راه سوم ـ اکبر نوری: “این چند آدم معمولی” شاه کلید بیان شده در سخنان نماینده اسبق شهرهای فومن و شفت بود که بعد از گذشت یک سال و اندی از شکست تلخ و نامنتظره انتخابات مجلس شورای اسلامی، خلاصه سکوت خبری خود را شکست و به اشارات انتقادی و کنایه های نماینده کنونی مجلس در باره خود که به مناسبت های مختلف عنوان شده بود، پاسخ گفت. اما براستی چرا در این زمان و با عنوان این چند آدم معمولی؟!

بنظر می رسد شامه تیز سیاستمدار کهنه کار منطقه، فرصت را جهت یورش غنیمت یافته است.

پیش بینی عاشوری در باره سرنوشت پل ورودی شهر، اینکه “پل نه تخریب و نه تغییر خواهد کرد” تاکیدی تحقیرآمیز به قصد زیر سوال بردن اقتدار نماینده کنونی بود. توصیه عاشوری به اینکه “نماینده می بایست بدنبال پول و اعتبارات باشد، پروژه را جلو بیاندازد نه اینکه وقت خود را بگذارد پل خراب شود ” و مقایسه افتخاری با نماینده شهر همجوار (صومعه سرا)، کنایه آمیز و تلخ بود!

بی تردید عاشوری با سنجیدن تمامی جوانب بر افتخاری تاخته است!

قواعد بازی سیاست در ایران متمرکز بر محور لابی گری است؛ لابی گری عناصر کهنه کار، با تجربه، استخوان خرد کرده و صاحب نفوذ، سیاستمدارانی که رد پایشان در ساختار قدرت حک شده است و حرف شان در لابلای کریدور قدرت خریدار دارد!

افتخاری جوان به مدد ائتلافی استراتژیک با چنین مردانی نبرد انتخابات را از همتای قدرتمندش برد اما پس از سپری کردن ایام خوش انتخابات و سود بردن از همپیمانان صاحب نام، به بهانه هایی بنی اسرائیلی که تنها قدرت پشت بند آن بود، زودتر از حد معمول به ماه عسل موتلفین پایان بخشید!

مسئله این بود که دیگر تحمل “نام ها ” سنگین می نمود و لذا راهی به جز انتخاب میان مهتران و کهتران وجود نداشت! نماینده پیروز انتخابات روی به بازیگران کوتاه قامت شهری آورد تا از زیر سایه رفقای صاحب نام خارج گردد، غافل از اینکه بازی سیاست و سرنوشت شهر، هر دو را یکجا به قمار نهاده است! رویکردی که می تواند خسران دو جانبه برای او و موکلانش به همراه داشته باشد.

شواهد نشان می دهد که فقدان همراهی نخبگان دارای وزن و جایگاه سیاسی، چنان بر قدرت لابی گری نماینده تاثیرگذار بوده است که پژواک صدایش به سختی به گوش کسی می رسد! موتلفین نه تنها از تجربه گرانبهایی در حوزه های کلان بهره می بردند که به کار افتخاری جوان می آمد بلکه آشنایی شان با قواعد بازی سیاسی و مراکز قدرت می توانست روند امتیازگیری از مجامع کشوری و استانی را بالا ببرد و به مطالبات مطروحه شهروندان و موکلان جامه عمل بپوشاند.

اینک اما بنظر می رسد که همنشینی و ترجیع کوتاه قامتان محلی، در عمل عایدی جز تنهایی و خستگی و سرگشتگی به همراه نداشته باشد. و این درست لحظه و فرصتی است که ناصر عاشوری به فراست آن را در یافته است و با طرح عنوان این” چند آدم معمولی” به آن پرداخته است.

به کهتر دهم یا به مهتر پسر
که باشد به شاهی سزاوارتر!

اکبر نوری