پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Tuesday, 24 September , 2019
امروز : سه شنبه, ۲ مهر , ۱۳۹۸ - 25 محرم 1441
شناسه خبر : 17880
  پرینتخانه » گیلان تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۷:۵۶ | ارسال توسط :

اشکال ماجرا در اینجاست که اصلاح طلبان گیلانی از نوبخت توقع دارند از صدر تا ذیل مدیریت های استان را دو دستی به اصلاح طلبان پیشکش کند

راه سوم: با قلم و آرای دکترصادق زیباکلام از هفته نامه وزین«آبان» آشنا شدم. از آن پس کمتر نقد و نظری از وی منتشر شده است که با علاقه و مشتاقانه نخوانده باشم نقد و نظراتی که خود از موضع شاگرد –استادی بعضا بدان نقد هم داشتم. ارتباط زیباکلام با «آیت الله»فقید در مقطعی که […]

اشکال ماجرا در اینجاست که اصلاح طلبان گیلانی از نوبخت توقع دارند از صدر تا ذیل مدیریت های استان را دو دستی به اصلاح طلبان پیشکش کند

راه سوم: با قلم و آرای دکترصادق زیباکلام از هفته نامه وزین«آبان» آشنا شدم. از آن پس کمتر نقد و نظری از وی منتشر شده است که با علاقه و مشتاقانه نخوانده باشم نقد و نظراتی که خود از موضع شاگرد –استادی بعضا بدان نقد هم داشتم. ارتباط زیباکلام با «آیت الله»فقید در مقطعی که زیر ضرب و نقدهای منصفانه،غیر منصفانه و حتا ظالمانه برخی از اصلاح طلبان قرار گرفته بود (بنده هم البته با بضاعت اندکم و در نظر گرفتن سن و تجربه ام جز همین دسته از هم اندیشان اصلاح طلب بودم که در نشریات مختلف، از جمله روزنامه «جهان اسلام» نقد تندی علیه ایشان نگاشتم) به آن فقید هوشمند نزدیک شد و بی تردید طی سالیان تقریبا طولانی بر آرای ایشان تاثیرگذاشت و صد البته تاثیر پذیرفت. سادگی،به زبان مردم سخن گفتن و بمعنای واقعی بودن از ویژگی های ممتاز صادق زیباکلام است. همین خصوصیات سبب می شود که از وی انتظاراتی داشته باشیم که از بسیارانی دیگر نداریم. وقتی شخصیتی در جامعه به لحاظ سیاسی،اجتماعی و فرهنگی مرجعیت می یابد و دیدگاه هایش، بعضا در بین هم اندیشانش فصل و الخطاب تلقی شده و در برخی مواقع، مواضع وی نقطه پایانی بر اختلاف سلیقه های درون جناحی می گذارد انتظار می رود در نقل قول ها،سبک و سنگین کردن شنیده ها و در نهایت صدور حکم قطعی درباره اشخاص دقت و وسواس بسیار بخرج دهد.

