پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Saturday, 21 September , 2019
امروز : شنبه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۸ - 22 محرم 1441
شناسه خبر : 11634
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۶:۰۲ | ارسال توسط :

بالا و پایین اصولگرایان در انتخابات

راه سوم: این روزها احزاب و تشکل‌های سیاسی سخت مشغول برنامه ریزی برای انتخابات اردیبهشت ماه هستند و تلاش می‌کنند به یک سازوکار مناسب دست پیدا کنند. به هرحال همزمانی انتخابات شوراهای شهر و روستا با انتخابات ریاست جمهوری شرایط را تا حدود زیادی برای جریان‌های سیاسی دشوار کرده است. از یک سو باید به […]

بالا و پایین اصولگرایان در انتخابات

راه سوم: این روزها احزاب و تشکل‌های سیاسی سخت مشغول برنامه ریزی برای انتخابات اردیبهشت ماه هستند و تلاش می‌کنند به یک سازوکار مناسب دست پیدا کنند. به هرحال همزمانی انتخابات شوراهای شهر و روستا با انتخابات ریاست جمهوری شرایط را تا حدود زیادی برای جریان‌های سیاسی دشوار کرده است. از یک سو باید به دنبال این باشند که کاندیدای مناسبی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند و از سوی دیگر نمی توانند کرسی شوراها را قربانی پاستور کنند.

البته شرایط در دو جریان سیاسی کشور به یک شکل نیست. زیرا در پایگاه اصلاح طلبان مشخص است که کاندیدای نهایی آنها برای انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی است و شاید نهایتا مجبور باشند چند کاندیدا به عنوان کاندیداهای کمکی انتخاب کنند. اما برنامه‌هایشان درباره شورای شهر به اندازه ریاست جمهوری شفاف نیست و می توان گفت هنوز برنامه خاص و مشخصی ندارند یا حداقل تا امروز صحبتی از استراتژی مشخصی در این جریان برای شوراهای شهر و روستا مطرح نشده است.

اما در نقطه مقابل، جریان اصولگرایی قرار دارد که طی سال‌های اخیر دو انتخابات مهم را از دست داده است و نه توانسته انتخابات ریاست جمهوری را پیروز شود و نه موفقیتی در انتخابات مجلس شورای اسلامی نصیبشان شده است. بنابراین انتخابات این دوره برایشان بسیار حائز اهمیت است. اهمیتی که به همان میزان، با خود موانع به همراه دارد. با این‌حال سوال مهمی که درباره اصولگرایان مطرح می شود این است که برای پیروزی و رفع موانع چه استراتژی را در دستور کار خود قرار می دهند؟!

آنها در گام نخست با علم بر اینکه یکی از دلایل عدم موفقیت در چندسال اخیر فقدان اتحاد و انسجام در جریان است تصمیم گرفتند، جبهه مردمی نیروهای انقلاب را تشکیل دهند. جدا از اینکه به‌طور کلی این تشکل سیاسی نه جبهه است و نه مجوز قانونی دارد، این یک گام مفید برای این جریان بود. هرچند تا حدودی این تجربه را در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی هم داشتند اما با کمی تفاوت و ناپختگی. بنابراین جمنا تشکیل شد و عنوان کردند که تمامی احزاب و تشکل های سیاسی اصولگرا که تمایل دارند برای انتخابات نامزد معرفی کنند باید مورد تائید این جبهه قرار گیرد.

پس از این گام، آنها وارد مرحله بعد شدند یعنی بررسی و انتخاب کاندیداها. اما این مرحله به مراتب سخت تر گام نخست بود. زیرا تعداد زیادی از چهره‌های این جریان تمایل زیادی از خود برای حضور در انتخابات نشان دادند. به‌طوری که طبق اعلام مرضیه وحید دستجردی، حدود ۵۰ نفر برای حضور در انتخابات معرفی شده بودند.

این درحالی است که احزاب و تشکل هایی در این جریان حضور دارند که تمایل زیادی برای قرار گرفتن زیر چتر این جبهه ندارند که در ادامه نیز به آنها خواهیم پرداخت. با اینحال پنجشبه گذشته ۲۱ نفر به عنوان کاندیدای این جبهه معرفی شدند که قرار است از میان آنها ۱۰ نفر وارد رقابت‌های انتخاباتی شوند و در نهایت از میان آنها یک نفر برای رقابت نهایی باقی بماند. حال اینکه در آینده تا چه حد احزاب و تشکل ‌های این جریان به این مسئله پایبند باشند یا خیر، باید منتظر ماند و تماشا کرد زیرا در سال ۹۲ و ۹۴ هم برخی از تشکل ها با وجود تعهد، کناره گیری نکردند.

