پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Monday, 17 December , 2018
امروز : دوشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۷ - 9 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 30300
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۵ | ارسال توسط :

گسست مدیریت شهری از تجارب اجتماع محلی

راه سوم: چرا شعار”شهرما،خانه ی ماست” نمودی در رفتار شهروندان ومدیران شهری ندارد؟ چرا شهرداریها – به روایت دستگاه های نظارتی و دیوان عدالت اداری – در صدر دستگاه های متخلف نشسته است؟ چرا قبض و فروش اطلاعات (مقررات و رهیافت ها) موجد رانت های خرد وکلان شده است؟ چرا بی ثباتی همه جانبه وعدم […]

گسست مدیریت شهری از تجارب اجتماع محلی

راه سوم: چرا شعار”شهرما،خانه ی ماست” نمودی در رفتار شهروندان ومدیران شهری ندارد؟
چرا شهرداریها – به روایت دستگاه های نظارتی و دیوان عدالت اداری – در صدر دستگاه های متخلف نشسته است؟
چرا قبض و فروش اطلاعات (مقررات و رهیافت ها) موجد رانت های خرد وکلان شده است؟
چرا بی ثباتی همه جانبه وعدم استقرار نظام قانونی و اداری ، از ویژگی های مدیریت شهری است؟
وبسا چرا های دیگر….ازجمله اینکه :
چرا شهرداری نمی تواند از دور باطل آزمایش و خطا بدر آمده واز تجارب پیروزی و ناکامی های گذشته بهره گیرد؟
پرداختن به هریک از پرسش های بالا، سخت لازم است و به نظر می رسد یکی از ابزار موثر ، ایجاد کمیته های مشورتی است که البته اخیرا گامهای اولیه در این راه برداشته شده است تا ببینیم وتعریف کنیم.
از آغازین روزهایی که بلدیه تاسیس و مقرراتی برای تمشیت امور شهر وضع شد،گفته وناگفته، شهرداری بصورت نهاد و مجموعه ی اجتماعی برای پاسخگویی به نیاز های زندگی شهری دیده شد.وظایف و کارکردهای شهرداری – چنان که در ماده ۵۵قانون کهنسال شهرداریها آمده است – حکایت از پیوند ناگسستنی “شهرداری” با “شهر”و”شهروند” دارد و بدیهی است شهر به مثابه موجود زنده ، در پیوند با مردمی که در آن زیست می کنند ،در معرض تغییر و دگرگونی دایمی است و نمی توان انتظار داشت که سلول های زنده شهر(مردم) دچار تغییرات شکلی و ماهوی شوند ، هنجارها و رفتارها دستخوش تحول شوند ، لکن مقررات و ساز وکارهای حاکمیت شهری بی نیاز از تغییر فرض شود.
کیفیت زندگی شهروندان ، مفهومی چند وجهی و به شدت متاثر از زمان ومکان است ومولفه ها و عوامل شکل دهنده ی آ ن ، برای هر شهر منحصر به فرد و نتیجه ی تجارب زیست فردی و اجتماعی همان شهر است و به هیچ روی نمی توان با پارادایم شیفت(تغییر الگو واره) وبدون توجه به فضای موجود – که محصول مشارکت عوامل ورفتارهای توام با کامروایی وناکامی های گذشته است – دفعتا واحده ، شهر دیگری با شهروندان نوینی بناکرد.
بی شک، ارتقای کیفیت زندگی برای شهروندان ، با فرض محال بی عیب و نقص بودن مقررات و فرایندها و نقش عامل انسانی در سیستم، منحصرا به شهرداری محدود نمی شود. آنچه در یکصد سال گذشته بر سر این جامعه ی کلان(کشور) گذشته است، شهرداریها را “موسسات عمومی نسبتا غیر دولتی و حکومتی ومامور به خدمات عمومی” دیده و باسپردن بخشهایی از وظایف مندرج در ماده ی ۵۵قانون شهرداریها به وزارتخانه ها وسازمان های دولتی ،عملا بخشی از اقتدار وتصمیم سازی مدیریت شهری در “کیفیت زندگی”شهروندان را به نفع دولت مصادره کرده و شهرداری را در بخش کالبدی و فیزیک شهر به کار گمارده و در آن حوزه نیز تصمیمات اساسی را خود( دولت) می گیرد!تصویب طرح های عمومی (جامع و تفصیلی) توسط دولت و مراجع غیر محلی گواه این مدعاست.
بنا بر این ، مدیریت شهری – نسبتا – شیر بی یال و دم و اشکمی است که با قوانینی مندرس و بلا های ارضی و سماوی وارده، باید بتواند لنگان خرک خویش به مقصد برساند!
در دهه های گذشته ، که به جهت ضعف قوه ی مالیه ، مدیران شهری رشت قادر به انجام کارهای درخور و بزرگ نبودند ، علیرغم تلاش های قابل تقدیری که صورت می گرفت و انواع موانع و مفسده های امروز وجود نداشت ، با ایجاد تغییر در میدان مرکزی شهر در حد ایجاد نرده و رفوژ در خیابانهای اصلی منتهی به آن، تنوع و حس تحولی کوچک در مردم ایجاد می کردند!و البته همواره با انتقادات شدید افکار عمومی و دستگا های نظارتی از حیث عدم ضرورت و ناکارآمدی و حیف میل اموال و ترجیحات بلا مرجح و….مواجه بودند.
در سال های اخیر ، مانورها و اقدامات به مراتب پر هزینه تر و حتی مخاطره آفرین و زیانبار تر و غیر ضروری تر صورت می گیرد که نه تنها در کیفیت زندگی شهروندان و بهداشت بصری و رفاه عمومی تاثیر بسیار منفی دارد،بلکه از سوی مدیرانی که خود را از نخبگان – البته خودفرموده – می پنداشته اند ، هیچ نقد و تعریضی تحمل نمی شود و “خرد جمعی” و”مطالبه گری عمومی ” را در مقابل توهم “دانای کل” پنداشتن خود ، بی ارزش تلقی و سرزنش کرده و خوار می شمارند!
مادام که مدیریت شهری ، بدون توجه به تجارب و اراده و خواست اجتماعی محل، الگویی را از جایی دیگر بگیرد وبدون جلب نظر ومشارکت عمومی ، مصرانه به قامت این شهر بپوشاند ، لامحاله ناساز می شود و محکوم به اعاده…

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.