پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Saturday, 20 October , 2018
امروز : شنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۷ - 10 صفر 1440
شناسه خبر : 28767
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۷ | ارسال توسط :

بحران واقعی دموکراسی: شکست در مبارزه با «دزدسالاری»

راه سوم: اندیشکده جمهوری‌خواه «امریکن اینترپرایز» در گزارشی تحلیلی درباره کارآمدی نهادها و نظام‌های دموکراتیک مشکل اصلی این نظام‌ها را نه کارآمدی ظاهری اقتصادی چین، یا موقعیت جهانی روسیه، بلکه بی‌توجهی به «دزدسالاری» (یا کلپتوکراسی) می‌داند. نویسنده در این مقاله با اشاره به موقعیت ژئوپولیتیک کشوری نظیر قزاقستان، سیاست ایالات متحده را در قبال این […]

بحران واقعی دموکراسی: شکست در مبارزه با «دزدسالاری»

راه سوم: اندیشکده جمهوری‌خواه «امریکن اینترپرایز» در گزارشی تحلیلی درباره کارآمدی نهادها و نظام‌های دموکراتیک مشکل اصلی این نظام‌ها را نه کارآمدی ظاهری اقتصادی چین، یا موقعیت جهانی روسیه، بلکه بی‌توجهی به «دزدسالاری» (یا کلپتوکراسی) می‌داند. نویسنده در این مقاله با اشاره به موقعیت ژئوپولیتیک کشوری نظیر قزاقستان، سیاست ایالات متحده را در قبال این دوست غیر دموکرات و فاسدش به نقد می‌کشد.

 برخی از گزارشات ادعا می‌کنند دموکراسی «در بحران» است زیرا روسیه (با اپیدمی گسترده HIV) یا چین (با مشکلات عظیم جمعیتی) اقتصاد یا مدل سیاسی بهتری دارند. اما این‌ کشورها ضعیف‌اند، و با سیستم سیاسی ایالات متحده یا انواع دموکراسی‌های دیگر مشکل دارند، دقیقاً به این دلیل که به شدت از مردم خودشان وحشت می‌کنند. 

اندیشکده «امریکن اینترپرایز» در این گزارش مدعی شد که «ترامپ دموکراسی را نابود» نمی‌کند، ما (آمریکایی‌ها) با ذهنی خالی از تصور و متمرکز به مسائل داخلی، این کار را انجام می‌دهیم. سیاست‌گذاران غربی می‌توانند منابع مالی آشکاری را حذف کنند، منابعی که رهبران اقتدارگرا را در قدرت نگاه داشته‌ است. برای اینکار نیاز داریم تا دموکراسی را قبل از هر جا در آمریکا تقویت کنیم. 
این گزارش به نقل از مقاله‌ای پژوهشی درباره «دزد سالاری» در کشورهای غربی و مقامات سیاسی این نظام‌ها نوشت: دشمنان دموکراسی با پول‌های دزدی و سابقه‌ای که در قدرت دارند از رسانه‌های جدید و متخصصان روابط عمومی استفاده و خودشان را به عنوان انسان‌دوستان بین‌المللی معرفی می‌کنند. تنها راه حل سیاست‌گذاران برای رسیدگی به این مشکل استفاده از «قانون» برای غیر مجاز کردن تأمین‌های مالی نامشروع است و نه تشویق آن. رهبران سیاسی و غیر سیاسی باید مردم را تشویق کنند که به تجارت آزاد و منصفانه بیش‌تر متمایل شوند. تجارتی که با تقاضا و منابع واقعی متناسب باشد و نه مناسبات و معامله‌های مجرمانه و پشت پرده. 
قزاقستان مثال آشکاری از ذهنیت خالی جهان آزاد به این کشور است. این کشور تحت حاکمیت «دزدسالاران» و متنفذان (اولیگارش‌ها) است. درست نظیر اکثر رهبران اتحاد جماهیر شوروی و روسیه فعلی. نورسلطان نظربایف، که هفته گذشته از کاخ سفید دیدن کرد، از سال ۱۹۹۱ اولین و تنها رهبر «منتخب» این کشور است.  
نظربایف پس از حذف محدودیت دوره ریاست جمهوری خویش، و پس از پیروزی در انتخابات سال ۲۰۱۵ با کسب ۹۷٫۷% آرا از مردم کشورش عذر خواهی کرد که دوباره در انتخابات پیروز شده! او با تواضعی تصنعی گفت: شاید این پیروزی «غیر دموکراتیک به نظر برسد». چه کسانی برای اولین بار به او تبریک گفتند؟ ولادیمیر پوتین و شی‌جین‌پینگ، رؤسای جمهور روسیه و چین، که هر دو قزاقستان را اولین بندر زمین مهم خود برای طرح جاده ابریشم چین می‌بینند. 
طی سال‌های اخیر میلیاردها دلار از جانب کشورهای غربی به قزاقستان وارد و از آن‌جا خارج شده است. با این حال مشاهده می‌کنیم که نظربایف در ملاقاتش با مقامات رسمی آمریکا تأیید و مشروعیتی ضمنی را دریافت کرد. دونالد ترامپ، احتمالا به دلیل رفتار ناگهانی و یک‌سویه خود در حذف کمک ۱ میلیارد دلاری آمریکا برای تأمین امنیت پاکستان، و همچنین تلاش برای یافتن راه دیگری به افغانستان این کار را انجام داده است. علاوه بر این، با توجه به احتمال مرگ نظربایف ۷۴ ساله، نگرانی‌هایی مبنی بر دخالت روسیه علیه خواست مردم برای اصلاحات در قزاقستان وجود دارد. در سال ۲۰۱۰، سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) – احتمالاً به دلیلی مشابه – کرسی ریاست این سازمان را به نظربایف داد. 
نویسنده گزارش در ادامه مدعی شد، تغییر در هر کشور با تغییر در رهبری آن آغاز می‌شود. تغییر در موضع افراد ذی‌نفوذ غربی می‌تواند کشورهایی از این دست را هر چه بیشتر در فرهنگ جهانی و جامعه مدنی ادغام کند. چهره‌های مشهور، از جمله قهرمانان ورزشی و هنرمندان غرب بجای آنکه خودکامه‌ها را ولی نعمت خویش بگیرند، شاید بد نباشد که بخشی از ثروت خود را ببخشند. ثروتی که با نقش بازی کردن مقابل «دزدسالاران» و زیبا جلوه دادن تصویر عمومی این افراد کسب کردند. آن‌ها باید این سرمایه را به مردم فقیر و مستضعفی باز گردانند که زندگی‌شان به سرقت رفته است. سیاست‌سازان، رهبران اخلاقی، رسانه‌ها و مصرف کنندگان باید الگو یا نمونه‌ای را برای پیروی ارائه دهند. به عنوان مثال می‌توان به مصادره اموال چهره‌های برجسته‌ در برخی موارد فساد مالی اشاره کرد که یک نمونه از آن گزارش‌ها را سال گذشته دیوان عدالت آمریکا اعلام کرد. اگر این کار نه استثنا، بلکه قاعده بود، امروز دموکراسی را در حال پیشرفت تصور می‌کردیم؛ نه در بحران. 
|
برچسب ها
,
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.