راه سوم: آیا واقعاّ عملکرد فراکسیون های منتسب به اعتدال و اصلاح طلب در مجلس همانند فراکسیون امید که در قضیه اخیر راّی به وزرای پیشنهادی روحانی تجربه گردید، چنان واقعه غیر عادی و نامنتظره ای است که سبب شگفتی و غافلگیری محافل مختلف کشور شده است؟
واقعیت این است که نهادهای جمعی تاّثیر تعیین کننده ای بر روی رفتار آدمیان دارند و هسته های سنتی و مدرن هر یک اخلاق و باورهای متفاوتی را از خود متجلی می سازند.
از سویی نباید فراموش کرد که پدیده های سیاسی_اجتماعی از منطقی درونی پیروی می کنند اما بنظر می رسد که بعضاّ حقانیت داده ها و واقعیت های علم سیاست از چنان بداهت و وضوح و صراحتی برخوردارند که درجه اهمیت آن ناخواسته از مدار سنجش و توجه تحلیلگران و کنشگران سیاسی خارج می گردد. نظام سیاسی مبتنی بر احزاب از جمله این پدیده ها است. اساسی ترین تجلیات نظام حزبی در عرصه سیاسی چیست؟ شفافیت رویکردها و رویه های جناحی و نیز تعهد به عقلانیت جمعی و تضمین برنامه ها و مطالبات گروهی.

احزاب از شاخص های مهم توسعه و دموکراسی می باشند اما نه شبه احزاب مسخ شده کاریکاتورگونه! احزاب موجود در ایران سانترالیست و لشکر تک نفره اند که بود و نبودشان وابسته به نخبگان و شخصیت ها است و قائم به فرد هستند. عقل جمعی و کنش جمعی آنها صوری و سمبولیک است و از اینرو است که ناپایدار، بی ثبات، باد به پرچم و دولت مستعجل نشان می دهند.

بدیهی است که در فقدان نظام حزبی نمی بایست به انتظار ظهور خصایص و رفتارهای جمعی متعهدانه، شفاف، مطالبه محور و الزام آور نشست. قاعدتاّ معدود افراد و گروههای صاحب مجوز در صحنه سیاسی، در غیاب مکانیسم های مربوطه به علت رویکرد نیمه باز و تصمیمات غیر شفاف و در سایه به محافل بسته ای مبدل خواهند شد که با فاصله گرفتن از دموکراسی حزبی و عقلانیت جمعی، خلا وضوح سازمانی را با رویه و زمینه اجتماعات سنتی (عشیره، قبیله) می پوشانند.
در چنین بستر و فضایی طبیعتاّ مشی افراد و گروهها به صورت محفلی و رویکردشان محافظه کارانه، مصلحت اندیشانه و سوداگرانه خواهد بود که از طریق بازتولید سنت عشیره ای، رفتار قبیله ای به روز شده در هیئت دسته جات شهری را در مراکز مختلف مدیریتی همچون مجلس بروز می دهند. نتیجه و پیامد چنین پدیده ای، تصمیمات اتخاذ شده ای است که از جامعیت و وجاهت لازم در نزد افکار عمومی و کنشگران سیاسی برخوردار نیست و صلاحیت گروههای مذکور را با چالش مواجه می سازد؛ گروههایی که با فراخوان طایفه ای و دست چین شده بصورت سزارینی در شب انتخابات متولد شده و با عهده گرفتن کاذب نقش متولی احزاب مدرن، کدخدامنشانه و قیم مآبانه برای جامعه خاموش و محذوف “تصمیم سازی” می کنند!

در واقع در غیاب نظام حزبی این اغراض و منافع شخصی و گروهی محافل متعدد است که از طریق سیاسی کاری، لابی گری و دادو ستد با مراکز قدرت مد نظر قرار می گیرد و منافع ملی و محلی را به محاق فرو می برد.
از اینرو این گروهها ضرورتی جهت تعامل جمعی و پیگیری مطالبات و یا پاسخگویی به جایی نمی یابند. تنها نقش متصور برای آنها، نقشی است که در برابر لولوی اصولگرایان ایفا می کنند.

بنابر این با توجه به نکات فوق این نگاه تحلیلگران سیاسی است که تعجب برانگیز می نماید.
به راستی از یک فضای مه آلود سیاسی انتظار چه رفتاری می رود؟