راه سوم: جوسف استیگلیتز استاد و اقتصاددان بزرگ کلمبیا و برنده جایزه نوبل سال ۲۰۰۱ معتقد است، توسعه کشور سنگاپور مرهون سیاست های دولت در کاهش نابرابری اقتصادی است، نظام مالیاتی و راه اندازی “صندوق آینده نگر “تاثیر چشم گیری در توزیع عادلانه درآمد و به تبع آن جهش اقتصادی داشته است.

شهر بندری واقع در یک جزیره بزرگ در دماعه جنوبی شبه جزیره مالای که از سال ۱۹۸۰ حیات تجاری ومستمره انگلستان بوده و درپی یک فعل و انفعال عضو فدراسیون مالزی برای مدت دوسال شد و در نهایت موفق گردید از سال ( ۱۹۶۵ پس از مدت ۱۴۱سال ) جمهوری سنگاپور را تشکیل دهد. این کشور علیرغم وسعت کم (۷۱۸ کیلیومتر مربع ) یعنی کوچکتر از بحرین ، و نداشتن منابع طبیعی ، بدون ذخیره سوخت فسیلی ،رشد و توسعه باور نکردنی کسب کرد که در آسیا بی سابقه بوده است.

کار بزرگی که دولت مردان این کشوردر ابتدا انجام دادند ، تغییر نگاه به جهان ،مدیریت خوب در ادارات و سازمان ها ، احداث پارک های زیبا ، ،برنامه ریزی برای هوای تمیزو پاک،خیابان های تمیز ،شهروندان قانونمدار،تا عاملی شود که بتوانند بیشترین گردشگرهای جهان را جذب و باعث ایجاد درآمد و اشتغال در این کشورکوچک گردند . دولت مردان آینده نگراین کشور ،علیرغم نبود منابع طبیعی توانستند سالانه ۱۵ میلیون گردشگر را به سوی این کشورروانه نمایند .

سنگاپور که زمانی حیات خلوت انگلیس بود اکنون با جمعیت ۵ میلیونی تبدیل به کانون تپنده ارایه خدمات ،فناوری ،و تجارت برای کشورهای جنوب شرقی آسیا و دیگر مناطق جهان شده است .تامین کننده قطعات و ادوات الکترونیکی و دارای یکی از شلوغ ترین بنادر جهان با بیش از ششصد خط کشتیرانی . اگرچه این کشور کوچک هیچ نوع ذخایری درحوزه نفتی ندارد ،اما یکی از بزرگترین تصفیه کننده های نفت خام و مرکز بزرگی برای کشورهای توزیع کننده فراوردهای نفتی محسوب می شود .
این کشور توانست سرمایه گذاری بزرگی در زمینه داروسازی،پزشکی ،و زیست فناوری جذب کند ،اقتصاد این کشور کوچک در مقابل کشورهای بزرگی چون پاکستان ،فیلیپین،مصر، از وسعت اقتصادی بزرگی برخورداراست .از طرفی از لحاظ ژئوپلوتیک در جهان ،یکی از باثبات ترین،و ثروتمندترین کشورهای قاره آسیا نام گرفته است.

این کشور در شاخص آزادی اقتصادی در رتبه دوم جهان قرار دارد که بر اساس آمار، درآمد ناخالص آن از مرز ۲۰۰ میلیارد دلار گذشته است . با اینکه اقلیت های چینی ،مالایی،و هندی در سنگاپور زندگی می کنند اما دولت این کشور توانسته با مدیریت خوب ، تنش ها را از این سرزمین دور کند .سنگاپور دارای حمل ونقل گسترده ،تمیز ،و از لحاظ مصرف انرژی با صرفه ترین کشور است . پارک ها،موزه ها و سینماهای زیبا ،جذابیتی خاص به این کشور بخشیده است . مدیریت کارآمد در این کشور سبب گردیده درزمینه تامین بهداشت و سلامت چهارمین کشور دنیا لقب گیرد.