با این تفاسیر آنها امیدوارند که بتوانند با این تاکتیک به یک کاندیدای واحد برسند. اما کاندیدای واحد که در پایان بررسی ها مشخص می‌شود چه کسی می تواند باشد؟ ناصر ایمانی فعال اصولگرا در این باره معتقد است که «تاکید و توجه ویژه اصولگرایان به موضوع «مقبولیت اجتماعی» است و حتی اگر گزینه ای دارای فعالیت آنچنانی در اردوگاه اصولگرایان نباشد، اما از مقبولیت اجتماعی برخوردار باشد، مورد نظر ما خواهد بود.» اما چه کسی این مقبولیت را دارد؟ در لیست اخیر برای انتخابات ریاست جمهوری اسامی مختلفی برای حضور مطرح شده است. از مهرداد بذرپاش تا حجت الاسلام رئیسی که لازم است نگاهی گذرا به این افراد داشته باشیم تا شاید مشخص شود که کدام مقبولیت اجتماعی بیشتری دارند.

ریز و درشت یک جریان سیاسی

نخستین نفر میرسلیم بود که از سوی حزب موتلفه کاندیداتوری خود را اعلام کرد و حالا در لیست ۲۱ نفره قرار گرفته است. فردی که زمانی برای خود برو بیایی داشت و آرام آرام کنار رفت و تبدیل به یکی دیگر از چهره‌های سالمند حزب موتلفه شد.

چهره دیگری که نامش برای کاندیداتوری مطرح شده مهرداد بذرپاش است. مدیر جوانی که پله‌های ترقی‌ایش در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و با استفاده از تریبون‌های مختلفی که در اختیار دارد حدود چهار سال که بر دولت می تازد و تاکید دارد دولت‌های نهم و دهم بهترین های بعد انقلاب بودند. اما با اینحال کارنامه وی تا حدی مبهم و بعضا سیاه است که نمی تواند مقبولیت مورد نیاز اصولگرایان را دارا باشد یا حتی بدست بیاورد.

پرویز فتاح نفر بعدی است. رئیس کمیته امداد که این روزها سفرهای استانی می رود. او هرچند تاکید کرده است که تمایلی برای حضور در انتخابات ندارد اما گویا اصولگرایان با وی هم نظر نیستند و علاقه زیادی برای کشاندش به عرصه انتخابات دارند. زیرا پس از ریاست فتاح بر کمیته امداد وی به‌گونه‌ای روزافزون در رسانه‌های اصول‌گرایان مورد حمایت و تبلیغ قرار گرفت.

دیدگاه‌ها و اقدامات وی (ازجمله: فروش ساختمان کمیته امداد در «شمال» شهر تهران و انتقال دفتر رییس به جنوب پایتخت، پرداخت مستمری مددجویان قبل از پرداخت حقوق پرسنل و مدیران، کاهش همایش‌های کمیته امداد، و حتی سفرهای وی به شعبه‌های کمیته امداد در استان‌ها) در رسانه‌های اصول‌گرایان و حتی صدا و سیما، مستقیم و غیرمستقیم، برجسته شد. فتاح از زاویه نحوه مواجهه با انتخابات، به‌شکلی محسوس بر سیاقی می‌رود که احمدی‌نژاد پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴پی گرفته بود. با اینحال فتاح در ماه‌های گذشته و در مصاحبه‌های مختلف، نامزدی و فعالیت انتخاباتی خود را انکار کرده، ولی گویا گوش اصولگرایان شنوای این مسئله نیست.

گزینه بعدی علیرضا زاکانی است. چهره‌ای که مدت‌ها در صحن مجلس برای خود میان داری می کرد و بعد از به روی کار آمدن دولت یازدهم تمام توان خود را صرف تخریب قوه مجریه کرد ولی نهایتا صلاحیتش برای انتخابات مجلس تائید نشد و از غافله جا ماند. او حتی اگر برفرض محال مقبولیت هم داشته باشد، قطعا صلاحیت ندارد.

نام عزت الله ضرغامی هم که این روزها وقتش را در توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی می گذراند، در لیست حضور دارد. رئیسی که در دوران ریاستش باعث شد، واژه رسانه میلی وارد واژگان عمومی شود. او هم یکی از کسانی است که نامش به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح شده است. اما آیا با توجه به این عملکرد، مقبولیت دارد؟!

محسن رضایی هم با وجود اینکه پیش‌تر اعلام کرده بود که دیگر قصد ندارد در انتخابات حضور داشته باشد اما چندروز قبل به نکته جالبی اشاره کرد و گفت اگر جمنا بخواهد حاضر است کاندیدا شود. یعنی بی تمایل برای حضور نبود اما نیاز داشت دعوت شود. دعوت هم شد و در لیست قرار گرفت اما او بارها خود را در معرض انتخاب و سنجش گذاشته است و هیچگاه رای قابل توجهی کسب نکرده است.