اخیرا دکتر زیباکلام در لابه لای اظهاراتش درباره ی ترمیم کابینه و مجموعه دولت دکتر روحانی اظهاراتی بیان کرد که بخشی از آن مبنی بر تکاندن دولت و خروج مدیرانی که به شعارها و برنامه های اعلام شده ی دکتر روحانی چه در ۹۲ و چه اکنون باور نداشته و ندارند و می بایست گرایش آرای چشمگیر روحانی در ترکیب دولتش از صدر تا ذیل نمود یابد نه فقط مورد قبول است که نگارنده این نوشتار پنجم آبان سال گذشته در مقاله ایی تحت عنوان«ائتلاف بلاشرط بی وجه و بلافایده» در همین رسانه بدان پرداختم و بصراحت هم اندیشان اصلاح طلبم را خطاب قرار دادم که می بایست کاندیدایی موازی به کارزار انتخاباتی گسیل کنند تا صدای اصلاح طلبان باشد کاندیدایی که در نظرسنجی ها و روح و روان جامعه چنان جایگاهی یابد که در صورت پیروزی دکتر روحانی با آرایی افزونتر از دوره قبل بتوان بطور شفاف از ایشان خواست که بالاخره اصلاح طلبان اعتبار و نفوذ کلام شان رایگان بدست نیاورده اند تا وقتی هم خود راسا در دولت از بالاترین سطوح تا پایین ترین رده ها حضور نداشته باشند قادر نیستند به آنچه وعده داده اند عمل کنند از سویی مردم هم با هیچ جریانی عهد اخوت نبسته است و در صورت عدم حضور پررنگ اصلاح طلبان در رده های مدیریتی و تحقق بخشی از اصول اصلاح طلبی اعتباری که به روحانی تقدیم کرده اند کمرنگ شده بمرور پایمال می شود کمااینکه در نیمه اول دهه هشتاد شاهد چنین تراژدی خسارتباری برای مُلک و ملت بوده ایم. حتا در همان نوشتار طیف اعتدال را از نقد بی نصیب نگذاشتم و تاکید کردم که در عصر اصلاحات بسیاری از اعتدالیون فعلی در آن زمان بعضی از احزاب اصلاح طلب را گاه بسیار غیرمنصفانه نواخته، به انحصارطلبی متهم می کردند در حالیکه اکنون خود بسیار بسته تر عمل کرده و کارنامه ی نامقبول تری دارند…(نوشتار فوق موجود است و خوانندگان گرامی می توانند با مراجعه به آرشیو، ملاحظه کنند) بنابراین آنچه که اکنون آقای زیباکلام می گویند واقعیت نامکشوف برای ما نیست. واقعیت تلخی ست که اگر بگونه دیگری رقم می خورد می توانست کارنامه دولت یازدهم را پربارتر کرده و رای گرفتن از طیف «خاکستری» جامعه را برای همین اصلاح طلبان سخت و بعضا طاقت فرسا نکند.

آنچه که در سخنان اخیر«دکتر» جلب توجه کرده بنوعی در ذوق می زند اظهارات ایشان درباره دکتر محمدباقر نوبخت یگانه گیلانی حاضر در سطوح عالی نه فقط دولتی بلکه حکومتی ست. ایشان بی هیچ مستندی عملکرد دکتر نوبخت را بشدت زیر سووال می برد بی آنکه مصادیق انتقاداتش را مطرح کند و بدتر آنکه چنان تند می رود که «بخاطر نارضایتی اصلاح طلبان» در رشت و گیلان از نوبخت خواستار کنارگذاشتن ایشان در دولت دوازدهم می شود!

