راه سوم: اعتدال ، نقطه وسط میان افراط وتفریط است

اعتدال ، ایستادن در نقطه ثقل برای برقراری توازن و تعادل است .

اعتدال ، زیستن منعطفانه است که در آن جزمیت و تندخویی جایی ندارد .

اعتدال پلی است میان آرمانگرایی و واقع گرایی .

اعتدال از آرمانگرایی متوهمانه جلوگیری می کند .

اعتدال به دنبال مسیرهای واقع بینانه و در جستجوی مقصد های دست یافتنی است .

اعتدال نه درپی سرکوپ و خاموش کردن نیازهای فطری است و نه راضی به لجام گسیختگی و سرگشتگی غرایز آدمی .

اعتدال ، یعنی در امتداد زندگی با تغییر شرایط تغییر موضع را پذیرفتن .

(( رویکرد اعتدالی درساحت سیاست ))

_ سیاست علم الویتها و مقدورات است _

اعتدال از منظر سیاسی ، میانه گویی ومیانه نشینی نیست بلکه درک درست و واقع بینی امور جامعه است . در انتخاب و تعیین الویت ها، عاقلانه می اندیشد .

مهمترین شاخصه اعتدال گرایی ، قانون گرایی است و اعتدال خود قانون الهی است . قانونی که عقل گریز نیست. قانونی که در آن خرافه و اوهام راهی ندارد و میزان سنجش قوانین بشری است .

از ویژگیهای مهم رویکرد اعتدالی درعرصه سیاسی ، حکمرانی توام با انعطاف است .

حکمران اعتدالی همواره پیام آور امید است . امید به معنای ؛ خوش بینی ، و قضاوت نیکو به آینده .

در رویکرد سیاسی از منظر اعتدالی : هیچ چیز سیاه و سفید مطلق نیست .

هیچ دشمنی و هیچ دوستی برای همیشه ثابت و پایدار نیست .

در قراردادها و داد و ستدهای اجتماعی ، انتخاب خوب مطلق وجود ندارد بلکه انتخاب، میان انتخابهایی است که ضرر کمتری می رساند .

روشنفکر اعتدالی به جای آنکه فهم خود را به مردم تحمیل کند تلاش می کند تا مردم را بفهمد .

کنشگر سیاسی اعتدالی به دنبال مطالبات رادیکالی نیست و مانع از پرداختن آن می شود .

مبنای کنشگر اعتدالی مبتنی بر رفتار لیبرال منشانه (آزادیخواهانه) بوده و ضمن پذیرش تنوع سلایق ، تخالف نظر و چند صدایی ، تلاش می کند تا به هم صدایی قانونی منجر شود .

کنشگر اعتدالی از ((هم صدایی قانونی)) تمکین می کند :

پس از طرح دیدگاهای متفاوت وگاه مخالف و متضاد درانتخابات _ ریاست جمهوری ، مجلس وشوراها _ تصمیم نهایی جمع را برای همگان لازم الاجرا می داند و می بایست از آن دفاع کند و یا بجای ناله، سکوت اختیار کند .و یا برای تصحیح و اصلاح آن ، باز در مسیر قانون گام بردارد.

سردمداران و کنشگران سیاسی اعتدالی نجیب و عاقل هرجریان سیاسی نباید عرصه و میدان داری را به افراد و گعده های تندروی درون جریانی واگِذار کنند .

کنشگر اعتدالی درمقابل تند روها نه مرعوب می شود و نه عقب نشینی می کند .

کنشگر اعتدالی همچون تندروها اهل شعارهای بلند وعمل های کوچک نیست .

شعار به وسع و توان جامعه سر می دهد و به شرط فراهم بودن بستر در جامعه وعده به عمل می دهد .

منتقد اعتدالی درپی نشان دادن راه درست است نه تخریب حریف و رقیب .

مودب است و منصف و اخلاق مدار .

فارغ از هر مشرب و کیشی ، اهل گفتگوست، در لسانش، تهمت و دروغ و تهدید نیست.حس امنیت در فضای گفتگو و جامعه می پراکند .

کنشگر اعتدالی نه در فکر و نه در عمل به دنبال حذف و سرکوب دیگر جریانهای رقیب نیست . چون نیک می داند :

(( نه ممکن است و نه مطلوب ))

اعتدال ، هم مشی است و هم منش .

اعتدال یک گفتمان است چون مبتنی بر یک نظام فکری است .

پارادایم های اعتدال نخست به موضوعات فرهنگی تکیه و تاکید دارد و سپس چتر خود را بر دیگر حوزه ها می گستراند و در کارکردها و کارآمدی پارادایم های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی اثر بی بدیل می گذارد .

اعتدال هم راهبرد ، هم خواسته و هم افق اهداف تعالی بخش است که آدمی درپی اوست .

اصولگرایی گفتمانی است با اهدافی معین لیکن با قرائت ها و راهبردهای متفاوت .

اصلاح طلبی یا اصلاح امور ، یک خواسته و مطالبه است با گفتمانها و خاستگاه های متفاوت به دلیل تنوع در انگیزه ها و مطالبات طالبان و حامیان آن ، با راهبردها و اهداف گوناگون.

کنشگر اعتدالی براین باور است :

تحقق سعادت و روند توسعه یافتگی کشور نیازمند و مستلزم نوعی مشارکت جمعی است که منجر به انسجام ملی شود تا کشور در صورت لزوم بتواند در مقابل تکانه های حوزه های مختلف داخلی و خارجی و نیز دربرابر اجماع ناعادلانه و ناجوانمردانه بین المللی ایستادگی و مقاومت کند.

سخن پایانی اینکه ، از لینکلن نقل است که می گفت : هر زمان خواستید منش کسی را آزمایش کنید به او قدرت بدهید .

باور راقم این مقال آنست که فارغ از جنسیت و مشرب ، بی دغدغه به شخصیتهای اعتدالی قدرت بدهید و گمان بد مبرید که اگر خیرشان اندک و یا حتی خیری نرسانند حتما شری نمی رسانند.