پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Thursday, 20 June , 2019
امروز : پنج شنبه, ۳۰ خرداد , ۱۳۹۸ - 17 شوال 1440
شناسه خبر : 11418
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۰ | ارسال توسط :

نظام اطلاع رسانی در بحران های طبیعی

نظام اطلاع رسانی در بحران های طبیعی (با اشاره به بحران های اخیر برف در گیلان) راه سوم: چند روز پیش، یادداشتی با عنوان «آیا ما مردم گیلان لایق قطعی برق نیستیم؟!» در سایت راه سوم، توجه بنده را جلب کرد. یادداشت مذکور در نقد آمار و اطلاعات ارایه شده متفاوت از یک امر واقع […]

نظام اطلاع رسانی در بحران های طبیعی

نظام اطلاع رسانی در بحران های طبیعی (با اشاره به بحران های اخیر برف در گیلان)

راه سوم: چند روز پیش، یادداشتی با عنوان «آیا ما مردم گیلان لایق قطعی برق نیستیم؟!» در سایت راه سوم، توجه بنده را جلب کرد. یادداشت مذکور در نقد آمار و اطلاعات ارایه شده متفاوت از یک امر واقع که قطعی برق خانوارها در اثر بارش برف در ۳۰ بهمن بود، نگاشته شد. نگارنده می پرسد: « آیا کسی پیدا می شود که به ما بگوید بالاخره برق چند درصد مردم گیلان قطع است؟!» وی، ضمن نقل روایت های مختلف از سایت های خبری،  برفقدان آمار درست و دقیق از وضعیت موجود برق گیلان و قطعی های آن، تاکید می نماید. در بخشی دیگر از آن یادداشت آمده است: « ظرف ۵ ساعت، ۴ آمار متضاد و متناقض از تعداد مشترکین فاقد برق از سوی مسئولین مربوطه ارائه شده است!».

در تداوم یادداشت نقل شده و با توجه به این که در بهمن ماه امسال دو بار در گیلان برف باریده و این بارش ها، زندگی عادی مردم را تحت تاثیر قرار داده است و آمارهای ارایه شده نه تنها در مورد قطعی برق بلکه در موارد دیگر از جمله راه های مسدود شده و غیره، جای بحث و بررسی دارد؛ به این نتیجه رسیدم که جملاتی را در مورد
اطلاع رسانی بحران که اهمیت شایانی در مراحل مختلف بحران دارد، بنویسم. در مورد اطلاع رسانی های صورت گرفته، سوالات مختلفی می توان مطرح کرد از جمله این که : اطلاع رسانی ستاد بحران در برف اول و دوم چگونه بود و در مقایسه این دو موقعیت، چه شرایط، مزیت ها، ضعف ها و برتری هایی وجود داشت؟ سوال دیگر این است که : نحوه استفاده ستاد بحران از رسانه های محلی و ملی و به ویژه تلویزیون چگونه بوده است؟

فارغ از سوالات مطرح شده که نیازمند بررسی همه جانبه، دقیق و مصداقی است و در این مجال، نمی گنجد، در ادامه، به نقش رسانه ها در بحران و ویژگی های اطلاع رسانی حرفه ای و موثر در بحران، اشاره می شود تا شاید زمینه شناخت و ارزیابی دقیق تر عملکرد اطلاع رسانی های اخیر فراهم شود و افکار عمومی در این مورد، قضاوت کنند.

نقش رسانه ها در بحران

نگرش سیستماتیک به رویدادها از جمله رویدادهای بحرانی نشان می­دهد که در ویترین و نیز پس­زمینه و پشت پرده­ هر بحرانی بازیگران مختلف کم و بیش ایفای نقش می­کنند، با نقش­هایی که شاید بعضاً ناخواسته و ناآگاهانه باشد. این بازیگران شامل مردم و گروه­های مختلف اجتماعی و صنفی، نهادهای دولتی، عناصر بین­المللی و رسانه­ها هستند. با این نگاه است که نقش رسانه­ها در هر بحران قابل مشاهده، ردیابی و تحلیل می­شود.  امروزه مردم اساساً از طریق رسانه­ ها اطلاعات دریافت می­کنند. فعالیت رسانه­ها در عرصه اطلاع­رسانی و تبلیغات، آن ها را به عامل محوری
شکل­دهی افکار عمومی در جوامع معاصر تبدیل کرده است.

پرداختن رسانه­ها به بحران و پوشش دادن آن یک موضوع عادی و بسیار معمول است، زیرا بحران ها منابع قابل توجه اخبار هستند. بر اساس تحلیل­های تجربی صورت گرفته بیش از ۲۵ درصد تمامی خبرهای رسانه ای، مربوط به بحران های طبیعی، سیاسی، تکنولوژیکی و … است. علاقه­ رسانه­ها در پرداختن به بحران ها به حدی رسیده است که در قرن بیست و یکم، یکی از معیارهای اصلی برای ارزیابی اهمیت هر بحران، میزان توجهی است که جریان های رسانه ای اصلی به آن بحران می­کنند. در واقع، رسانه­ها در تعیین سیاست دولت­ها در قبال بحران های گوناگون تا حدود زیادی تاثیرگذار هستند.