دکتر زیباکلام گرامی استاد بزرگوار! همانگونه که بنده بعنوان یک اصلاح طلب، که بنا بر شواهد و گواهی هر آنکس که بنده را می شناسد تمام یا بخش قابل ملاحظه ایی از مراتب اصلاح طلبی را از سر گذرانده ام بطوریکه هر کسی بی ادله متقن نمی تواند اصلاح طلب بودنم را با علامت سووال مواجه کند همینطور گیلانی و رشتی بودنم را، بطور مستند یک مقاله ام را در نقد شخص رییس جمهور بعنوان شاهد مثال آوردم مقاله ایی که از سوی برخی دوستان اصلاح طلب لحن تندی هم داشت اما نه کسی از جانب دولت با بنده برخوردی کرد نه فشاری گریبانگیرم شد بلکه برعکس چندی بعد دکترنوبخت دعوت کردند تا در نشستی خدمت شان باشم که به دلیل عدم حضور در رشت از این فرصت مغتنم محروم شدم. خب اصلاح طلبان مگر از دکتر نوبخت واهمه دارند که هم بنابه فرمایش شما خون به دل شده باشند اما نتوانند در رسانه ها که اینروزها مجازی و سنتی اش به وفور در دسترس است مطرح کنند؟ بنده از رییس دولت می توانم انتقاد کنم و چینش مدیران را به چالش بکشم حتا خواستار حضور کاندیدای دیگری از جنس اصلاح طلبان در انتخابات شوم(جالب اینکه با حضور دکترجهانگیری عملا چنین هم شد و چقدر هم تصمیم رهبر اصلاحات صحیح بود) اما اصلاح طلبانی که شما از ایشان بی هیچگونه اشاره شفافی یاد می کنید با بقول شما انبوهی نقد تلبار شده در دل هایشان از طرح علنی نقطه نظرات شان واهمه دارند؟! اگر یکی – دو چهره سیاسی زمانی که «بسیار به رشت» تشریف می آوردید در تحلیل اوضاع استان گیلان بطور خصوصی نقدهایی هم درباره ی دکتر نوبخت مطرح کردند واقعا باید اولا بعنوان نظر و رای اصلاح طلبان استان تلقی شده و دستاویزی شود برای اینکه «دکتر» را فاقد شایستگی ادامه حضور در دولت معرفی کنید واقعا از جنابعالی بعید و دور از انتظار است. آنکه نقد و نظری دارد این گوی اینهم میدان با مشی اصلاح طلبانه که بر پایه انصاف،منطق و صرف و صلاح استان و کشور استوار است شجاعانه قدم در میدان گذاشته نقد و نظر خود را مطرح کند در مقطع کنونی نقد که چه عرض کنم لگدکوب کردن هست و نیست دولت روحانی بی عقوبت ترین عمل سیاسی ست حتا بعید نیست «بسته های تشویقی» هم نصیب مهاجمین شود اما آن شخص دیگر نمی تواند مدعی پایبندی به اصول بنیادین اصلاح طلبی باشد.

بنده ادعا نمی کنم هر نظر غیرمنصفانه و انتقاد ناموجهی که مطرح شود جناب دکتر نوبخت با خرسندی آنرا پدیرفته بسیار لذت می برند خیر! طبیعی ست قضاوت های ناعادلانه دل انسان را بدرد می آورد چه بسا بعضی گفته ها و نوشته ها چنان قدرناشناسانه و غیرمنصفانه باشد که در خلوت دیدگان را تر کند اما تردید ندارم داغ و درفشی در کار نخواهد بود زیرا اساسا دولت مظلوم روحانی نه تنها فاقد چنین ابزاریست که به برخورد قهری نه تنها با منتقدین منصف بلکه مخالفان بی انصاف کمترین باوری ندارد. بجاست اصلاح طلبان استان بخصوص عزیزانی که طی سالیان اخیر میزبان دکترزیباکلام بوده اند موضع شفاف و صریح شان را با ایشان مجددا در میان گذاشته بلکه این استاد فرهیخته از سوتفاهم بدر آید زیرا اگر چنین خطاهایی مکرر شوند بمرور از میزان اعتبار و سندیت آرای ایشان که در مصلحانه و معقول بودن شان تردیدی نیست کاسته خواهد شد، با شناختی که از آقای دکتر نوبخت دارم بی تردید ایشان هم چنین ظلمی خود کرده ایی را در حق دکترزیباکلام روا نمی دانند.