سنگاپور نمونه یک کشورتوسعه یافته کوچک است که نشان داده چگونه می توان رشد جمعیت و اقتصاد را در کنار هم بدرستی مدیریت کرد تا با رشد و توسعه کشورپویایی داشته باشند. نه تنها در رشد اقتصادی ،بلکه نیل به توسعه اجتماعی این کشور نمونه است .تا جایی که توسعه روز افزون آن باعث شد که دنگ زیا پینگ رهبر چین را وادار کند از این کشور بازدید و با الگوگرفتن از موفقیت های آن ، برای ساختن هزار سنگاپور در چین تلاش کند و امروز رقیب بزرگ برای آمریکا محسوب گردد.

به نظر می رسد کشورهای چون کره جنوبی و دوبی نیز از این کشور الگو گرفته و در فرایند زمان توانستند از دیگر کشورهای آسیا موفق تر عمل کنند. سنگاپور نشان داد که می شود با مدیریت واقع بیانه و نگاه زیباشناسی به پدیده های طبیعی و استفاده بهینه از امکانات و سرمایه گذاری خارجی ،گذار به سوی توسعه را تسریع کرد .اما مهم تغییر نگاه دولت های در حال توسعه است که برای رسیدن به رشد و توسعه در جهان کنونی ورقابتی ، چگونه انتخاب وعمل کنند.

اما سئوالی که به ذهن متبادر است ، این است که چگونه کشوری کوچک با نبود منابع طبیعی جز چهار کشور غول اقتصادی قرار گرفته ؟چگونه توانسته در سال ۱۵ میلیون گردشگر را جذب کرده و میلیاردها دلار در آمد کسب نمایید ؟چگونه توانسته از منابع طبیعی خودساخته سنگاپور را کشوری طبیعی و سبزجلوه دهد ؟چگونه توانسته از نخبگان و جوانان متخصص خود در مدیریت ها به درستی بهره گیرد ؟چگونه توانسته در آسیای شرقی در میان غول های اقتصادی مانند کره ، چین و ژاپن قد اعلم کنند ؟چگونه توانسته بین اقلیت های کشور وحدت و همدلی ایجاد نمایید ؟و ده های چرای دیگر که پاسخ هر کدام از این ها می تواند ما را نسبت به داشته و امکانات ،نه ایران عزیز ما ،بلکه استان سرسبز گیلان و شهرتاریخی لاهیجان اندکی قلقلک دهد .که چطور آنها می توانند با نصف وسعت لاهیجان و یک هزارم وسعت گیلان به چنین نتایجی بزرگی حداقل در بعد گردشگری دست پیدا کند (این کشور را با سرزمین بزرگ ما مقایسه نمی کنم.

می شود کشور نامبرده را تا حدودی با گیلان سر سبز ما که دارای همه ابعاد طبیعی و منابع زمینی برای بهره برداری مناسب مقایسه کنیم ، گیلانی که با وسعت بالای ۱۴هزار و داشتن بهترین نقطه ارضی (همسایگی با کشورهای آسیای میانه و اروپا) جوانان نخبه ،متخصصین بزرگ ،مزارع برنج،بهترین تولید چای کشور ،بهترین سوغات دستی که زبانزد خاص و عام است،رودخانه ها و تالاب های متنوع ،جنگل های بکر برای گردشگران داخلی و خارجی ،طبیعت زیبا و طبیعی (برخلاف سنگاپورکه ساخته دست هنرمندان کشورشان در منازل و ساختمانها است ) با بهترین امایش زمین ،و ده ها زیبایی دیگر که اگر هر استانی دیگر داشت آنگونه بهره می گرفت ، که بیکاری را در استانش بخشکاند .کافی است با یک سرچ کوچک در گوگل داشته ها ، زیبایی ها، نظم و طروات را در سنگاپور با وسعت کم اما با درآمد بالا ببینیم و بخوانیم.