فال (۲۰۰۴) عقيده دارد كه ارتباطات دقيق و ارائه اطلاعات درست، در مورد خطرات احتمالي، مي­تواند نقش مهمي در پيشگيري از بحران ها، كاهش عوارض ناشي از آن ها و تصميم­گيري مناسب در اين مواقع داشته باشد.

مطالعات صورت گرفته از بحران هاي رخ داده و آسيب­شناسي مديريت آن ها، نشان مي­دهند كه مهم­ترين ضعف­هاي بزرگ در مديريت بحران ها عبارتند از: كانال­ها، ابزار و زبان غيرمشترك، همه­فهم نبودن محتواي پيام در فرآيند ارتباطات بحران و نيز در فرآيند كسب اطلاعات؛ جمع­آوري اطلاعات غيرمرتبط، جايگزين كردن داده­هاي خام پردازش نشده به جاي اطلاعات؛ كمبود اطلاعات مرتبط؛ پايين بودن سرعت دستيابي؛ اطلاعات نارسا و متناقض. وجود دستگاه­هاي اطلاعاتي مختلف و غير حرفه­اي و توليد اطلاعات انبوه به وسيله آن ها در فرآيند بحران ها از جمله دلايل تشديدكننده اين ضعف به شمار مي­روند.

مساله بعدی، به علت نبود قدرت تجزيه و تحليل پديد مي­آيد. معمولاً تصميم­سازي، مبتني بر داده­هاي خام پردازش نشده صورت مي­گيرد نه اطلاعات؛ يعني به جاي اين كه از اطلاعات و تحليل بهره­برداري شود، تصميم­ها و الگوهاي حل بحران براساس داده­هاي خام اوليه صورت مي­گيرند. مشكل ديگري كه اين وضعيت ايجاد مي­كند، مساله فراواني داده­هاي خام و عادت كردن كارورزان به جمع­آوري صرف اين داده­هاست.

مطالعات و پژوهش­های مختلف نشان داده­اند که رسانه­ها می­توانند نقشی حیاتی، قبل، حین و بعد بحران ها بازی کنند. رسانه­ها کارکردهای بسیار مهمی در ابعاد مختلف بحران دارند. مشارکت آن ها برای مدیریت بهینه­ بحران بسیار ضروری است( اسکالن، ۲۰۰۵).

در مرحله وقوع بحران، کارکرد اطلاع­رسانی و خبری رسانه­ها و نیز جلب مشارکت همگانی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا بحران ها، آبستن شایعات هستند و به منظور هدایت افکار عمومی باید به شیوه­ای مدبرانه
اطلاع­رسانی شوند. بدون شک، اطلاع­رسانی و خبردهی، روشن­ترین و اصولی­ترین نقش رسانه­های جمعی در مقابله با بحران است.

اطلاع رسانی بحران

يكي از بخش­هاي مهم در ستادهاي بحران، بخش تبليغات و اطلاع­رساني است. توصيه مي­شود اين بخش­ها به شكل تيم­هاي عمليات رواني و با حضور متخصصان تبليغات و ارتباطات، مسوولان عمليات امدادي، روان­شناسان اجتماعي، جامعه­شناسان و متخصصان جمع­آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات، تشكيل شود. بايد دستور كارهايي صادر شود تا هرگونه خروج اطلاعات، اطلاع­رساني و تعيين نوع اطلاعات براي انتشار صرفاً از طريق اين ستاد صورت گيرد. معمولاً فردي سخنگو براي ستاد انتخاب مي­شود. اعلام اخبار خسارات، ميزان و نوع كمك­هاي امدادي، شيوه همكاري مردم، خطرات احتمالي و هشدارها، اعلام شرايط عادي و مواردي از اين قبيل، بر عهده اين ستاد است. اعضاي تيم موظفند اخبار را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند، آثار اجتماعي و رواني آن را بررسي كنند و با شيوه­هاي ارتباطي مناسب و محتواي تأثيرگذار، به اطلاع­رساني و تبليغات بپردازند. آرميستيد (۱۹۹۶) و پينسدورف (۱۹۸۸) پيشنهاد مي­دهند كه براي جلوگيري از ناهماهنگي ميان سخنگويان، بهتر است تعداد سخنگويان را كاهش دهيم.

به گفته ويلهابر (۱۹۹۰)، سخنگوي ستاد بحران بايد بداند كه چه مساله­اي براي مخاطبان بيش از بقيه مهم است. به عنوان مثال در يك حادثه انفجار در يك نيروگاه اتمي، مهم­ترين مساله براي مخاطبان، سلامت است؛ بنابراين سخنگو بايد قبل از هر چيز به اقدامات حفاظتي اشاره كند و به مخاطبان اطمينان دهد كه حداكثر اقدامات ممكن براي محافظت از آن ها و خانواده­هايشان انجام شده است.

