اختصاصی راه سوم: انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ و پیوند سبز و بنفش بعنوان نماد دو جریان اصلاح طلب و اعتدالگرا در حالی با نتیجه موفقیت آمیز به سرانجام رسید که برخی غرق در توهمات سالهای گذشته از منظری قیم مأبانه مشغول درو کردن موفقیت های حاصل گشتند و خود را معادل اصلاح طلبی پنداشتند و هر آنچه از موفقیت انتخاب روحانی بود بنام خود زدند غافل از آنکه اگر چنین وزنی داشتند می بایست فکری به حال لیست امید رشت می کردند تا الان با این نتیجه و وضعیت گرفتار نیایند. از منظر اینان، روحانی انتخاب اول و مجدد خود را مدیون این به اصطلاح اصلاح طلب نماها است و اکنون می بایست استان و کشور و کابینه در ید آنان باشد وگرنه چنین می کنند و چنان! هنوز از صغارت سال ۸۴ به در نیامده اند و بلوغ سال ۹۲ در وجود این عزیزان حلول نکرده و آتش بر خرمنی می زنند که دودش بر چشم همه می رود، از مردم و کشور گرفته تا همانها و همه عقلای جامعه.

موضوع انتخاب استاندار جدید گیلان محملی شد برای فرار به جلوها تا بار دیگر نگاه تمامیت گرایانه خود را بروز دهند و خود را همه بپندارند و دیگران را هیچ! دو کاندید عاقل و بالغ از سوی دو جریان بومی اصلاح طلب و اعتدالگرا برای مدیریت استان مطرح شد که هر دو از سرمایه های استان بوده اند و هستند. به هر دلیل، هیچ یک از این دو عزیز بر مصدر استانداری گیلان ننشستند و مدیری با سوابق قوی از سوی دولت راهی گیلان شد تا به دور از هیجانات سیاسی و کشمکش های محلی تنها به گرهگشایی مشکلات مردم گیلان بپردازد.

اما انگار دوستان دست بردار قضیه نیستند و منافع حضرات در خطر افتاده که این چنین هماهنگ خرمن آتش تدارک می بینند تا سرمایه های استانی و ملی مان را بار دیگر قربانی مطامع خود نمایند. هر روز یک تحلیل و یک سخن که یکبار وعده های جوانان نادیده گرفته شده و روز دیگر در احوال عقلای قوم اعتدال توهم تفرقه می بینند. آنها که البته خطر را احساس می کنند خوب دیده اند چون قرار است که دیگر بجای باندبازی و باندسازی، عملگرایی سیاسی حکمفرما شود و منافع مردم و کشور بر منافع حضرات مستولی گردد.

اکنون در مجالی دیگر، سرکوفته از شکست های پیاپی سیاسی که محصول فرصت طلبی خود آقایان است با طرحی نو به استقبال استاندار جدید آمده اند تا یا قاعده بازی برهم زنند و یا قاعده های جدید برای خود برسازند. این ماسک اصلاح طلب زده ها با یک دست پس می زنند و با دست دیگر پس می گیرند! ابتدا زیر می بردند تا سپس بابت همراهی شان پاداش های کلان دریافت کنند! چنانکه برای مدیر قبلی کردند و دامن شان باعث شد از مستاجرین یک خانه کلنگی به صاحب خانگی در گلسار برسند. جدیدترین طرح بیان اختلاف دوفرد اعتدال است که هر دو از آن جمله سیاستمداران و مدیرانی هستند که هیچ نامی بر آنان جز اعتدال نمی توان نهاد. زمانی بر طبل اختلاف نوبخت و جهانگیری می کوبیدند و وقتی دیگر زیباسخن را پمپاژ فکری می کردند که دکتر اعتدال گیوه برنکشیده اند! مکرشان به خودشان بازگشت و چنان رسوا شدند که تا مدتها به دنبال جمع کردن آن بودند. حال پس از شکستی دیگر در اندیشه مکری دیگر افتاده اند و غافل از آنکه سیه روزان را راهی و جایی در میان مردم نیست. پاسخ شان را از مردم گرفته اند اما گوش بسته اند تا مرهم دل های چرکین شان باشد.

خدمت این حضرات عرض می شود بزرگان قوم اعتدال بر سبیل اعتراض هم باشند چنان عاقلانه و مصلحت جویانه حرکت می کنند که دیگر جایی برای فرصت جویی باقی نمی ماند. نوبخت و واعظی چنان بهم نزدیک هستند و چنان مورد اعتماد هم که برای غافله سالاران کاروان فرصت طلبی قابل درک نیست. البته می دانیم که شما هم می دانید. پس آنچه از عقلای جریان اصلاح طلبی انتظار می رود تفکیک این به اصطلاح اصلاح طلب نماها از جریان اصیل اصلاح طلبی است تا شاید بار دیگر سرنوشت شورای ۹۶ بر پیشانی اصلاح طلبی نقش نبندد.