امیدوارم اگر مسئولان عزیز گیلانی و یا لاهیجانی (چه نمایندگان و چه دولتیان) متن پیش رو را می خوانند نگویند سنگاپور کجا ما کجا ؟ مقایسه آنها با ما اصلا معقولانه نیست و مقایسه مع الفارق است !!!! ،باور کنید چنین نیست ،آنها سالها مستعمره انگلیس و دو سال در اختیار مالزی بودند ،اما وقتی خواستند و تصمیم به بودن در جهان رقابتی گرفتند ،تبدیل به یک غول اقتصادی شدند ،اما این تبدیل شدن نه با در گیری های جناحی و حزبی ، بلکه با همدلی و وفاق ملی و بومی ،کاری کردند کارستان در آن منطقه هیچستان، و چه خوب هم موفق شدند ،که موفقیتشان همچنان ادامه دارد .

مسئولان عزیزگیلانی شما نیز می توانید و این توانستن را با انتظارکشیدن به بودجه های صرف کشوری و مصوب دولت عقلایی هدر ندهید (هرچقدر بودجه بیشتری توسط نمایندگان محترم و یا دولت مردان عزیز گیلانی گرفته شود ستودنی و به نفع استان اس) بلکه بودجه واقعی را در مغزهای جوانان استان ما جستجو کنید که هر کدامشان می توانند با درایت شما و استفاده از خلاقیت آنان کسب درآمد نمایید و به درستی بهره گیریید.
کافی است آماری از نخبگان ما در استان و نیازهای آنان بگیرید و ببینید که چگونه نخبه های ما با حداقل ها می سازند و شاید هم می سوزند اما برای پیشرفت استان با دار و ندار خود بازی می کنند ، تا هم زندگی حداقلی خود را بچرخانند و هم اینکه گیلان و لاهیجان را سرافراز نمایند.

نگویید اینها شعار است و حرف مخالفان دولت ، نه ، راقم یکی از حامیان و فعال ترین مهاجر گیلانی برای دولت عقلایی روحانی بوده و هستم ، مقالاتم در روزنامه های کثیر الانتشار کشور و روزنامه و سایت استان گیلان گویای این مسئله است .اما می بینم و می شنوم که استانم در خیلی از مسایل از دیگراستان ها در جهت بهروری از نخبگان ما فاصله گرفته است (البته از کارکردهای مثبت مسئولان گیلانی بخصوص در چهار سال گذشته با استاندار بومی واقفم و به همه آنها نیز خسته نباشید می گوییم ) اصفهان نیز شهری باستانی و منطقه گردشگری است.اما با تلاش و کوشش مسئولان در رده های مختلف ملی و استانی علاوه بر اینکه منابع مالی را از مرکز به استان خود انتقال دادند ، بلکه از ابزارهای کارآمد و مغزهای جوانان شیفته خدمت در استان نیز بهره گرفتند و از آنها استفاده بهینه کردند ،همچنانکه که آمارها می گویید اصفهان کمترین مهاجر را نسبت به استانهای کشور در مرکز دارد (البته فراموش نمی کنم که صنایع بزرگی مانند ذوب آهن،سپاهان،فولاد ..در این استان عامل ماندن جوانان می باشد(

ما نیز می توانیم کافی است همه مسئولان گیلانی و نمایندگان محترم که در هرم قدرت در استان و یا مرکز حضور دارند با اتحاد و همدلی گیلان را بسازند بی انکه به همدیگر بتازند .اختلاف نگاه و اندیشه امری طبیعی است اما در منافع و گرفتن امتیاز برای استان و مردم ما امری غیر واقعی و شکننده است .

اینکه تغییر و تحولات جناحی عاملی شود تا از همه مواهب و حقوق خود در کشور بهره ای نبریم ،روش درستی نیست، اصلاح طلب یا اصولگرا ،اعتدال گرا و یا گروه های دیگر در مجلس و قوای کشور ابتدا رفیق ایرانی هستند و سپس رقیب جناحی، اما در گیلان همه عضو یک تیم و خانواده هستند .مسئولان گیلانی می توانند با تشکیل اتاق های کار گروه فکری در حوزه های مختلف به صورت ماهانه ویا فصلی و با طرح و برنامه ریزی فراگیر استان ما را ازاین شرایط خارج کنند .مسئولان می توانند با وحدت استراتژیک درسطح کشور و استان ،مجوزها و یا بودجه های کلان را برای گردشگری،کشاورزی و صنایع غیرآلوده و کارخانه های صنعتی بگیرند و در عین حال نگذارند که محیط زیست ما آلوده و یا تخریب شود.

