یادداشت/ دکتر هادی نوری

شورای نارس، شهرداری عقیم می آفریند؛

راه سوم: حال شهرداری های ما خوب نیست. در واقع، اصلا خوب نیست. کسری بودجه، بدهی های کلان، حساب های بسته شده، نیروهای مازاد، نیروهای غیر متخصص، مدیریت های کوتاه مدت، و از همه مهمتر ساختار معیوب باعث شده شهرداری های کشور به معضلی بزرگ برای مدیریت کشور تبدیل شوند. مسأله جدی تر این است که روند آتی نه تنها دورنمای مثبتی را نمایش نمی دهد بلکه پیام آور حرکت در ادامه مسیر قفل شده کنونی است. در این زمینه، فرق نمی کند ترکیب شورا اصلاح طلب باشد یا اصولگرا، تحصیلکرده باشد یا بی سواد و مرد باشد یا زن. هر که به داخل شورا می آید غرق می شود، بعبارت دقیقتر، غرق در ساختار معیوب شورا و در نتیجه شهرداری. براستی مسأله چیست؟ افراد مشکل دارند یا ساختار شور؟. شورا به عنوان یکی از نمادها و عناصر اصلی دموکراسی در کشور ما حالی ناخوش دارند و مریض احوال. ۱۰ واقعیت زیر از وضع موجود ناخوش شورا و شهرداری ها در جامعه ما حکایت دارند. ابتدا در باب «چیستی» شان و سپس در باب «چرایی» شان سخن خواهیم گفت.

۱٫ شورای ما «هیجانی» است. دور اول انتخابات شورای شهر رشت همه مردم را غافلگیر کرد. کلاه شاپو سیبیلو نفر اول مردم رشت شد. در برخی شهرهای دیگر هم گاه خوشگلی ملاک انتخاب مردم بود و گاه ناتوانی محض جسمی! در لرستان دست فروش نفر اول شد و در رشت رفتگر! برخی می گویند دلیل انتخاب شان از این افراد نشانه اعتراض به انتخاب شدگان موجود بوده است. کمی دقیقتر ببینیم در میان همین انتخاب شدگان موجود افراد تحصیلکرده و نخبه دانشگاهی هم بودند که خیلی زود به دلیل فقدان تجربه سیاسی از دور خارج شدند. هم آنها و هم اینها را ما مردم موجود انتخاب کرده ایم. هم آن نخبه دانشگاهی را ما انتخاب کردیم و هم این رفتگر را. در شگفتم که این رفتار سیاسی را چگونه می توان تفسیر نمود؟ بی شک شاهد یک رفتار سیاسی افراط گرایانه در بستر یک عنصر دموکراتیک هستیم. از منظر جامعه شناختی و در سلسله مراتب اجتماعی، نخبه دانشگاهی و رفتگر در دو سر طیف اجتماعی قرار دارند. ما مردم بر مبنای کدام منطق این دو انتخاب را داشته ایم؟! آیا این انتخاب های ما دارای صلاحیت های اولیه برای انتخاب شدن بودند؟

۲٫ عمر شهرداران ما کوتاه است. تا قبل از این دولت میانگین عمر شهرداران به ۹ ماه رسیده بود. روند انتخاب شهرداران با یک پروسه طولانی و پرچالش همراه است. قهر و دعواهای متناوب اعضای شورا با هم و با شهرداران دیگر برای مردم منزجر کننده شده است. حتی آنهایی که با هم و در یک لیست عضو شورا شده اند تاب نشستن با همدیگر را ندارند. همان ابتدا با دودستگی کارشان را آغاز می کنند در حالی که قبل انتخابات یک دسته و یک لیست بودند. هر کدام یک گزینه برای شهرداری دارند انگار اگر گزینه آنها شهردار شد قرار است کار خاصی انجام بدهد!

