راه سوم: یکی از خواسته های اصلی ایجاد شغل است

 انتخابات دوزادهمین دوره ریاست جمهوری زیر سایه اقتصاد در حالی به پایان رسید که بسیاری از شعارهای اقتصادی پیش بینی شده نتوانست اکثریت آرا را در این دوره از آن خود کند.

زهرا علی اکبری: سال ۱۳۸۴ بود که برای اولین بار اقتصاد،آن هم در وسعت خرد، به شعار انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری تبدیل شد.

 حالا دیگر آوردن نفت سر سفره های مردم نه یک شعار انتخاباتی که شوخی تلخی است که در برخی محافل اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ در حالی گذشت که تاریخ شاهد داغ ترین اتفاقات نفتی بود. قیمت ها به شدت افزایش یافته بود و درآمد نفتی ایران از مرز صد میلیارد دلار در یک سال فراتر رفته بود،با این حال نه تنها نصیبی از نفت قسمت سفره های ایرانی نشد بلکه سهم شهروندان ایران تزریق نقدینگی به اقتصادی بود که پیش تر نیز از این “مار نفتی” گزیده شده و بیماری هلندی را میزبان شده بود.

وقتی وزیر هامانه،اولین وزیر نفت دولت احمدی نژاد در حال خداحافظی از وزارت نفت بود، مورد این سئوال قرار گرفت: آیا از پس دو سال فعالیت دولت نهم، نفت سر سفره های مردم رفته است؟ پاسخ وی اما خالی از طنز نبود، گفت:«فکر می کنم نفت سر سفره های مردم رفته باشد، چرا که الیاف سفره ایرانی به پلاستیک تغییر کرده و پلاستیک مشتقی از نفت محسوب می شود.»

هر چند مردی از جنس مردم نتوانست معجزه ای در سفره های ایرانی ایجاد کند و طعم اشتغال را زیر زبان بیکاران بیاورد،اما شعارهای اقتصادی همچنان یکی از مهمترین شعارها باقی ماند تا همین دیروزِ تاریخ که نتیجه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رقم خورد. تفاوت اما در این حوزه معنادار است.اگر دوازده سال پیش شعارهای اقتصادی توانست اکثریت آرا را در صندوق ها از آن خود کند،اما سال ۱۳۹۶ ، یعنی دوازده سال بعد،حتی این دسته از شعارهای اغواکننده نتوانست رای حاضران در عرصه را از آن خود کند.

 آنچه در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رقم خورد نشان می دهد شعارهای اقتصادی دیگر نمی تواند توجه رای دهندگان ایرانی را که شمارشان از ۵۶ میلیون و ۴۱۰ هزار نفر فراتر رفته است را جلب کند.اگر چنین نبود جزییات برنامه های ارائه شده برای رای دهندگان اهمیت نمی یافت و بیکاران به امید یافتن ماهانه ۲۵۰ هزار تومان و یارانه بگیران نیز با انگیزه دریافت یارانه سه برابری رای شان را در سبد کاندیداهایی می ریختند که شعارهایی از این دست را سر دادند.

 با این حال واکاوی نتیجه انتخابات سال ۱۳۹۶ می تواند راهگشای برنامه ریزانی باشد که فردای بهترین را برای ایران خواستارند.  

اگر در یک تقسیم بندی ساده بخواهیم تصور کنیم که رای دهندگان به تمامی شعارهای نامزدهای ریاست جمهوری رای داده اند می توان چنین تصور کرد که ۱۶ میلیون از رای دهندگان ایرانی دریافت یارانه سه برابری و کارانه برای دوره بیکاری را به رسمیت شناخته اند.در این صورت لازم است پیام های اقتصادی که از خلال آرای ریخته شده در صندوق ها به گوش می رسد، مورد واکاوی دقیق قرار گیرد.

 در حال حاضر بیش از ۷۳ میلیون ایرانی در فهرست یارانه بگیران قرار دارند، به این ترتیب ۱۶ میلیون نفر به دریافت یارانه سه برابری ” نه ” گفتند و همین امر خود نشان می دهد یارانه دیگر نمی تواند ابزاری برای جذب رای باشد.

با این حال از میان حاضران در انتخابات ۱۶ میلیون نفر را می توان موافقان احتمالی و ضمنی یارانه و کارانه تلقی کرد . هر چند این افراد اکثریت جامعه ایران را تشکیل نمی دهند و می توان همین نکته را پیشرفتی اساسی در چهار سال گذشته دانست اما با این حال برنامه ریزی برای وصول مطالبات این دسته از اهمیتی قابل توجه برخوردار است.

از سوی دیگر باید در نظر داشت که شعارها و وعده های انتخاباتی از دل خواسته ها و مطالبات مردمی بیرون می آید.

 از این رو می توان یکی از خواسته های اصلی در شرایط کنونی را ایجاد شغل در اقتصاد دانست. پیروز انتخابات دوازدهم بدون تردید مسئولیت پیگیری خواسته صد در صد شهروندان را عهده دار است. به نظر می رسد با توجه به اینکه اکثریت مطلق آرا پیگیری سیاست های دولت یازدهم را در دولت دوازدهم مورد تاکید قرار داده اند، نیاز است برنامه ریزی گسترده ای برای رفع فقر، توانمند سازی اقشار کم درآمد جامعه و ایجاد شغل در دستور کار قرار گیرد.