راه سوم: دکتر غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در یادداشتی برای “راهبرد” نوشت:

دکتر ابراهیم یزدی یکی دیگر از انقلابیون نسل اول از میان مارفت. فرقی نمی کند عسکراولادی مسلمان باشد یا صادق طباطبایی؛ مهدوی کنی یا هاشمی رفسنجانی؛ موسوی اردبیلی یا ابراهیم یزدی.

نسل اول اندک اندک وآرام آرام جای خود را به نسل های بعدی انقلاب می دهند و ما را با کوله باری از تجربه سیاسی و مدیریتی خود تنها می گذارند.

 اما با مطالعه خاطراتشان شاید بتوان عبرتی گرفت؛ فاعتبروا یا اولوالباب…

 برای نوجوانان و جوانان سال ۵۷ و ۵۸ شخصیت گیرا و جذاب دکتر یزدی فراموش نشدنی است. شیوا و فصیح سخن می راند و اعتمادبه نفس ناشی از پیروزی انقلاب در چهره اش کاملا دیده می شد.

 انگار همین دیروز بود که در بهار سال ۵۸ واعظ محله ما مرحوم مناقب، داماد شهید صدوقی امام جمعه شهید یزد، بر بالای منبر و در دفاع از یزدی در برابر هجمه تبلیغاتی مخالفینش از مدارج علمی او می گفت و ماخوشحال از اینکه وزیرخارجه مان اینچنین است و به او افتخار می کردیم.

یزدی علاوه بر اعتبار علمی در رشته تحصیلی خود، سیاستمدار کاردان و عاقلی بود. هیچکس نمی تواند منکر مشورت های وی به رهبر فقید انقلاب بشود.

 با این وجود، وی از ویژگی هایی برخوردار بود که در تمامی اهل سیاست دیده نمی شود. مهمترین آنها رعایت قاعده انصاف بود.

 برای نمونه وی و دوستانش از جمله مرحوم بازرگان با تمامی اختلافاتی که باجناح موسوم به خط امام در سال ۱۳۶۰ داشتند برای اینکه پس از حادثه دردناک ۷ تیر، مجلس از حدنصاب نیفتد و تعطیل برحسب قانون نشود؛ در جلسات مجلس شرکت کردند و خط قرمز خود را عملا قانون معرفی کردند.

 دکتر یزدی را می توان “سیاستمدار جوانمرد” لقب داد. ویژگی که در مرحوم بازرگان و مرحومان سحابی پدر و پسر هم بود.

 آنان نه پناهنده سیاسی شدند و نه از اندیشه های خود عدول کردند. با پذیرش کلیت نظام ماندند و راه خود را از ضدانقلاب جدا کردند.