۳٫ معلوم نیست انتخاب شوندگان اعضای شورا هستند یا شهردار! منتخبان ما در شوراها معلوم نیست می دانند که «قانونگذار» هستند نه مجری. هر کدام یک معاون یا رئیس اداره یا هر کوفتی را مال خودشان می دانند که باید از نیروهای خودشان تعرفه بکنند! عدم آگاهی سیاسی منتخبان شورا نسبت به جایگاه و شرح وظایف خود باعث می شود که شورا کار شهردار را انجام بدهد و شهردار بدبخت هم نمی داند کار چه کسی را؟ دخالت در عزل و نصب ها لطفی دارد که هر تازه به دوران رسیده ای در شورا آن را حق خود می داند!؟

۴٫ شورا علاوه بر قانونگذاری باید «برنامه ریزی» بکند. کار شورا نه اجرا و نه عزل و نصب ها بلکه برنامه ریزی است. کاری که انجام نمی دهند. یعنی نمی دانند تا انجام بدهند. شورا برنامه ریز است و شهردار مجری. شورایی که در امر اجرا دخالت می کند یعنی نه سررشته ای در قانونگذاری دارد و نه تخصصی در برنامه ریزی. بله، عدم برنامه ریزی درد شوراهای ما است.

۵٫ شورای ما «نظارت» نمی کند. کار شورا قانونگذاری و سپس نظارت بر نحوه اجرای قوانین تصویب شده پارلمان شهری توسط شهرداری است. وقتی شورا قانونگذاری و برنامه ریزی نمی کنند شما نباید انتظار نظارت را از آنها داشته باشید. آنها باید ناظر بر روند اجرای آنچه کاشته اند باشند نه آنچه نکاشته اند.

۶٫ شورا بعنوان نماد دموکراسی باید تجلی قانون و شایستگی باشد. شورای ما الان نه تنها اینها را تبلور نمی بخشد بلکه رسما به مظهر استخدام های فامیلی و شخصی تبدیل شده است. شورای ما به مظهر رابطه تبدیل شده نه ضابطه. شورای ما «رابطه سالار» است. دموکراسی طلبان دنبال ضابطه هستند نه رابطه، اما نماد دموکراسی ما رابطه زاییده است. و باید به حال این زایش تأسف خورد. زایشی که باعث تورم در شهرداری های ما شده است. شهرداری های ما در اثر این رابطه سالاری شوراها به موجودی مفلوک و علیل تبدیل شده اند که ناتوان و فرورفته در باتلاق رو به تزاید درگیر هستند. خدا به داد شهرداری های ما برسد!

۷٫ شورا باید نماد تعقل ورزی و خرد جمعی باشد. از اسمش پیداست باید در آن شور بشود. شور داخل شورا ماحصل مشورت های قبل شورا است. اما شورای ما تنها به مادی شدن فضای روابط اجتماعی کمک کرده است. صحیحتر بگویم «پولی شدن روابط اجتماعی». گردش پولی زمان انتخابات شورا مرا به فکر فرو می برد که این دوستان با این حجم پول خرج شده در انتخابات مگر بعدا چقدر می خواهند در بیاورند؟ مگر آنجا چه دارد که این قدر خرج می کنند؟! شورای ما پولی شده. پول بخشی از انتخابات است اما در شورای ما همه آن شده! چرا؟

۸٫ شورا باید نماد «پاسخگویی» باشد. پاسخگویی یکی از اصول دموکراسی است. اما ما مردم الان نمی دانیم که چرا باید به یکی مجددا رای بدهیم و به آن دیگری رای ندهیم. خود اعضای شورا هم نمی دانند چرا دیگر نباید به آنها رای نداد. شهردار ما باید به شورا پاسخگو باشد و شورا به مردم. الان نه این است و نه آن. وقتی انتخاب شان با منطق نیست دلیلی برای منطقی شدن انتخاب هایشان هم وجود ندارد. بله، شورای ما پاسخگو نیست.

۹٫ شورای ما «پوپولیست» است و شهرداری ما هم پوپولیست تر. شوراها ماهیت پوپولیستی دارند چون از انتخابات بیرون می آیند و هر انتخاباتی ماهیت پوپولیستی دارد. اما در جامعه دموکراتیک واقعی هر چیزی در جای خود واقع است. دموکراسی جای خود و عقلانیت جای خود. اینجا یعنی در شورای ما، پوپولیسم هم قبل از انتخابات برقرار است و هم بعد آن. منتخبان شورا از صبح تا شب در مجالس و منابر با مردم مشغول هستند. میان مردم هستند اما سراوان رشت همان سراوان است. کم که نشده هیچ، به مرز فاجعه رسیده! این نتیجه پوپولیستی فکر کردن و کار کردن و شور کردن است. شورا جای عقلانیت است نه پوپولیسم. از چنین شورایی انتظار دارید شهرداری عقلانی بیرون بیاید؟ شهرداری که ۷۳۰ میلیارد بدهی دارد بعد در یک خیابان تنگ و باریک “بی. آر. تی!!” می زند تا فقط دیده شود و این شورا دست از سر او بردارند و استیضاحش نکنند. شهرداری که توان پرداخت منظم حقوق ماهانه کارکنان و رفتگران را ندارد را چه به پیاده راه زدن و حضور در اجلاس جهانی غذا و شکم!! جامه ای زیبا دارد با شکمی خالی. و این نتیجه پوپولیسم شورا و شهرداری است.