نفر بعدی آقای شهردار است که پای ثابت به حساب می آیدو اگر این دوره نیز کاندیدا شود می‌تواند رکورد خوبی از خود به جا بگذارد. اما او با مشکلات جدی مواجه است که توانسته مقبولیت اجتماعی‌اش را تا حدود زیادی خدشه دار کند. قالبیاف این بار با مسئله املاک نجومی و ماجرای پلاسکو روبرو است که موجب شدند، آسیب زیادی به وجهه سیاسی وی زده شود.

هرچند بنا بر گفته سبحانی نیا «اصولگرایان هنوز به گزینه مشخصی نرسیده‌اند اما قالیباف همچنان یکی از گزینه‌های اصلی طیف اصولگرایی است و شرایط با چند ماه اخیر تفاوتی نکرده است. در رابطه با حادثه پلاسکو انتقاداتی به آقای قالیباف مطرح شد اما این نمی‌تواند به معنای حذف ایشان به عنوان گزینه‌های کاندیداتوری ریاست جمهوری توسط اصولگرایان باشد و برای ما شرایط تفاوتی نکرده است.» با اینحال بعید است اصولگرایان بخواهند چنین اشتباه فاحشی انجام دهند اما تا اینجای کار در لیست حضور دارد. البته شاید هم این بار قالیباف کنار بکشد.

سعید جلیلی دیگر چهره اصولگرا است که نامش از ماه‌ها یا حتی سال پیش مطرح شده بود. او هرچند بنا بر گفته دستجردی شروط را قبول نکرده بود اما در لیست حضور دارد. او که پای ثابت رسانه‌های تندرو است و روزی نیست که جایی سخنرانی نکند و به دولت نتازد بنابر شنیده ها نه تنها شروط را نپذیرفته است بلکه شروطی هم دارد. هرچند او شانسش را یک بار امتحان کرده است تنها ۴ میلیون مقبولیت اجتماعی دارد. بنابراین بعید است گزینه نهایی اصولگرایان باشد اما این احتمال وجود دارد که حتی به نفع کاندیدای اصولگرا کناره گیری نکند و رای ها را بشکند.

البته از حزب یکتا هم نام رستم قاسمی و حاجی بابایی مطرح شده‌است. وزرایی که کارنامه شان در دولت احمدی نژاد مملو از حواشی خبرساز بود. اما آیا با این وجود مقبولیت مورد نیاز اصولگرایان را دارند؟!

البته نام‌های دیگری هم مطرح هستند. افرادی نظیر قدیری ابیانه، مصباحی مقدم، شاهین محمد صادقی، مهدی زاهدی، علیرضا زالی، ابراهیم عزیزی، محمد عباسی، مسعود زری بافان،علی نیکزاد، محمد خوش چهره، و… از جمله کسانی هستند که در این لیست حضور دارند اما قطعا در اولویت های بعدی قرار دارند.

به هرحال با همه این تفاسیر مشخص است که اصولگرایان با مشکل جدی «عدم مقبولیت اجتماعی» مواجه هستند و هیچ کدام از گزینه‌هایی تا امروز مطرح شده اند، پتانسیل پیروزی ندارند. بنابراین بی راه نیست این شائبه مطرح شد که اصولگرایان چند استراتژی را در دستور کار خود قرار داده اند:

۱-شاید ابهامات و احتمالات زیادی درباره اصولگرایان مطرح باشد اما قطعا آنها به خوبی می دانند که حداقل در این دوره نمی توانند چهره رای آور که مقبولیت اجتماعی کافی داشته باشد، را برای انتخابات معرفی کنند. بنابراین با طرح مسائلی نظیر ردصلاحیت روحانی، ریزش آرای روحانی، عدم اجماع اصلاح طلبان بر روی حسن روحانی و… تلاش می کنند شرایط را در اردوگاه حریف متشنج کنند تا بلکه بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند و آرای کاندیدای خود را افزایش دهند.

۲-همانطور که در مورد بالا اشاره شد با توجه به اینکه گزینه رای آور ندارند تمرکز خود را بر روی انتخابات شورا می گذارند و خود را برای انتخابات ریاست جمهوری دور بعد آماده می‌کنند.

۳-اصولگرایان قصد دارند برای انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیادی کاندیدا معرفی می کنند و در دوران تبلیغات و مناظره‌های انتخاباتی از موقعیت به دست آمده استفاده و علاوه بر تخریب دولت و حمله به روحانی، تبلیغات جریان خود را انجام می دهند. در نهایت هم تمامی آنها انصراف می دهند یک کاندیدا باقی می مانند و رقابت نهایی با روحانی را انجام دهد. آنها همانند مورد اول امیدوارند بتوانند با تضعیف دولت یا انتخابات را پیروز شوند و یا بتوانند آرای روحانی را کاهش دهند تا دولت دوازدهم مقبولیت لازم و کافی را دارا نباشد.

فرارو

|
کلید واژه ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.