اختصاصی راه سوم: آنروز که رئیس جمهور، جناب روحانی از ناهمراهان و کندروان باوی در دولت یازدهم گله کرد و از آینده سخن گفت . زیباکلام بهانه یافت و فرصت مغتنم ، تا بی ربط و باربط در لباس نقد از تخیلات و دلخوریهای خویش از برخی اعضای دولت شکایت کند .

زیبا کلام درآن مصاحبه هرچه گفت و هرچه بود فاقد مولفه های یک نقد ضابطه مند منصفانه بود. پایه ها و بنیاد اعتراضش آنچنان سست نامربوط بود که نیازی به پاسخ ورفع شبهه نبود .

تمام حرف زیباکلام این بود که برخی اعضای دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری ، فعالیت انتخاباتی نداشته اند! به گونه ای این انتظار فراقانونی و خلاف قانون را به مخاطبین القا می کندکه افراد موردنظر ایشان در نزد مخاطب ناآگاه متهم به بی تفاوتی نسبت به رئیس جمهور می شوند.

اتهام به گونه ای است که متهم راهی جز سکوت ندارد . متهمین چگونه می توانند حتی از اقدامات قانونی خود سخن بگویند که هنوز پرونده های مفتوح در قوه قضاییه منتظره حتی شبهه تخلفات انتخاباتی است .

زیباکلام برخی از اعضای دولت را در سطح ملی در زمان انتخابات ناکارآمد و بی تفاوت اعلام می کند و دکتر نوبخت را علاوه بر ناکارآمدی انتخاباتی در سطح ملی برای تکمیل پازل تخریب ایشان درسطح استانی نیز غفلت نمی ورزد. پنداری که زیباکلام خود نیز، نیک می دانست، انتساب و اتهام کم فروشی در حمایت از روحانی به دکتر نوبخت آنقدر سست بنیان است که موثر و مثمر ثمر نخواهد افتاد .

ناگزیر دام همداستانی و همصدایی همشهریان و هم استانی منسوب به اصلاح طلبان و اعتدالیون با خویش را علیه دکتر نوبخت می گستراند . غافل از آنکه فرزندان جنگل و دریا خود دام گستر ماهری هستند.

لذا انگشت نشانه بر برخی گله ها، انتظارات و مطالباتی می گذارد که بر محق و طبیعی بودنشان نمی توان چشم پوشی کرد .

مطالبات و انتظاراتی که گاهی آنچنان شخصی و بومی منطقه ایی می شود که برخی شان فراتراز توان و امکانات حتی رئیس جمهور و معاون اول ریاست جمهوری بوده که موجب می شود تا آرای رئیس جمهور درانتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در دو استان دو مقام مذکور – سمنان و کرمان _ به زیر ۵۰ درصد فرو بکاهد .

هم بنده و هم دوستان اصلاح طلب و اعتدالی استان و جالبتر آنکه خود دکتر نوبخت نیز به درستی می داند که سطح انتظارات و مطالبات از وی حسب جایگاهی که دارد در نزد هم استانیهایش بسیار بالاست .انتظارات و خواسته های منطقی و شدنی گرفته تا فراقانونی و نشدنی .

بخش کثیری از انتظارات و مطالبات قابل تحقق، آن زمان که دکتر نوبخت به علت کثرت کار و درگیریهای پرمشغله در سطوح ملی دست پنجه نرم می کرد. می بایست در سطح استان ‌با سازو کاری که وجود داشت و دارد در خود استان رفع رجوع می شدتا نیازی به دخالت مستقیم ایشان نباشد و منجر به گله های به حق نشود و از سوی برخی عامدانه به محاق فراموشی و تغافل سپرده نمی شد .

در این مجال قصد ارائه تصویری از شیطنت های صورت گرفته برای هدایت فرافکنی های زیرکانه توقعات استانی به دکتر نوبخت را فعلا ندارم . بماند برای بعد ، چون نوعی خود زنی محسوب می شود .

***

نقد هرآنکسی که برکرسی قدرت می نشیند هم لازم است و هم مفید . مشروط بر آنکه مبتنی به اصول نقادی باشد .

عادت کرده ایم به دنبال اتفاقات و کنشهای سیاسی واجتماعی و …نخستین بار، موضعگیریها و ناگفته هایی را از زبان افرادی محدود همچون زیبا کلام بشنویم .

فارغ از درستی و نادرستی سخنان و قضاوت ناشی از تحلیلهایشان ، شجاعت و صراحت بیانشان درخور تحسین است .

قصد واکاوی چرایی ، انگیزه و بیان سستی انتقاد زیباکلام به دکتر نوبخت را در این مقال ندارم .چون بسیاری از همشهریان غیور و غیر همشهری منصف دکتر نوبخت در این باره نوشته اند . گرچه از زیبا کلام انتظار این بود که نقد را به تخریب آلوده نسازد . گرچه به عنوان یک همشهری و مطلع از داستان ظلمی که بر دکتر نوبخت در این ماجرا رفت مکدرم . لیکن آنچه بنده را واداشت تا نکته ای را به زیباکلام یادآور شوم . متاسفانه فقدان ظرفیت از نقد متقابل و ترک ادب از شخصیتی است که کسی یا اتفاقی در گذشته و حال از ” نقد” وی مصون نمانده است .

نسبت دادن ” بی مرامی و بی معرفتی ” از سوی زیبا کلام به تذکر و یادآوری کسی که حتی قصد نقد و تعریض به گفته های ایشان نداشته است و قصه گفتن از مرام و معرفت تهرانی و فقدان تلویحی این صفات به متذکر خود از جانب زیباکلام ، در نزد هر مخاطبی ، منجر به این نتیجه می شود که زیبا کلام فاقد ظرفیت پذیرش حتی تذکری کوچک است تا چه رسد به تحمل نقد دیگران از وی .

زیباکلام نشان داد که اگر اندکی آزرده شود و یا عصبانی ” ادب” را نیز دردفاع از خویش قربانی خواهد کرد .

زیبا کلام در توضیح اتهامات تخریب گرانه خود نسبت به دکتر نوبخت از چندتن از همشهریان وی به عنوان یارگیری ، از جمله از دکتر زاهد نام می برد .

دکتر زاهد در عبارتی کوتاه در اینستاگرام می نویسد : ” من ! فیاض زاهد فرزند حجت ! بخواهم از کسی گلایه کنم واسطه نمی گیرم ” و نیز یادی می کند از یک خاطره مزاح گونه از دکتر زیبا کلام .

 همچنین دکتر فیاض زاهد در نوشتاری دیگر همگان را توصیه به پاس داشت حرمت و اجتناب از توهین به زیباکلام دعوت می کند .

به راستی دکتر زاهد مگر چه گفته بود که زیبا کلام آنچنان برآشفت و تاب و توان از کف بداد و ظرفیت یک تذکر ، نه حتی ” نقد ” نداشت . باید درود فرستاد به همه کسانیکه تاکنون از آماج تیر انتقاد روح خراش زیبا کلام مصون نمانده و تحمل وصبوری اختیار پیشه کردند.

درود به صلابت و بردباری دکتر نوبخت که درمقابل چنین کسی، سکوت اختیار کرد و هیچ نگفت .

کریم کشوردوست