۱۰٫ شهرداری باید «منبع ثروت زایی» باشد نه مظهر ورشکستگی و بدهکاری و بسته شدن حساب ها! چگونه است که شهرداری های ما نه تنها مستغنی نیستند بلکه مستضعف هم شده اند! شهرداری رشت ۷۳۰ میلیارد بدهی دارد، فلان شهرداری بندری استان ۷۰ میلیارد و فلان شهرداری ۸۰ میلیارد! هیچ اتفاقی هم برای شهرهای این شهرداری ها نیفتاده. همان خیابان و همان ساختمانها و همان میدانها. چه بر سر این شهرداری ها آمده است؟ نکته خشن قضیه اما این است که این روند مربوط به حال نیست بلکه ادامه روند گذشته است و روند کنونی نه تنها امید متوقف شدن آن نیست بلکه روز به روز بر دامنه آن می افزاید.

شورای نارس، شهرداری عقیم می آفریند؛

واقعیت این است که سال ۱۳۷۸ وقتی خواستیم اصل اجرا نشده قانون اساسی را اجرا کنیم به آنچه که می بایست توجه کنیم، توجه نکردیم: زیرساخت های شورا. شورا یک عنصر دموکراسی است و هر دموکراسی زیرساخت هایی دارد. مانند هر درختی که ریشه و تنه و شاخه دارد تا به میوه برسد. ما از شورا فقط به میوه آن توجه کردیم و تاکنون هم میوه خورده ایم. میوه یک درخت نارس را. هر بار هم که می خوریم این درخت نحیف تر و لاغرتر از قبل می شود.

ساموئل هانتینگتون، محقق برجسته معاصر در کتاب «نظم سیاسی در جوامع در حال تغییر» می گوید انقلاب و شورش در جوامعی رخ می دهد که از یک طرف شاهد افزایش مشارکت سیاسی و بسیج سیاسی نیروهای از صحنه سیاست خارج شده باشند و از طرف دیگر فاقد نهادهای سیاسی لازم برای جذب این مشارکت باشند. جامعه ای که مشارکت سیاسی داشته باشد بدون تدارک نهادهای سیاسی لازم برای حذب این مشارکت کنندگان، جامعه خطرناکی است. افزایش مشارکت منهای توسعه نهادهای سیاسی علت اصلی طغیان های سیاسی است. یادمان باشد!

 شوراهای ما مظهر مشارکت سیاسی جدید ما در دهه ۷۰ شدند بدون آنکه زیرساخت های نهادی لازم را برای این دموکراسی های محلی فراهم سازیم. ما درهای مشارکت سیاسی را باز کردیم در حالی که مقدمات و قالب های شکل گیری این مشارکت را مشخص نکرده بودیم. زیرساخت نهادی شوراها همان احزاب هستند. همان که آن را یا محقق نکردیم یا نتوانستیم.

شورای ما «هیجانی» است چون حزب نداریم. شورای ما «غافلگیر کننده» است چون حزب نداریم. شورای ما «قانونگذار» نیست چون حزب نداریم. شورای ما «برنامه ریز» نیست چون حزب نداریم. شورای ما «ناظر» نیست چون حزب نداریم. شورای ما «ضابطه سالار» نیست چون حزب نداریم. شورای ما «پول سالار» است چون حزب نداریم. شورای ما «پاسخگو» نیست چون حزب نداریم. شورای ما «پوپولیست» است چون حزب نداریم. شورای ما «ثروت زا» نیست باز هم چون حزب نداریم.

واقعیت این است که ما حزب نداریم و حزب همان نهادی است که باید باشد تا شورا باشد. وقتی حزب نیست شورای ما نارس است و شهرداری ما عقیم!