راه سوم:  در میدان مادر اردبیل روی چرخ دستی پیاز می فروشد. به دیدارش می روم. صفا و صمیمیت خاصی در چهره و گفتارش موج می زند. در ابتدا مردد می شوم، چرا که اشخاص بسیاری بوده اند که در فضای مجازی با یک اتفاق به شهرت رسیدند اما بعدها از شهرتشان در مسیر درست استفاده نکرده اند. اما میرزا آقا چنان سخنانش از جنس صداقت است که از پیش داوری خود شرمنده می شوم و در مقابل راستی و وطن پرستی این مرد احساس حقارت می کنم.

افتخارم درآوردن نان حلال است

متولد ۱۳۴۳ است. می گوید سواد خواندن و نوشتن دارد. اما چنان از مسایل روز آگاه است که اینطور می نمایاند که در مدارج عالیه تحصیل می کند. می گوید: در سال ۶۱ و در ۱۷ سالگی به صورت افتخاری به جبهه رفتم و در علمیات والفجر ۱ شرکت کردم.جانباز ۱۵ درصدی هستم که هرگز از مزایای این شرایط استفاده نکرده ام. ۶۶ ماه در ارتش حضور داشتم. میرزا آقا به چرخ دستی پر از پیاز خود نگاه می کند. ادامه می دهد: افتخارم در آوردن روزی حلال است؛ دو فرزند دارم: یک دختر و یک پسر. شب که به خانه می روم، دست و پای مادر پیرم را می بوسم وخستگی یک روز کاری از تنم خارج می شود.

رییس جمهور را آقا خطاب می کند

میرزا آقا، در طول گفت و گو، دکتر حسن روحانی را با لفظ «آقا» خطاب می کند و احترام خاصی برای وی قائل است.پرسش و پاسخی بین ما رد و بدل می شود:

از روز چهارشنبه، ۲۷ اردیبهشت، یعنی دو روز قبل از انتخابات برای مان بگویید. روزی که آن عکس ثبت شد.

– مثل هر روز صبح از میدان بار پیاز خریده بودم و روی چرخ خود بساط را پهن کردم. همان موقع شنیدم که آقا به اردبیل آمده است و در ورزشگاه تختی سخنرانی دارد. بساط را به امان خدا رها کردم و فورا سوار تاکسی شدم و به ورزشگاه تختی رفتم.

در آن عکس اشک در چشمانت حلقه زده است؛ در آن لحظه چه احساسی داشتید؟

– در لحظه ای که آقا (روحانی) گفت تحریم ها را برداشته ام، چنان احساس غروری به من دست داد که انگار من این کار بزرگ و برداشتن تحریم ها را انجام داده ام. این افتخار و عزت را از آن خود دانستم و بی اختیار اشک از چشمانم به خاطر غیرت و سخنان افتخار آمیز آقا(روحانی) از چشمانم جاری شد.

چرا به روحانی چنین ارادتی دارید با اینکه کاندیداهای دیگر وعده های مالی بهتری داده بودند؟

– من عملکرد آقا را در این چند سال دیده ام؛ عملکرد دیگران را هم همینطور. به رییس جمهور ارادت ویژه دارم. مردم را می بینم که دارو به دست از مراکز درمانی خارج می شوند و می گویند این دولت ما را بیمه سلامت کرده است. یک انسان باید بداند که در این کشور این خدمت بسیار بزرگی است و این بزرگ ترین هدیه دولت است که تمام وعده های دیگران در مورد چندین برابر کردن یارانه ها را باطل می کند. وقتی آقا چنین کار بزرگی انجام داده است. این وظیفه ماست که از او تشکر کنیم. من آن روز که فهمیدم آقا (روحانی) به اردبیل آمده است، وظیفه خود دانستم به ورزشگاه بروم. آقا(روحانی) برای ما امنیت آورده است. امنیت در کشور نعمت بزرگی است.

بعد از انتشار وسیع عکس شما شایع شده که به شما وعده ماشین ایران خودرو و یا قول های اینچنینی داده اند آیا وعده ای داده شده است؟

– خدا شاهد است که هیچ وعده ای به من داده نشده است. این توهین به من است. اگر من برای وعده این سخن ها را بگویم، نمازم و عبادتم باطل است. رزق من حرام می شود. این کار من تنها برای رضا خدا بوده و بس. امنیت امروزمان را مرهون خدمات روحانی هستیم. آیا یک رییس جمهور هدیه ای بالاتر از امنیت می تواند به مردمش هدیه دهد؟ مثلا من می دانم، خودکفایی گندم از خدمات آقا بوده  است. آن زمان هم که در جبهه بودم، تنها وظیفه ام را خدمت به کشورم می دانستم.

تکرار لطف خدا

کار برایش مهم تر از فلش های دوربین است. چرخ دستی اش برایش دنیایی ارزش دارد. نگاهی به ما می کند و نگاهی به پیازهای روی چرخ دستی خود. باید برود برای درآوردن نان حلال. اما بغضش همیشه در تصاویر ثبت شده می ماند. شاید اشکش را در پشت اشک هایی که از تندی و تیزی پیازها به چشمش می آید پنهان می کند تا نگویند، «میرزا آقا» اشک تزویر ریخته است. چرخ دستی اش را هل می دهد و می رود. لحظه ای مکث می کند و به ما نگاه می کند. می گوید: این تنها لطف خداست و بس و این جمله را دو بار «تکرار» می کند.

عکس: فرید موسوی