و اما در چند سطر این نوشتار را خاتمه می دهم در اینجا ابتدا روی سخن ام با عزیزان اصلاح طلب زادگاهم است دوستانی که با بسیاری از آنان عمری را بواقع کنار هم زندگی کردیم. دوستان و هم اندیشان عزیزم، جبهه فراخ اصلاحات با تدبیررهبرش،آیت الله هاشمی،آقایان ناطق و حسن خمینی وقتی در سال ۹۲ دریافت امکان معرفی کاندیدای شناخته شده و برخوردار از شانس پیروزی که بتواند از فیلتر نظارتی عبور کند وجود ندارد ابتدا اشتیاقی به حضور فعالانه در انتخابات نداشت اما با حضور دکتر عارف صاحب کاندیدایی شناسنامه دار بلحاظ گرایش اصلاحی شد اما تدبیر بزرگان بر این قرار گرفت که دکترعارف کنار روحانی بماند و آرا و نظرات اصلاح طلبانه را با استفاده از فرصت مغتنم انتخاباتی با ملت ایران در میان بگذارد و در روزهای منتهی به انتخابات به نفع دکتر روحانی از حضور در انتخابات انصراف دهد اتفاق مبارکی که واقع شد و ثمره اش پیروزی روحانی در مرحله اول بود. روحانی چهار سال قبل دقیقا برعکس این دوره در قد و قامت یک اعتدالی ظاهر شد کوشید شعارهایی در راستای ریشه فکری و پیشینه سیاسی اش بدهد پس از پیروزی مجلسی پیش رو داشت که دست وی را برای انتخاب وزرای دلخواه که اغلب وابسته به جبهه اصلاحات بودند بکلی بست. اما نقص بزرگتر به جریان خودمان باز می گشت ما از یک تونل تنگ و تاریک هشت ساله به درآمده بودیم و همین که می توانستیم گردهم آییم و در نسیم وزیده از پنجره نیمه گشوده نفسی تازه کنیم برای مان یکدنیا می ارزید بطوریکه حتا بزرگان مان از یاد بردند عرصه سیاست میدان بده و بستان است اگر بخشی از جامعه به اعتبار ما به میدان آمده و به روحانی رای دادند بالطبع انتظاراتی دارند. باید این واقعیت را بپذیریم بعنوان یک جریان معتبر و رای آور سیاسی کوتاهی کردیم بی عملی مان توسط موتلفین اعتدالی و حتا شخص روحانی احیانا بحساب رضا گذاشته شد در حالیکه هر چه زمان می گذشت ما نسبت به تغییر و جابجایی های مدیریتی ناراضی تر می شدیم. فاجعه آنجا بود که ما خود بعنوان یک جبهه فراخ سیاسی به نقش موثر خویش در پیروزی دکتر روحانی باور نداشتیم و زمانی که می بایست کرسی های مدیریتی را طلب می کردیم تا به وعده هایمان به مردم امید بسته به اصلاحات جامعه عمل بپوشانیم زبان مان بند آمده به لکنت افتادیم. در این میان حضور یک همولایتی در مقام عالی مدیریتی در سطح کشور ما اصلاح طلبان گیلانی را به بی عملی افزونتری سوق داد. دکتر محمدباقرنوبخت که چهار دوره نماینده اول مرکز استان بود در جایگاهی قرار گرفت که هیچکس را متعجب نکرد چه بسا اگر بر کرسی معاون اولی هم تکیه می زد باز طبیعی و بدیهی بنظر می رسید اما اشکال ماجرا در این نکته نهفته بود که اصلاح طلبان گیلانی از مدیر ارشد اعتدالی متوقع بودند از کنار نام گزینه های رنگارنگ همگرا یا بعضا وانمودکنندگان به همگرایی عبور کرده از صدر تا ذیل مدیریت های استان را دو دستی به اصلاح طلبان پیشکش کند. گویا از یاد برده بودیم که برای مصدر امور مدیریتی بویژه مدیریت های ارشد در حالیکه دکتر نوبخت هم می خواست فاکتورهای دیگری بود که در این مسیر مانع تراشی می کردند. ما هرگز نخواستیم بعنوان یک جریان سیاسی حق خود را بستانیم و از کمک های متحدین مان هم بهره مند شویم همه منتظر بودند یگانه گیلانی نشسته در سطوح عالی دولت تماس گرفته و احکام مدیریتی را تقدیم مان کند.

