صدای صندوقهای آرای اصلاح طلبان

ژاله حساس خواه – سخنگوی شورای اصلاح طلبان

راه سوم: یکی از موضوعات داغ این روزها، انتخابات شورا، ضعف لیست های امید و عوامل شکست لیست ها در برخی از استان های کشور منجمله استان گیلان بوده است . این یادداشت هم بنا دارد تا دلایل چندلایه و پیچیده این عدم موفقیت را از نگاه کسی که از درون شاهد امور بوده مورد نقد و بررسی قراردهد. اما پیشاپیش لازم می بینم خاطرنشان کنم که از نگاه نگارنده عدم اقبال مردم از لیست امید دربرخی نقاط به هیچ وجه مترادف با عدم اقبال مردم از تفکر اصلاح طلبی نیست . زیرا مروری بر گذشته این تفکر نشان می دهد که اصلاح طلبی همواره بعنوان گفتمان مطلوب جامعه از حمایت قاطبه مردم برخوردار بوده و خواهدبود و تنها در صورتی بظاهر عرصه را به رقیب وا می گذارد که مردم با صندوق های رای قهر کنند و رای ندهند. دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا هم فرصت استثنایی بود که دو روی قدرت اصلاح طلبان یعنی قدرت تعیین کننده قهر و آشتی شان به وضوح به رخ کشیده شود.

نخست قدرت آشتی ملی مردم درانتخابات ریاست جمهوری که موجب حیرت همه حتی جهان شد. آرا نشان می دهد آنگاه که مردم احساس کردند پیام گروه های سیاسی اصلاح طلب در حمایت از یک کاندیدای ریاست جمهوری از منافع ملی ، اتحاد و همصدایی نشات می گیرد با شور وشوق وصف ناشدنی همراه سیاسیون شدند و حضور و مشارکت مثال زدنی در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی ایران رارقم زدند . گیلان هم از این قاعده مستثنی نبود، کسب رتبه یکی از تاثیرگذارترین استان های کشور برسبد آرای دکتر روحانی توسط استان گیلان نمود بارز حاکمیت تفکر اصلاح طلبی دراین استان است. یکبار دیگر گیلانیان با کسب این نتیجه بوضوح نشان دادند که گفتمان اصلاح طلبی در گیلان دارای توان بالقوه بالایی است و می تواند درسایه اتحاد آنجا که اراده کند نتایج چشمگیری را رقم بزند.

سپس صدای قدرت قهر مردم ، درست در همین زمان ولی در نقطه مقابل یعنی از صندوق آرای انتخابات شورای شهر شنیده شد و وجه دیگری از قدرت حامیان گفتمان اصلاح طلبی را به تصویر کشید. نتایج انتخابات شورا دربرخی از نقاط کشور، منجمله شهر رشت نشان داد که مردم حامی تفکر اصلاح طلبی وامدار هیچ فرد یا افرادی نیستند بلکه تابع تفکری هستند که همیشه با تصمیماتش نشان داده که حاضراست برای پیشرفت کشوراز منافع خود بگذرد ، اسیر منیت نگردد و منافع ملی را سرلوحه امورش قراردهد. اگرچه که این پیام بارها و بارها توسط مردم به بزرگان اصلاح طلب منتقل شده بود ولی این بارهم حافظه ضعیف تاریخی موجب فراموشی شد و عوارض این فراموشی مزمن برجامعه تحمیل گردید. نتیجه انتخابات شورای شهر در برخی از شهرها منجمله رشت حاوی پیام روشن مردم به اصلاح طلبان بود : اصلاح طلبی متعلق به هیچ فرد و دسته ای نیست و هرکس هر زمان بخواهد برخلاف مسیر تدبير و عقلانیت اصلاح طلبانه منافع ملی را نادیده بگیرد ، از کاروان اصلاح طلبی جا خواهد ماند و باید همواره در انتظار رویدادهای ناخوشایند بنشیند. این پیام ازصندوق آرای انتخابات شورای شهر در رشت و برخی از شهرهای استان به بلندی شنیده شد که آنجا که همصدایی وجود دارد اصلاح طلبان پیروز بلامنازع هستند ( بعنوان مثال شهرانزلی که توانست در سایه اتحاد بزرگان سیاسی اش صددرصد لیست امید را به شورا بفرستد) و آنجا که اصلاح طلبی قربانی منافع فردی شوند اصلاح طلبان شکست سختی می خورند.