مسئولان استان ما می توانند اساس کارشان را بر برنامه ریزی فعال برای تصمیم گیرهای مناسب در مجلس و دولت محترم بگذارند (بخصوص اینکه افراد شناخته شده ای در کنار دولت حضور دارند (اختلافات را به خاطر مردم گیلان به حداقل ها برسانید و انرژی اتان را برای رفاه مردم و سازندگی در گیلان صرف کنید.

می توان استان را متحول کرد ،قبول کنیم سئوال این است با داشتن وزیر ،مشاور ،سخنگو،و…..در سطح مدیریت کلان کشورطی دو دهه اخیر ،چرا ما نتوانستیم آنچنان که لازم بود از امکانات و تسهیلات گردشگری ، کشاورزی و صنعتی در سطح کشوربهره گیریم ؟چرا ما نتوانستیم در عرصه هنرهای تزیینی و دستی و سینمایی رقبای خود را پشت سر بگذاریم ؟چرا ما در عرصه ورزشی تنها در چند رشته فردی موفق عمل کردیم؟(بماند که در فوتبال گام بزرگی با سپید رود رشت برداشتیم)چرا ما در عرصه زنان در سطح کشورنتوانستیم موفقیتی کسب کنیم و یا از زنان استان ما در مدیریت های کلان و خرد بهره گیریم ؟و ناگفته های دیگر که با یک متن و یا چند متن قابل بیان و در این حال حوصله خواننده نیست.

مسولان عزیز گیلانی از اینکه تلاش کرده و می کنید شکی نیست ،از اینکه برای سازندگی استان وقت می گذارید شکی نیست .اما شایسته نیست در امارهای داده شده در رسانه های ملی و بومی بخوانیم که :
-۱ استان ما ، شاخص بیکاری اش دو رقمی است ؟(به باور بنده آمار واقعی بیکاری را هر کسی در گیلان و در میان خانواده ها و یا فامیل و دوستانش می تواند ببینید. بماند که گاهی آمارها نیز دست کاری می شود (مانند دولت گذشته) اما در محیط دوربرتان بنگرید چیز دیگر می گویید.

-۲ درصد طلاق در گیلان دررتبه بندی در رده بالای جدول قرار داشته باشد ؟به عبارتی از هرسه ازدواج یک طلاق(منبع تابناک گیلان)

-۳ اعتیاد درگیلان در رده های بالای جدول باشد ؟ (طبق گفته استاندار محترم و بومی گیلان ۱۰ تا ۲۰ درصد و نگران کننده اعلام شده )(منبع خبرگزاری مهر)

۴-اعتیاد به مواد های مختلف در استان فراگیر باشد (طبق گفته دبیر شورای مبارزه با اعتیاد اقای شاهکویی ۵۰ هزار معتاد در گیلان وجود دارد که با یک حساب سر انگشتی هر ۶۰ نفر یک معتاد(منبع خبرگزاری دانشجویان ایسنا)

۵_روستاهای ما به دلیل نبود شغل و امکانات اولیه در حال تخلیه و خالی از سکنه شود و یا مهاجرت کنند؟ (طبق گفته جناب نجفی استاندار محترم و بومی گیلان از سال ۸۵ تا ۹۰ افزایش ۵ درصدی داشته است (منبع:پایگاه خبری رشت)