اما در دولت دوازدهم فضا و قضا با چهار سال قبل به کلی متفاوت است اول بدین دلیل که روحانی در این دوره بیشتر در قامت یک رجل رفرمیست ظاهر شده و طبیعتا برای پیشبرد برنامه ها و شعارهای اصلاحی به کادر و مدیران اصلاح طلب و باورمند به برنامه های اعلام شده ی خویش نیازمند است دوم اینکه مجلسی با دولت همراه است که با مجلس نهم تفاوت های اساسی دارد و سوم که از دو مورد دیگر شاید اهمیت افزونتری داشته باشد پذیرش این واقعیت است که در انتخابات اسفند ۹۴ و همچنین انتخابات اخیر نقش اصلاح طلبان به همان اندازه که تاثیرگذار بود برسمیت شناخته شد. اکنون جریان اصلاحات چه در سطح ملی و چه در استانها از جمله گیلان ما باید خود برای ستاندن حق خویش بی هیچ لکنتی به میدان بیایند مگر یکماه قبل وقتی مردم بخصوص بخشی را که اصرار به عدم مشارکت داشت با لکنت به حضور پای صندوق های رای دعوت کردیم که اکنون نتوانیم با همان لحن و با منطق و استدلال دولت را به سمت تکاندن بدنه مدیریتی سوق دهیم؟ در این میان نقش دکتر نوبخت کسی که عشق و علاقه اش را طی چهار دوره نمایندگی مردم رشت به رشت و گیلان اثبات کرد می تواند کلیدی باشد بشرطی که بجای غرزدن در گوش فلان شخصیت برجسته کشور در هنگام سفر به استان بکوشیم جایگاه ایشان بیش از پیش تحکیم شود. به راستی اگر بهر دلیلی «دکتر» فردا بیاید اعلام کند که خسته شده و از پذیرش هرگونه مسوولیتی حتا در حد مشاور معذور است همین منتقدینی که دکترزیباکلام به ایشان اشاره کرده است در همین حد به رییس سازمان برنامه،عضوشورای عالی امنیت ملی،سخنگوی دولت که بعنوان معاون راهبردی خدمت می کند(اینها چندین شغل نیستند معاون راهبردی که رییس سازمان برنامه نیز هست بطور سیستماتیک به عضویت شورای عالی امنیت ملی و همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام در خواهد آمد) دسترسی خواهند داشت؟ اگر امروز بسیاری از سیاسیون استان براساس جایگاه و اولویت های معمول تصمیم به ملاقات معاون رییس جمهوری بگیرند از بیست و چهار ساعت تا بیست و چهار روز بالاخره موفق به ملاقات با وی شده قادرند مسایل مد نظر خویش را مطرح کنند. دکتر نوبخت سرمایه استان ماست که سال ها مردم اندوخته اند اکنون که سود و بهره اش می تواند نصیب رشت،گیلان و ایران شود با فضاسازی های بی نتیجه سرمایه ایی گرانقدر را سوخت نکنیم. بنابراین در دولت دوازدهم که ان شاالله درهای تازه ایی به روی اصلاح طلبان گشوده می شود استفاده از پتانسیل های ملی مان همچون نوبخت،حضرتی و عزیزانی که بلحاظ سیاسی از موقعیت مطلوبی برخوردارند غنیمتی بی قیمت است پس با دست خودمان سقف بالای سر را برروی خویش آورار نکنیم. بی تردید جناب دکتر نوبخت در این فضای جدید فقط طیف موسوم به اعتدال را مد نظر قرار نمی دهند و به تاسی از رییس محترم جمهوری برای بستن هر روزنه ایی که خدای ناخواسته سبب «عقبگرد» شود می کوشند از پتانسیل اصلاح طلبان گیلانی چه در استان و حتا در سطح ملی استفاده شود. بویژه از توان جوانان خوش فکر اصلاح طلب که بسیاری شان در عصر فرصت سوزی ها به میانسالی رسیدند اما در نهایت «مشاور» مدیران بعضا سالخورده ایی شدند که می بایست برعکس اینان بر کرسی های مدیریتی تکیه زده و سالخوردگان عرصه مدیریت در نقش مشاوران شان به ایفای نقش می پرداختند. بیاییم بجای شکوه های بی ثمر ایده های مان را با هم اندیشی صیقل داده در بسته های شکیل به بزرگانی همچون دکترنوبخت ارایه دهیم و مصرا خواستار اصلاح سیستم مدیریتی که پیش نیاز اصلاح امورجامعه است شویم.

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.