برق را گفته بودم ولی متاسفانه تاییدهای مرکزی آن محکم نبود و شرکت توزیع برق گیلان آن را منعکس نکرده بود» .

واقعیت چیست؟ چطور می شود استان ما در صدر آمارهای فلان و بهمان باشد ولی نتوانیم از عهده یک برف ساده ۴۰ سانتی که به یک روز هم نرسید و تنها بخشی از استان را دربر گرفت، برنیاییم؟ اگر مشکل زیرساخت ها داشته ایم به قول آیه الله قربانی چرا قبل از برف نگفتیم و درصدد رفع آن برنیامدیم؟ و اگر مشکل ضعف مدیریتی داشته ایم چرا زودتر کشف نکرده ایم تا مردم بیچاره ما متحمل درد و رنج نشوند؟ به قول مهدی افتخاری نماینده فومن و شفت: «کمبود امکانات و ضعیف بودن زیرساخت‌ها قبل از بروز بحران باید از سوی دستگاه‌های اجرایی استان اعلام می‌شد نه در زمان بحران … و اگر امکانات در استان فراهم بوده و مسئولان در خدمات رسانی قصور و بی‌تدبیری مرتکب شدند باید به صورت جدی از سوی مقامات با آنها برخورد شود».

ما در نحوه مواجهه با چنین حوادثی می توانستیم چهار رویکرد داشته باشیم:

(۱) رویکرد اول استفاده از ماشین آلات ذخیره است که در اصفهان یا تهران ماشین آلات ذخیره ای دارند که در روزهای بحرانی می توانند شهر را نجات دهند.

(۲) دومین رویکرد استفاده از بخش خصوصی است.

(۳) موضوع سوم بهینه سازی کیفی نیروی انسانی بویژه در موضوع استفاده  از ماشین آلات است.

(۴) موضوع چهارم ضعف سیستم های ارتباطی بین دستگاههای اجرایی و بخش های مختلف ارتباطاتی است که به موضوع آی تی و اطلاع رسانی برمیگردد.

آنچه در برف اخیر دیدیم فقدان هیچ کدام از چهار آیتم مذکور بود و در نتیجه نعمت برف به بحران برف تبدیل شد. واقعیت  این است که ما در استان گیلان نه سخت افزار مناسب داریم و نه نرم افزار مناسب. حادثه اتفاق افتاده، بعد مدیران ما یواش یواش دارند می گویند چه داشتیم و چه نداشتیم! به کارنامه همین مدیران نگاهی بیاندازید پر است از خبرهای خوب مربوط به وضعیت اداره مطبوعه شان؛ از جمله مدیرکل مستعفی گرامی ما که در پاییز ۹۵ از برنامه های خوب دولت برای راههای استان خبر داد و سکوت کرد تا وقتی که دید دارند او را قربانی ناکامی برف می کنند به حرف آمد!

نکته مهمتر اما این است که همین مدیران ما قربانی وضعیت مدیریتی موجود هستند. میان شخص مدیران و وضعیت مدیریتی تفاوت وجود دارد. «وضعیت مدیریتی» به فضای ساختاری حاکم بر عملکرد مدیریتی گفته می شود که دارای قواعد و هنجارهای مشخصی است و مدیران بر اساس آن قواعد و هنجارها انتخاب می شوند. اگر معیار انتخاب مدیران خودی بودن و در گروه ما بودن باشد شما متعهد خواهید بود تا به اشخاص و گروهها متعهد باشید نه معیارهای حرفه ای. وقتی تملق و حرف گوش کردن معیار انتصاب و ارتقای افراد باشد بقای شما تنها با اتکای بر این هنجارهای پلید و زشت امکانپذیر است. شما اگر می خواهید زنده بمانید، یعنی مدیریت کنید، باید در این فضا تنفس کنید، قواعدش را رعایت کنید، تعریف و تمجید کنید چرا که می دانید انتقاد یا بیان هر نقصی مساوی با برکناری شما خواهد بود. آنهم وقتی که طرف شما از بیان هر نوع نقد در فضای جمعی  هراسناک می شود و آن را برنمی تابد. پس شمای مدیر ناگزیر می شوید دم فرو ببندید و در ثنا بگویید تا همه چیز خوب معرفی شود. همه چیز خوب می شود تا زمانی که خالقان این فضا غافلگیر می شوند و برای بقای خود می بایست قربانی دهند تا فضای کدر شده تطهیر شود.

پس، مدیران ما قربانی هستند و وضعیت مدیریتی ما معیوب. آمارهای قشنگی که قبلا تولید می شدند اکنون در حال بازتولید شدن هستند و چونان ابری سیاه بر واقعیت استان ما سایه افکنده که انگار گیلان فقط «آرام» است و البته میان «آرام بودن» و «آرامش داشتن» در این وجه تفاوت است که «آرام اول» راه به سوی «آرامستان» دارد و «آرام دوم» پنجره ای به سوی افق های تازه.

– آرامستان موجود پنجره نمی گشاید، پنجره می بندد.

 

* منتظر تحلیلی دیگر این بار در خصوص فضای سیاسی استان باشید.

 

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.