از نظر آرپان (۲۰۰۲) و هيل و همكاران (۲۰۰۵) قوميت و ويژگي­هاي ظاهري و شخصيتي سخنگوي ستاد مقابله با بحران هم مهم است. در بحران هاي رخ داده در محدوده­هاي محلي، منطقه­اي و قومي، قوميت و شخصيت سخنگوي ستاد بحران اهميتي دو چندان پيدا مي­كند. گاهي بهتر است سخنگو از ميان قوميت بحران­زده برگزيده شود و در زماني ديگر ممكن است براي جلوگيري از تحريك رقابت­هاي درون قوميتي، سخنگو با قوميتي ديگر يا ترجيحاً با قوميتي اكثريت كشور انتخاب شود. گاهش موقعيت يا جايگاه اجتماعي سخنگو مي­تواند مفيد يا مضر واقع شود. گاهي استفاده از يك چهره پذيرفته شده علمي، فرهنگي، سياسي، هنري و حتي ورزشي، مي­تواند كارآيي بيشتري از استفاده از يك متخصص بحران داشته باشد.

آرميستيد(۱۹۹۶)، توجه سخنگوي بحران را به دوربين­هاي تلويزيوني جلب مي­كند. دوربين­هاي تلويزيوني، برخي علايم چهره­اي را ثبت مي­كنند كه براي رسانه­هاي ديگر امكان­پذير نيست. در صورتي كه سخنگوي بحران آشفته، وحشت­زده، داراي چهره­اي خسته و فاقد اعتماد به نفس باشد، بخش بزرگي از وظيفه خود را كه ايجاد اعتماد و آرامش است، به درستي انجام نداده و چه بسا در جهت عكس عمل كند. سخنگوي بحران بايد در پاسخ­گويي به رسانه­ها و به ويژه تلويزيون، سريع و دقيق باشد و بتواند با رسانه­ها از موضع قدرت صحبت كند.

از ديگر مباحث اصلي و مهم پيرامون سخنگو، اشراف وي به اطلاعات پيرامون بحران است. استفاده از فنون مختلف ارتباطي، داشتن زبان مناسب بدني، گفتاري و نوشتاري، اثربخشي اظهارات وي را افزايش مي­دهد.

جمع بندی

در كشوري مثل ايران كه به لحاظ طبيعي، انساني، و غیره با بحران هاي زيادي روبه­رو است، ايجاد يك راهبرد ارتباطي براي مواقع بحران، ضروري به نظر مي­رسد. با توجه به اين كه، سازمان هاي متعددي در حين بحران، داراي مسووليت هستند، هر يك نيز به نحوي اقدام به خبردهي و اطلاع­رساني مي­كنند؛ به همین دلیل، در مواردي، اطلاعات ناهماهنگ، متناقض و يا روايت­هايي از ديدگاه­هاي مختلف، از سخنگويان سازمان ها در جامعه پراكنده مي­شوند. اين امر، سبب اغتشاش رواني در ميان آسيب­ديدگان و بقيه افراد جامعه خواهد شد؛ از اين رو در كل، بهتر است در
بحران ها، تنها يك نفر سخنگو باشد تا امكان تحريف يا كسب اعتبار خبري براي ديگر افراد غيرمسوول، كاهش يابد. در صورتي كه بحران جنبه ملي و منطقه­اي داشته باشد و به سخنگويان بومي نياز باشد، نبايد ميان گفته­هاي اين سخنگويان و سخنگوي اصلي تناقضي وجود داشته باشد. در دنياي ارتباطات هم­زمان، چنين تناقض­گويي­هايي به سرعت برجسته مي­شوند و دامنه شايعه­ها گسترش مي­يابد.

ذکر این نکته نیز لازم است که بحران ها در چهار سطح متفاوت ( بر اساس دامنه تاثیرگذاری اعم از محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی، سرعت بروز، طول زمان  و غیره) طیقه بندی می شوند و هر کدام شرایط خاص خودشان را دارند. مثلاً اگر برف اخیر ( ۲۹ و ۳۰ بهمن) ۲۴ یا ۴۸ ساعت دیگر ادامه می یافت، وضعیت به مراتب متفاوتی  پیش می آمد و بر پیچیدگی اوضاع می افزود.

به طور خلاصه مي­توان گفت، رسانه­ ها در سه مرحله قبل، حين و پس از بحران، نقش ها و کارکردهای بسیار اساسی دارند و راهبرد اطلاع رسانی ستاد مدیریت بحران، در نحوه استفاده از رسانه ها و اطلاع رسانی دقیق، سریع و به موقع، بسیار موثر است.

 

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.