راه سوم/ پویا قلیپور: در حاشیه جلسه انتخابات خانه احزاب استان گیلان اتفاقی رخ داد که شاید برای بسیاری از مردم جامعه ایرانی خیلی عجیب و دور از انتظار نبود اما شاید ویترین جریانی بود که سال هاست در عرصه اصلاح طلبی رخ داده و احزاب و گروه های اصلاح طلب را از سوی جامعه و حتی بدنه اجتماعی اصلاح طلبان به قدرت طلبی و منفعت طلبی و مماشات محکوم کرده است.اتفاقی که هرچند کوچک و ناچیز است اما در خور بازنگری وسیع و پردامنه تری است تا شاید با بررسی آن به “احیای اصلاح طلبی” پرداخت و اصلاحات را به اصل و تبار خودش و روزهای اوجش بازگرداند.
در انتخابات خانه احزاب گیلان که در روز پنجشنبه پایان سال رخ داد یکی از احزاب اصلاح طلب ملی و عضو شورای هماهنگی اصلاح طلبان تصمیم گرفت برای افزایش شانس خود برای کسب کرسی در شورای مرکزی خانه احزاب به جای کاندیداتوری از سبد اصلاح طلبان از سبد مستقلین و اعتدالیون کاندیدا شود.طبق اساسنامه جدید خانه احزاب در جلسه مجمع عمومی برای تاسیس خانه احزاب استان ها سه سبد تعریف شده که شامل اصلاح طلبان و اصولگرایان و مستقلین نامگذاری شدند.از هر جریان چهار نفر امکان کاندیداتوری داشتند که از هر جریان یا سبد سه نفر می توانستند با رای مجمع به عنوان اعضای اصلی و یک نفر به عنوان علی البدل انتخاب شوند.
در هنگام نام نویسی و اعلام کاندیداها نماینده حزب کارگزاران در جلسه تصمیم گرفت به جای سبد اصلاح طلبان از سبد مستقلین کاندیدا شود.
این اتفاق من را به یاد اصطلاحی انداخت که سال ها در سپهر سیاسی ایران مطرح بود،چند صباحی اصطلاحی در باب برخی احزاب ساخته شده بود به نام احزاب”دولت ساخته”.استدلال استفاده کنندگان این واژه آن بود که بسیاری از افراد شاخص پس از رسیدن به منصب و حضور در هسته های مرکزی قدرت در نظام اقدام به ایجاد حزب از نزدیکان و حواریون خود می کنند. اما با اتفاقی که در این انتخابات افتاد شاید لازم باشد واژه جدیدی به ادبیات سیاسی احزاب اضافه کرد به نام “دولت پاخته” که نشانگر احزابی باشد که به جای نقد قدرت و دولت به ساخت و پاخت با آن می پردازند و از سفره پهن شده نصیبی برمی گیرند و حتما در این راه مجبورند به جای نقد حاکمان ،مجیز گوی آنان شوند.در این گونه های جدید ،احزاب شاید بیش از آن که به مرام و مسلک و اعتقاد حزبی نظر داشته باشند به راه هایی می اندیشند که در آنها صندلی و جایگاه و مقام بهتری نهفته باشد.البته در علم سیاست نزدیکی به قدرت نه تنها نکوهیده نیست بلکه شاید جزیی از لوازم کنشگری سیاسی باشد اما آنچه در این میان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان را از بقیه جریانات جدا می کند شاید پایبندی به اصول اخلاقی و آرمان های اصلاح طلبی در عین تلاش برای کسب قدرت باشد.
هضم شدن در قدرت و حاکمان مستقر شاید بخشی از کنشگری سیاسی را شامل شود اما قطعا وظیفه اصلی احزاب و کنشگران سیاسی نیست چرا که در صورت هضم شدن در جریانات حاکم و گفتمان های درون قدرت و به نوعی استحاله در جریانات دیگر برای کسب کرسی های تصمیم گیری،شاید چند صباحی و در دوران “دولت مستعجل مستقر” کارساز باشد و باعث انتفاع جریانات از رانت قدرت گردد اما در دراز مدت و پس از اتمام دوره دولت مستقر ، این بی اصولی و “چو بید بر سر ایمان خویش لرزیدن” باعث ریزش بدنه اجتماعی که اصلی ترین سرمایه های احزاب هستند خواهد شد.
البته شاید این چرخش های موضعی و تغییرهای منفعت اندیشانه برای بسیاری یادآور روزهایی باشد که کاندیداهایی برای نمایندگی مجلس وارد لیست امید شدند و پس از پیروزی در انتخابات به فراکسیون مستقلین ولایی نقل مکان کردند.شاید کمال همنشین در برخی اصلاح طلبان اثر کرده و این همنشینی باعث تسری این چرخش ها به اطرافیان و “همراهان ” و “یاران” غار ایشان شده است.
شاید این استدلال مطرح شود که علت اصلی این کنش چرخش وار کسب کرسی های بیشتر برای اصلاح طلبان بوده است اما این استدلال حاوی یک ایراد لااقل اخلاقی است،و آن این که اگر بپذیریم خانه احزاب یک نهاد صنفی است و ما به عنوان اعضای آن اصول اساسنامه اش را پذیرفته ایم که در آن تعداد برابر برای جریانات اصلاح طلب و مستقل و اصولگرا در نظر گرفته شده است،این اخلاقی نیست که به دلیل تعداد بیشتر جریان خودمان، سهمیه جریانات دیگر را از آن خود کنیم .

اما در این میان چند سوال مطرح خواهد شد که نیاز است تقریبا تمام احزاب اصلاح طلب به آن پاسخ دهند و موضع شفاف خود را در این زمینه و رخدادهای مشابه روشن کنند:
۱٫اگر روزی چنین انتخابی در شرایطی کلان تر رخ دهد ،با چه شرطی حاضریم در سبد مستقلین قرار بگیریم ؟
۲٫اگر حزب ما کاندیدایی برای شورای شهر و یا نمایندگی مجلس داشت و شرط تایید صلاحیت او را اعلام تغییر موضع از اصلاح طلبی به مستقل و یا اصولگرا اعلام کردند حاصریم چنین انتخابی انجام دهیم؟
۳٫اگر پست یا مقامی در سطح وزیر و استاندار و مدیر کل و … به ما پیشنهاد شد و شرط اعطای آن اعلام برائت از اصلاح طلبی و قرار گرفتن در سبد مستقلین یا اصولگرایان بود ،چه تصمیمی می گیریم؟
برای آن که اصلاح طلبی و اصلاح طلبان بتوانند به روزهای اوج خود بازگردند و دوباره محبوب جامعه شوند و مردم دوباره به آنها اعتماد کنند لازم است هر از چندگاهی خود را در مقابل این سوالات و سوال های بیشتری قرار دهند و به بازنگری در خود و اصلاح طلبیشان بپردازند و حتی به نقد خود در عرصه عمومی بپردازند و صدای جامعه و انتقادات “حامیان دیروز ” و “منتقدان امروز” خود را بشنوند،چرا که شاید با دست های بسته بتوان هنوز گاهی با قدرت “تکرار ” کاری کرد اما قطعا با “گوش های بسته” و نشنیدن صدای منتقدان نمی توان تنها با دوپینگ تکرار تا ابد محبوب و مورد اعتماد و از آن مهم تر موثر بود.

*عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

گیلان تیتر