اختصاصی راه سوم: مدیران درجه یک، کسانی را برمی گزینند که از خودشان تواناتر هستند اما مدیران درجه دو با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی پایین تر از خود را استخدام می کنند و همینطور افراد رده های پایین تر و…لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از نفرات ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه می شوید که معدود افراد توانمند را نیز فلج می کند.

“استیو جابز”

فومنی ها در دورهمی ها و خاطره گویی شان وقتی به گذشته نه چندان دور فلاش بک می زنند پیوسته از دوره ای یاد می کنند که صومعه سرا بخشی از حوزه شهرشان بود و رشت تحت تاّثیر آوازه آن و قس علیهذا. این روایت نوستالژیک اقرار ضمنی به توسعه نیافتگی فومن در قیاس با شهرهای منطقه می باشد.
بدیهی است که هر شهری برای جبران عقب ماندگی و دستیابی به توسعه نیاز به مسئولان و مدیرانی شایسته و با برنامه و جسور دارد اما در عمل افراد نخبه و کاربلد را نه تنها فعالان اجتماعی شهر و متولیان عرصه بر نمی تابند بلکه حتی حضور و مسیرشان را نیز سنگلاخی و صعب العبور می سازند، چنانچه در شهر رشت از همین ابتدا متولیان سیاسی و بازیگران اجتماعی در برابر انتخاب شهرداری نخبه در حالی که هنوز جوهر حکمش خشک نشده است شروع به تخطئه و سنگ اندازی نموده اند که ایهاالناس مگر در این شهر و بوم قحط الرجال بود که از جای دیگری مدیر شهر آورده اید! و…
دیر نیست روزی که به سبب تعریف وظایف و اختیارات موازی و ناموزون میان دو نهاد شهری، صدای ساز مخالفت از درون همین شورای شهر بر علیه شهردار منتخب نیز بلند شود! بحث بومی و غیر بومی هم بهانه ای بیش نیست، مسئله رقابت بنگاه داران و جریانات سیاسی بر سر قدرت است!

القصه فعلاّ که شهر فومن در سکوت و خواب سنگینی فرو رفته است. در قدیم که می گفتند عجله کار شیطان است، اینطور هم که از قرائن و شواهد نیز بر می آید گویی شورای شهر جدید فومن هم عجله چندانی برای انتخاب شهردار ندارد و عجالتاّ همه امور به روزمرگی غلطیده است. باید صبر کرد و در نهایت دید که آیا وسعت نظر و آرزوهای جاه طلبانه ای هم در ورای این انتظار وجود دارد؟!

از سویی همین تاّنی و رخوت موجود در سازمان شهرداری گمانه زنی ها و شایعات چندی را بر سر زبان ها در انداخته است مبنی بر اینکه فراخوان گزینه های شهرداری یک نمایش و سناریوی از پیش تعیین شده بیش نبوده است و برنامه اصلی را در جای دیگر باید جست!

در هر صورت شورای پنجم با پایان دادن به ماموریت عباسقلیزاده شهردار پیشین فومن و قطع همکاری با او، در واقع سطح انتظارات را بالا برده و خود را متعهد به انتخابی برتر در شورای پنجم دانسته است. در این راستا طبیعی است که شهروندان فومنی نیز چشم انتظار شهرداری قویتر، با برنامه دار و مدیرتر را می کشند.

پرسش اینجاست… شهری که شورای آن از وزن و اعتبار سیاسی بیشتر در قیاس با شهردار برخوردار باشد و بر او سیادت و اقتدار داشته باشد چگونه شهری خواهد بود؟ شهری که از شهرداری مادون در قیاس با شورا بهره ببرد، چه علائمی از خود بروز خواهد داد؟

تردیدی نباید داشت که در چنین شهری این شورا است که حاکمیت و قدرت واقعی بر سازمان شهرداری را در دست خواهد داشت و شهر در دست هفت کچلان خواهد افتاد! شهری آشفته و ناسازگار که در آن هر یک از اعضای شورا اسب خود را شلاق خواهد زد و ساز خود را کوک خواهد کرد، شهری اسیر روابط و امیال شخصی اعضای شورا و مراجعان آشنایی که التماس دعا دارند!

چند دستگی قدرت و عدم مدیریت متمرکز و یکپارچه شهری به یمن وجود گزینه “شورا_ مدیر”، ناگزیر و لاجرم به هرج و مرج و فساد کشانده خواهد شد.
شهردار فاقد پرستیژ و هیمنه کافی نه تنها از پس ترکتازی و قدرت طلبی شورا بر نخواهد آمد بلکه از پس مدیریت و کنترل پرسنل تحت پوشش خویش هم ناتوان نشان خواهد داد و مضافاّ اینکه نباید از او انتظار مقابله و ایستادگی در برابر نمایندگان قدرتمند دولتی، مجلسی، قضایی و پیشبرد برنامه هایش را داشت آن هم در زمینه ای که اساساّ مدیریت شهری از قدرت اندک و آشفتگی ساختاری و قوانین ناموزون رنج می برد.