اين یادداشت بنا دارد یک بار دیگر مجموعه علل و عوامل عدم اقبال مردم از لیست امید رشت را در زمانی که صندوق آرای ریاست جمهوری در این شهر لبریز از آرای طرفداران تفکر اصلاح طلبی بود از سه منظر درونی، بیرونی و موازی معرفی كند تا بعدا در فرصت مقتضی نسبت به میزان و سهم تاثیر هرکدام بر نتيجه، تحلیله ای جامع تری صورت بگیرد . باشد که از این رهگذار اندوخته ای برای اصلاح طلبان و آینده اصلاح طلبی در این استان که همواره مهد آزادگی و آزادی خواهی بوده است حاصل شود:
۱- عوامل درونی:
۱- عوامل درونی:

برای بستن لیست امید درشهرهای دارای جمعیت بیش از ۴۰۰هزارنفر، هیات رییسه شورای اصلاح طلبان هر استان ماموریت داشت تا زیر نظر شورای عالی سیاستگذاری کشور، ۲ برابر ظرفیت شورا از میان نامزدهایی که قبلا درخواست قرارگرفتن در لیست امید را داده و حائز بالاترین رای براساس شاخص های قيد شده در آیین نامه ارسالی از سوی مرکز بودند را به صحن شورا ببرند تا مراحل کسب رای اعتماد کلیه اعضا را طی کنند. اما متاسفانه عامدانه یا ناآگاهانه این روند با کارشکنی های نامتعارف و جریان سازی های مسموم توسط افرادی از درون شورا با موانع جدی مواجه گردید و دچار وقفه شد که به دلیل تعهدات تشکیلاتی از شرح کامل ماوقع اجتناب می کنم . ولی جدیت این تحرکات تا بدانجا بود که رییس شورای اصلاح طلبان برای مصون نگاهداشتن آبروی چندین و چند ساله و جایگاه مردمی خود ترجیح داد با استعفا از سمت خویش ، خود را از آسیب این جریانات و گزندهای احتمالی آن دور نگاه دارد. درست پس از استعفای ایشان ، اختیارات بستن لیست عملا از هیات رییسه به شورای اصلاح طلبان منتقل گردید و تحت تاثیر عوامل درونی مانند دخالت برخی در بسته شدن لیست بدون درنظرداشتن نتایج نظرسنجی ها، تضعیف تشکیلات شورای اصلاح طلبان توسط نمایندگان احزاب و کسانی که انتظار بیشتری از تفکر تشکیلاتی از آنان می رفت، نقض قوانین و مقررات توسط اعضا ، ضعف مدیریت جلسات و اجازه به لابی گری های مخرب و غیر اصلاح طلبانه نتیجه ای رقم خورد که مطلوب اصلاح طلبان گیلان نبود.

۲- عوامل بیرونی: نمود بیرونی لیستی که تحت عنوان لیست امید به مردم عرضه شد نتوانست انتظار مردم از لیستی برآمده از تدبیر و خرد جمعی اصلاح طلبان را تامین کند . مردم گلایه داشتند که چرا افراد معرفی شده عمدتا از افراد شناخته شده سیاسی هستند و اثری از دلسوزی برای شهر و شهرداری در آن وجود ندارد؟ چرا علیرغم اصرار تهران بر تخصیص سهمیه به زنان و جوانان جایی از لیست به زنان داده اختصاص داده نشده است؟ چرا اعضای لیست دارای ستاد مشترک در سطح شهر نیستند و چرا بنرها و ستادهای تبلیغاتی نامزدها هم همه مستقل هستند؟ بعلاوه می پرسیدند چرا نامزدهای لیست با ارسال پیامک های خصوصی هوادارانشان را تشویق به دادن رای تنها به خود ایشان می کنند.

بعبارت دیگر لیست امید نتوانست به دلایل بیرونی متعددی مانند یکدست مردانه بودن لیست، جناحی بسته شدن ، عدم حمایت یا حمایت ضعیف تشکیلاتی از لیست توسط نامزدها و هوادارانشان و توسط کلیه اعضای شورای اصلاح طلبان رشت، مورد اقبال عمومی قراربگیرد.

۳- عوامل موازی: البته دراین میان عوامل دیگری نیز همچون فرصت کم تبلیغات به دلیل دیر اعلام شدن تایید صلاحیت برخی از نامزدهای اصلاح طلب، ارایه چند لیست به نام اصلاح طلبان به مردم، کشیده شدن اختلافات اصلاح طلبان به سطح جامعه، اثتلاف های ناخوشایند بین نامزدهای لیست با افراد و گروه هایی که از نظر تفکر همسو نبودند مزید بر علت شدند و همه و همه دست به دست هم دادند تا اتفاقات ناخوشایند انتخابات شورای شهررشت را رقم بزنند. در این میان اگر هم افرادی از لیست امید بطور تصادفی به شوراراه یافتند ، از نگاه مردم موفقیت ایشان نه به دلیل حضورشان درلیست بلکه به دلیل آشنایی شان با روند انتخابات و شیوه های کسب آرای لازم بود .

در خاتمه اگرچه تعيين میزان تاثیر هر یک از عوامل فوق نیازمند بررسی های دقیق تراست ، یادآور می شوم آنچه که برای نگارنده این یادداشت حایز اهمیت است این است که اگر اصلاح طلبان گیلان می خواهند مانند اصلاح طلبان بسیاری از مناطق ایران مسافر قطار مدنیت شوند باید بخاطرداشته باشند همیشه هدف “ایران برای همه ایرانیان” را در راس امور قرار دهند و بدانند باید آنجا که لازم است از خود بگذرند زیرا همواره این ازخودگذشتگی هاست که تاریخ ماندگار و مورد احترام را رقم زده است.