پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Monday, 17 December , 2018
امروز : دوشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۷ - 9 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 16917
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۰ | ارسال توسط :

«ما» و سرمایه ای بنام «انتخابات»

اختصاصی راه سوم: انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در تاریخ ۲۹ اردیبهشت امسال در حالی برگزار شد که کشور ایران در منطقه خاورمیانه پرآشوب و تنش احاطه شده و حملات تروریستی و جنگ های داخلی بعنوان مشخصات اصلی این منطقه از جهان شناخته می شوند. این انتخابات در حالی برگزار شد […]

«ما» و سرمایه ای بنام «انتخابات»

اختصاصی راه سوم: انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در تاریخ ۲۹ اردیبهشت امسال در حالی برگزار شد که کشور ایران در منطقه خاورمیانه پرآشوب و تنش احاطه شده و حملات تروریستی و جنگ های داخلی بعنوان مشخصات اصلی این منطقه از جهان شناخته می شوند. این انتخابات در حالی برگزار شد که دونالد ترامپ بعنوان رئیس جمهور دولت مدعی طرفدار دموکراسی در جهان هنگامه انتخابات ایران در عربستانی حضور یافت که مردمش از ابتدایی ترین حقوق دموکراتیک یعنی رای دادن برخوردار نیستند و سلاح های کشتار جمعی غربی خود را با دلارهای نفتی عربها تعویض کرد بی آنکه دموکراسی و حقوق بشر در یادشان افتاده باشد. آن هنگام در ایران پرشورترین وجه دموکراسی یعنی انتخابات ملی و محلی در جریان بود، انتخاباتی که چشمان جهانیان را خیره کرد و مردم یک کشور بدون آنکه اهل سوئیس یا هلند باشند از پایین ترین سطح تا بالاترینش به افزایش سه برابری یارانه نقدی نه گفتند در حالی که ممکن بود نیازمند آن باشند. انتخاباتی که اگرچه آغشته به پول هم گشته اما مردمش هنوز آنقدر غرق نشده اند که محرومان را به دیده فراموشی بسپارند، پس از پزشک و دانشگاهی گرفته تا کارگر و معلمش بی توجه به بسیاری از مادیات یک رفتگر را بی منت راهی پارلمان شهری می کنند تا صدای اعتراض خود را به گوش تصمیم گیران جامعه برسانند. انتخاباتی منحصر به فرد و هیجان انگیز که مزه اش هنوز در جان مان زندگی می بخشد.

ابتدا باید به سراغ موضوع صلاحیت ها رفت که هم بحث برانگیز شد و هم هیجان انگیز گشت. اصلاح طلبان که مدت ۱۰ سال از فرصت حضور در کارزار انتخاباتی شوراها محروم شده بودند این بار اما به کمک دولت اعتدال و بدنه سیاسی تصمیم گیر آن فرصت یافتند تا عرض اندام کنند و با نفرات اصلی شان پا به عرصه انتخابات شورا بگذارند. فرصتی که در عمده شهرهای گیلان میسر شد. لیست های امید با محتوایی اصلاح طلب راهی میدان مبارزه شدند در حالی که پشت صحنه بسیار گفت و شنود برای امکان حضور آنها صورت گرفته بود. ما جلوی صحنه را دیدیم اما پشت صحنه مبارزه کم از آشکاری جلوی صحنه نداشت. می توان گفت که بدون تیم سیاسی اجرایی حاضر چنین جلوی صحنه انتخاباتی میسر نمی شد و این انصاف را کنار نهادن از اخلاق به دور است. آنها که شانسی را برای خود میسور نمی دیدند فرصت حضور یافتند که البته با اقبال نسبی هم مواجه گشتند. اقبالی که شاید اگر با تصمیماتی منطقی تر و غیرخودخواهانه تر همراه می شد چه بسا سرنوشتی مانند لیست امید تهران و اصفهان و مشهد پیدا می کرد. از این نتایج که بگذریم نمی توان از مقدماتش گذر نمود.

در سراسر استان و کشور همایش ها و سخنرانی های سیاسی و انتخاباتی متعدد در اماکن و فضاهای متنوع برگزار شد. از راست راستش گرفته تا چپ چپش و میانه معتدلش. گاه روزی چندین سخنرانی در یک شهر برگزار شد بی آنکه خونی از دماغ کسی سرازیر شود یا شیشه ستادی شکسته شود و ماشین کاندیدی پنچر گردد. گاه حجم سخنرانی ها در یک روز یک شهر آنقدر زیاد می شد که مردم و حامیان نمی دانستند چگونه و در کدام یک شان حاضر شوند یا در کدام شهرستان! هم سخنران ملی آمدند و رفتند، هم سخنرانان محلی. هم آدمهای سیاسی سخنرانی کردند و هم آدمهای غیر سیاسی. تهدیدی علنی مشاهده نکردیم و سخنرانی هم ملغی نشد. شاید هم اگر بوده همان پشت صحنه ماند تا جلوی صحنه مملو از شور سیاسی به هیجان اجتماعی منتهی گردد. آری! آخر این ماجرا شادی و نشاط مردم بود.

هم کنسرت بود و هم سیاست. هم از نوع باکلاسش و هم بی کلاسش. برای نخستین بار دیدیم مردمانی از جنس زن و مرد در یک سالن ورزشی کنار همدیگر قرار گرفتند در راستای یک هدف مشترک بی آنکه اخلاقی زایل شود و عفتی برکنار. خانواده ها چنان کنار هم بودند که گویی سالها این چنین زیست کرده اند و اکنون از عادتی ریشه دار پرده می دارند. چهره های خندان و پرامید در فضاهای جمعی برای ایران خاورمیانه سرمایه ای تابناک است. آخرینش در استادیومی مهیا شد که هیچ گاه تجربه نشده بود. سالها مرد و زن کنار هم در عضدی تجربه نشده بودند. آنهایی هم که معمولا نمی آمدند  آمدند و البته اتفاقی هم نیافتاد. همه اش سرور بود و صدای خوش شوالیه ایران. براستی چقدر باید برای تدارک این سرمایه هزینه کرد آنچه که در این تنها یک هفته حاصل شده است؟ این بستر و این فضا ارزش این سرمایه را نداشت؟ کلان بنگریم ارزشی فراتر از آن دارد.

و سرانجام ما راحت رفتیم و راحت برگشتیم بی آنکه نگران نیامدن و چگونه آمدن دوستان و خانواده مان باشیم. نه بمبی در کار بود و نه تهدیدی. خونی ندیدیم و ترسی نچشیدیم. هراس اکنون در مرکز مهد دموکراسی گردش دارد اما مای حاضر در مرکز هراس از آن چیزی ندیدیم. «امنیت» بی این تدارک مناسب سیاسی مهیا نمی شد و بی انصافی است که اگر هم منکر امنیتش باشیم و هم منکر تدارکش.

 

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.