راه سوم: مجادلات اخیر در باره کابینه و پیش از این و در ایام انتخابات ریاست جمهوری در باره رویکرد آتی نظام در ابعاد سیاسی اقتصادی ؛ اجتماعی و فرهنگی نشان از جامعه ای رو به کمال وبالندگی دارد که می خواهد با تضارب اندیشه بهترین ها را کند .

در این باره نکات زیر قابل توجه است.

۱- جامعه نمی تواند یک صدایی و در انحصار یک تفکر باشد..اگر به تعداد آدمیان راه رسیدن به خدا وجوددارد به همان نسبت اندیشه های متفاوت و بعضا معارض هم وجود دارد که نمی توان انتظار داشت همگان همانند هم بیاندیشند.

با این وجود جامعه نمی تواند آنارشی و هرج و مرج را هم تحمل کند. پس بهترین راهکار پذیرش دموکراسی است تا هر جریان فکری سیاسی که اکثریت را داشت بتواند برای مدتی معلوم ؛ زمام قدرت سیاسی را هم داشته باشد چرا که جامعه بسان یک موجود زنده دائم در حال تغییر و تحول است و اکثریت و اقلیت هم جابجا می شود.

۲- جامعه ایرانی درانتخابات ۲۹اردیبهشت با دو رویکرد در ابعاد سیاسی ، اقتصادی اجتماعی و فرهنگی روبرو بود و مردم در یک فرایند دموکراتیک با شرکت فعال و گسترده خود و با مشارکت بالای ۷۰ درصدی رویکردی را انتخاب کردند که حسن روحانی سخنگوی آن بود.
انتخابی که با مهرتایید شورای نگهبان هم همراه بود و به زودی در ۱۲ مرداد با تنفیذ رهبری نظام و برگزاری مراسم تحلیف در۱۴ مرداد در مجلس شورای اسلامی به عینیت می رسد.

۳- پس از تحلیف ؛ ریاست جمهوری وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی خواهدکرد تا نمایندگان منتخب ملت مهر تایید برانتخاب وی بزنند.
واقعیت این است فرایند انتخاب وزرا مدتی است شروع شده و در کشاکش دیدگاههای فاتحان ۲۹اردیبهشت درحال پیگیری است.
پروژه ای که تا مرحله معرفی وزرا به مجلس ادامه خواهد داشت.

۴- تا اینجای کار همه فرآیند طی شده قابل قبول است. رای مردم تایید شورای نگهبان پذیرش شکست ازسوی رقیب و سرانجام تنفیذ طی آینده نزدیک. اما آنچه باعث نگرانی است سهم خواهی غیر منطقی از ریاست محترم جمهوری است. واقعیت این است رای ۲۴میلیونی دیگر رای جناحی نیست. رای جناح ها در درانتخابات های گذشته به منصه ظهور رسیده است. رای حسن روحانی یک رای ملی گسترده و فراجناحی بود که نباید مصادره جناحی بشود. همچنان کابینه فراجناحی با حضور اصلاح طلبان؛ اعتدالیون و اصولگرایان معتدل راهگشای مشکلات عدیده کشور است.

شایستگان درانحصار یک جناح نیستند.

۵- و اما سخن پایانی ؛ به قول مولانا:

“آرزو می خواه و لیک اندازه خواه”