منابع آبی طبیعی از طریق بارندگی همچنان به هدررود ؟ کشاورزان ما در طول سال مقروض باشند ؟ جوانان ما به دلیل نبود کار مهاجرت کنند ؟ سواحل دریا و یا رودخانه های ما کثیف باشند ؟ خیابان های اصلی شهرکه محل عبور گردشگران است ،پستی و بلندی و یا وصله باشد ؟ شهرهای استان هر روز به دلیل بی احتیاطی ،این همه تصادف و کشته بدهد؟ با بارندگی های زیاد در چند فصل (بهار،زمستان،پاییز، و گاهی تابستان )ذخیره سازی برای روزهای بحرانی صورت نگیرد ؟ برق بعضی شهرها به هر دلیلی در اوج تابستان قطع شود وعامل فشار به قشرهای زحمت کش و خانواده های ضعیف گردد.و ده های موضوع دیگر که از بیان آن عاجزم.
مسئولان محترم فعلی و بعدی گیلان (با شروع دور دوم ریاست جناب روحانی و مجلس فعلی) لطفا بیش از پایان دوره و یا شروع به کار مجدد پس از انتخاب ،با آمار و ارقام مشخص کنید چه کردید؟ و یا بگویید چه می خواهید بکنید؟ تا شهروندان استان سرسبز گیلان بدانند و در جریان باشند که تلاشتان در گذشته چه بوده و در آینده چه برنامه ای دارید، شاید بخواهند دواطلبانه به شما کمک و یاری رسانند.

نمایندگان و مسئولان استان گیلان ،جوانان ما را از وضعیت بیکاری نجات دهید، وگرنه آیندگان جزناله وایجاد فاصله از گفته های مسئولان بعدی چیزی به یادگار از شما نخواهند گذاشت. مسئولان عزیز یا مسئولیت سخت و پر دردسر را نپذیرید،و اگرهم پذیرفتید شفاف به مردم آمار کارکرد خودتان را به صورت فصلی گزارش و ارایه دهید، تا مشخص شود چه خدماتی ارایه دادید؟ و چه کارهای می توانستید اما موانع ها نگذاشته تا انجام دهید.
به نمایندگان محترم گیلانی نیز پیشنهاد می شود ، به جای اینکه همدیگر را متهم به کم کاری و یا سهل انگاری جناحی کنند، منافع مردم را درنظر بگیرند و برای شهرشان اقدامی انجام دهند ،اصولا در چنین مسئولیت های منافع لاهیجان و یا گیلان مهم تر است از منافع جناح های سیاسی ،مردم رای ندادند که جناح های سیاسی استان با همدیگر تقابل کنند ، ضمن اینکه در انتخاب نمایندگان به هیچ کس چک سفید ندادند تا همیشه بمانند . قطعا مردم بخصوص قشر متوسط و جوان رفتار و کردارو عملکرد نمایندگان و مسئولان را رصد می کنند .با آمدن شبکه های اجتماعی هیچ خبری و یا عملکردی مثبت و یا منفی از چشم ها مخفی نخواهد ماند .مردم را دریابید به جای انکه وعده دهید ،در شهرها دو دستگی ایجاد نکنید بلکه مردم را متحد کنید ، عمل کنید به جای اینکه امروز و فردا کنید .مردم خادمان خود را می شناسند.
جان کلام اینکه زمانی ما می توانیم از رشد و پیشرفت در استان سخن بگوییم که فقر ،بیکاری،نابرابری اقتصادی ،فساد و اعتیاد،طلاق و تخریب محیط زیست را ریشه کن کرده باشیم ،زمانی می توانیم از داشته ها سخن بگوییم که که مردم با چشم غیر مسلح ببینند که زندگی آنها تغییر محسوسی کرده است ، اگر چه یاداشت راقم رویایی است ،اما رسیدن به آن با همت و تلاش و وحدت و همدلی قابل دست یابی است
.
به امید آنکه مسولان دلسوز ما برای استان مهمان دوست ، گیلانی آباد و آزاد برای نسل های حال و فردا بسازند ، تا آیندگان بدانند ،بودند کسانی که با تلاش و کوشش خود زمینه رفاه و آسایش آنها را فراهم کرده اند .
با انتخاب مدیران جوان و با تجربه ،خبره و متخصص ،متعهد وبرجسته در هر شهر وروستای استان سرسبز، گیلان را حفاظت کنید ، و رفاه و ثبات اقتصادی و اجتماعی و سلامت و بهداشت روانی را برای مردم استان به ارمغان آورید، تا مردم گیلان در پهندشت ایران زمین ،سربلند و سر افراز دعاگوی شما باشند.