راه سوم: اکبر نوری/ قرار نيست منتقد و تحليلگر ژورناليست در دو راهه موافق يا مخالف مسئولين جاي بگيرد. نقد نه ابزار تزييني روشنفکرانه است و نه وسيله اي عقده گشايانه! نقد امکاني جهت اعاده حق شهروندي و پرسشگري است که مسئوليت و وظيفه آن بر عهده فعالان اجتماعي و رسانه اي قرار دارد و بايد آن را پاس داشت.

نماينده محترم شهر فومن سال دوم مسئوليت اش را در مجلس شوراي اسلامي ايران سپري مي کند. طبيعتأ در روند مديريتي هر مسئولي با توجه به تصميمات و سياست هايي که اتخاذ مي شود و به عرصه عمل مي رسد، حرف و حديث ها و بحث و جدل هاي مختلفي در مي گيرد و ابهامات و شبهاتي ايجاد مي شود که تنها راه برطرف نمودن آن از طريق پاسخگويي و تن دادن به ديالوگ انتقادي در عرصه عمومي و با رسانه هاي جمعي و منتقدين مي باشد.

امري که ظاهرأ نماينده شهر فومن بنا به دلايلي نامعلوم تمايلي به آن نشان نمي دهند و عمده ارتباطات شان با رسانه هاي عمومي تاکنون به شکل مونولوگ و خبري بوده است و گويي ترجيع شان شنيدن صداي اصحاب و حلقه خاصي است که البته در سايه قرار دارند. اين رويکرد خواسته و ناخواسته نه تنها با سمت و سوي غير شفاف خويش و در سايه جدال دارو دسته هاي شهري، تحليل ها و گمانه زني ها را به حاشيه و شايعات فرو مي برد بلکه حق شهروندان و رأي دهندگان را نيز جهت اطلاع از کم و کيف آنچه حول نماينده و شهرشان مي گذرد نيز بر زمين مي گذارد.

نتيجتأ اينکه در هر صورت بر طبق اين روال، ارزيابي روشن و دقيقي از سياست ها و عملکردهاي نماينده، طرح ها، پروژه ها و همچنين موانع و محدوديت ها و چالش هاي پيش روي ايشان در دست نيست.

عملکرد و فعاليت هاي سياسي و مديريتي نمايندگان مجلس در دو محور منطقه اي و ملي قابل بررسي است. مي توان اذعان کرد که نماينده فومن و شفت در مجلس تقريبأ به نحوي در حوزه کلان ملي و کشوري انتظارات را برآورده کرده است و مي شود مشي و جهت گيري هاي سياسي ايشان را که همراستا با دولت روحاني و همسو با مطالبات مردمي بوده، قابل پذيرش دانست. اما عملکرد افتخاري در حوزه تحت وکالتش جاي ابهام دارد.

اگر از منازعات سياسي و چگونگي عزل و نصب هاي مديران اجرايي، حاشيه هاي مرتبط با متحدين انتخاباتي، نارضايتي ستاد جوانان و… بگذريم ايشان در موسم انتخابات در رابطه با مسائل و معضلات شهر فومن به درستي بر چند موضوع به عنوان مطالبات اساسي مردم تأکيد کردند. از جمله موارد عمده آن يکي وعده حل مسئله پل ورودي شهر بود که همچون دمل چرکيني راه را بر تنفس مردمان آن سخت کرده است. در اين مورد با وجود تحرکات گسترده آقاي افتخاري و بازرسي ها و بازديدهاي متوالي به عمل آمده از سوي مقامات دولتي، نتيجه نهايي انداختن توپ به زمين شهرداري فومن بوده است! بنظر مي رسد با وجود تلاش هاي صورت گرفته، زور نماينده مجلس به دولتمردان و عوامل استاني آن نرسيده است. آنگونه هم که متوليان شهرداري عنوان مي کنند شرط پذيرش مسئوليت اجرايي اين پل افسانه اي از طرف آنان، تأمين اعتبار لازم در آينده از سوي نماينده بوده است! آينده اي که زمان آن مشخص نيست و به عبارتي هنوز همه چيز در تعليق قرار دارد. يکي ديگر از وعده هاي انتخاباتي نماينده شهر فومن، تجهيز و ساماندهي بيمارستان امام حسن مجتبي است که عملأ به قامت درمانگاهي حقير و ساختماني بي روح تنزل رتبه داده است.

بيمارستان مزبور هم علي رغم رفت و آمد وزرا و مسئولين ارشد بهداشت و درمان با نارسايي هاي شديد سخت افزاري و کمبود پرسنل کارآزموده و مشکلات مالي و نبود تجهيزات لازم پزشکي دست و پنجه نرم مي کند و شرمنده اهالي منطقه است که عمومأ از اقشار فرودست و ضعيف جامعه به حساب مي آيند و بشدت از وضعيت موجود در آن و سرويس دهي و خدمات ارائه شده ناراضي هستند.

اما نکته قابل تأمل در اين روزها و قابل لمس در منطقه که به نوعي عمليات نماينده شهرستان همسايه فومن (صومعه سرا) را در ذهن تداعي مي سازد، نهضت آسفالت است!

شواهد گوياي آن است که لابي هاي نماينده شهر با متوليان دولتي حداقل در اين بخش عمراني نتيجه داده است که جاي قدرداني دارد اما مسئله اينجا است که اين پروژه، فقط بخش ها و جاده هاي روستايي را در دست احداث و هدف قرار داده و از پرداختن به راهها و جاده هاي مواصلاتي شهر فومن که به فرآيند توسعه شهري مي انجامد، به غفلت عبور نموده است.

با وجود اعلام نياز شهرداري فومن و درخواست شهردار و اعضاي شورا از نماينده محترم جهت تأمين قير و آسفالت و وعده هاي مثبت متقابل، اين برخورد دوگانه با معضلي مشترک را که از سوي نماينده مجلس و نماينده ارشد دولت در شهر صورت مي پذيرد، چگونه بايد تعبير نمود؟ آيا اين رويکرد به اين معنا است که اراده و عزمي جهت مساعدت و همراهي با مسئولين شهري در راستاي توسعه و عمران شهر فومن وجود ندارد؟! اساسأ اين سوال مطرح مي باشد که آقايان در کدام محورها و حوزه ها به ياري متوليان شهرداري شتافته اند؟! آيا آنچنان که تداعي مي شود مبناي اين موضوع و تبعيض در گرفته بر سر ديده شدن و پر رنگ کردن جايگاه و وجاهت شخصي در اذهان جمعيت روستايي و واريز عوارض آن به حساب خودي بوده است؟!

همانگونه که در ابتداي اين نوشتار ذکر شد اين موارد شبهات و ابهاماتي است که در فضاي کدر سياسي و گفتگوهاي به محاق رفته، پاسخ روشني براي آنها نمي توان يافت!