راه سوم: ایران بزرگتر از آن است که بتوان نادیده اش گرفت و اگر واشینگتن به دنبال تغییر رژیم است، آنچنان که به نظر می آید برخی از مقامات به دنبال اش هستند، مخاطرات آن بسیار عظیم است.

به گزارش راه سوم به نقل از انتخاب، مخالفان قرارداد هسته ای سال ۲۰۱۵ با ایران اغلب از آن شکایت دارند که این توافق شیوه های رندانه ایران برای افزایش نفوذ خود در منطقه را پوشش نداده است. این دست نگرانی ها، دلایلی نیستند که بتوان با آنها توافق را به هم زد، پرزیدنت ترامپ بدون تعقل تلاش دارد با افزایش فشار روی دولت، بدون هیچ مدرکی، اعلام کند که ایران مفاد توافق را نقض کرده است.

منتقدان اغلب این حقیقت را نادیده می گیرند که هدف از توافق دور نگه داشتن ایران از تولید بمب بود، هدفی حیاتی و ضروری. آنها همچنین این حقیقت را نادیده می گیرند که توافق جواب داده است، همچنان که آژانس بین المللی انرژی اتمی که به طور منظم فعالیت های ایران را رصد می کند و حتی وزارت امور خارجه آقای ترامپ نیز آن را تایید کرده است.

واشنگتن به جای زیر سوال بردن توافق، می بایست تمرکز خود را روی فعالیت های غیر هسته ای ایران بگذارد. سلطنت نشین های عرب و سنی از آن هراس دارند که ایران هلالی شیعی از افغانستان تا مدیترانه برقرار کند. ایران بدون تردید تلاش دارد تا وزن خود را در نقاط مختلف بگذارد، اما بد نیست یادآور شویم که این موضوع بخشی از نتایج حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ برای برکناری صدام حسین است، که باعث ماجراجویی ایران شد.

دولت همچنان روی استراتژی ایران کار می کند، اما آقای ترامپ و مشاوران اش ورق های زیادی روی میز ندارند، تصویرسازی شیطانی از ایران: اعمال تحریم های شدید علیه برنامه موشکی ایران و نقض حقوق بشر، همکاری با کشورهای سنی که همچون اسرائیل ایران را به عنوان یگانه تهدید می بینند و خواستار انزوای ایران هستند.

ایالات متحده و ایران تقریبا پس از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران هیچ تماسی نداشتند تا اینکه جان کری و جواد ظریف، وزرای امور خارجه ایران و آمریکا رابطه ای کارآمد را در جریان مذاکرات هسته ای شکل دادند. آقای ترامپ و رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه اش به جای آن که این رابطه را ارتقا دهند از ملاقات با ایرانی ها سرباز زدند.

یک سیاست قابل تصور احیای کانال ارتباطی وزارت امور خارجه است تا منازعات قبلی حل و فصل شود و راه حل هایی برای افغانستان، سوریه، یمن و عراق جستجو شود. تاریخچه ای از چنین همکاری هایی وجود دارد. ایران به ایالات متحده و دیگر کشورها کمک کرد که پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ دولتی تازه در این کشور تشکیل دهند و در سال ۲۰۱۴ نیز کمک کرد که دولت وحدت ملی شکل گیرد. اینک نیز می توان ایران را تشویق کرد به طالبان فشار آورد تا مذاکرات صلح با کابل را در دستور کار قرار دهد. ایران و ایالات متحده همچنین می توانند روی قاچاق مواد مخدر در افغانستان، دیگر دغدغه مشترک، کار کنند. ایران در عراق نیز در نبرد علیه داعش کمک حال آمریکا بوده است.

هفته گذشته، ۴۷ تن از سران امنیت ملی کشور با دیگر امضا کنندگان از ایران و آمریکا خواستند بنشینند و روی توافقی مکمل کار کنند که محدودیت های هسته را در آینده افزایش دهد و همچنین این توافق به دیگر کشورهای منطقه که یا برنامه هسته ای دارند یا سودای آن را در سر دارند بسط پیدا کند. آنها همچنین پیشنهاد تشکیل نهادی مشورتی متشکل از ایران، عربستان، ایالات متحده، روسیه، ترکیه، چین و اتحادیه اروپا را دادند تا بتوانند در مشاجرات اصلی منطقه با یکدیگر رایزنی کنند.

ایران بزرگتر از آن است که بتوان نادیده اش گرفت و اگر واشنگتن به دنبال تغییر رژیم است، آن چنان که به نظر می آید و برخی از مقامات به دنبال اش هستند، مخاطرات آن بسیار عظیم است.

ایرانی ها با جمعیتی ۸۰ میلیون نفر، اغلب جوان، در سال های اخیر رهبران نسبتا میانه رو را برگزیدند که به سمت اصلاحات تدریجی هستند. آمریکا در رقابت با کشورهایی همچون چین و روسیه می تواند با تعامل با ایرانی ها و اجتناب از تنش هایی که باعث قدرت گیری تندروهای ایران می شود مسیر پیشرفت را طی کند.

منبع : نیویورک تایمز / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی / ۳