این طور نیست که من هر آنچه را که در گوشه و کنار کشور انجام می شود را تایید کنم بحث من بحث قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است ولی ممکن است بعضی از مجریان قانون اقداماتی انجام دهند که با قانون سازگار نباشد. اگر به خانواده دکتر شریعتی اجازه نمی دهند برای پدرشان مراسم بگیرند قابل تایید نیست؛ من می خواهم بگویم که آزادی در قانون اساسی تامین می شود، در عمل ممکن است یکسری اتفاقات رخ دهد که همه نتوانند تجمع برگزار کنند برای مثال ممکن است دولت مجوز ندهد یا نیروهای خودسر جلسه را برهم بریزند که از این اتفاقات هم زیاد رخ می دهد. در اینجا آنچه که مهم می شود این است که افراد به حقوق خودشان در قانون اساسی آگاه باشند و بر این اساس اقدام کنند

راه سوم: حسن غفوری فرد انتخاب ابراهیم رئیسی برای انتخابات ریاست ۹۶ را اشتباه اصولگرایان دانست و گفت: اصولگرایان اشتباه کردند و به خواست مردم توجهی نکردند.

به گزارش راه سوم به نقل از شفقنا، حسن غفوری فرد، فعال سیاسی اصولگرا انتخاب ابراهیم رئیسی برای انتخابات ریاست ۹۶ را اشتباه اصولگرایان دانست و گفت: اصولگرایان اشتباه کردند و به خواست مردم توجهی نکردند

*چهل سالگی در انسان، سنی است که فرد به ثبات شخصیت رسیده است و کمتر آزمون و خطا می کند، فکر می کنید در حال حاضر انقلاب اسلامی به این تکامل و پختگی رسیده است؟

 همان طوری که گفتید چهل سالگی سن تکامل و تثبیت شخصیت افراد است؛ «شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی» چهل اصولا عددی است که نشان از تکامل دارد، برای مثال ما چهل بار گفتیم یعنی به اندازه کافی گفته شده است. پس وقتی انسانی چهل ساله می شود یعنی به اندازه کافی فرصت داشته است تا شخصیت خودش را شکل دهد و تغییر بعد از چهل سالگی مشکل می شود.

ما یک استادی داشتیم ایشان می گفتند وقتی چهل ساله شدیم شیطان پیشانی انسان را می بوسد و می گوید قربان تو که دیگر آدم بشو نیستی؛ این مساله درست است که اگر انسان یک مسیری را رفته باشد، چه درست و چه غلط بعد از آن تغییر در مسیر به سختی اتفاق می افتد. انقلاب هم وارد چهل سالگی خودش می شود. انقلاب اهداف و آرمان های والایی داشته که ارزش این انقلاب هم به چنین اهدافی است. همه می دانیم که شعار اصلی انقلاب نیز «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بود؛ در حال حاضر «استقلال» به طور صد در صد تامین شده است، دقیقا تصمیم گیری ها در تهران و توسط مردم انجام می شود. به طور مثال شاه در اواخر عمر خودش به آمریکا رفت و به رییس جمهور آمریکا قول داد که هر در آمدی از نفت داشته باشیم در آمریکا هزینه کنیم، یعنی تا این اندازه وابستگی وجود داشت، فکر نمی کنم کسی شک داشته باشد که تصمیم گیری در ایران در تهران و توسط مردم انجام می‏شود.

از طرف دیگر «آزادی» هم در چارچوب قانون و شرع مقدس اسلام تامین است. آزادی برای همه مدنظر قرار داده شده آزادی بیان، آزادی اشتغال، کسب و کار و… کلا آزادی باید در چارچوب قانون باشد ما اگر بخواهیم رانندگی هم کنیم بدون رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی هرج و مرج خواهد شد. آزادی در زمانی محترم است که در چارچوب قانون باشد و قانون هم برای همه تعریف شده و یکسان است، نباید این طور باشد که گروهی سهم بیشتری از آزادی داشته باشند.

«جمهوری اسلامی» نیز دو بعد دارد یکی جمهور است که مردم تصمیم می گیرند و همه مقامات و حتی رهبر را مردم انتخاب می کنند البته این موضوع دو مرحله ای است. بخشی از آرمان های انقلاب تحقق پیدا کرده اند و ما شاهد آن هستیم اما بخشی از آنها برای تحقق نیاز به زمان دارند، البته برخی از مسایل مثل داشتن مسکن مناسب هم محقق نشده اند. برای مثال در قانون اساسی تحصیلات رایگان و حق اشتغال تاکید شده اما هم اکنون این گونه نیست و هنوز افراد زیادی بدون شغل و مسکن در کشور وجود دارند و این حاشیه نشینی ها برای جمهوری اسلامی اصلا زیبنده نیست؛ آن هم با امکانات و ظرفیتی که در کشور وجود دارد. به نظرم اگر این ظرفیت ها بهتر مدیریت می شد شاهد چنین مواردی نبودیم یا حداقل کمتر بودیم. جمهوری اسلامی نظام مستضعفین است و امام(ره) هم تمام تکیه و تلاششان بر این بود که محرومان مورد توجه قرار بگیرند اما متاسفانه بسیاری از افراد جامعه زیر خط فقر هستند؛ اینکه سن ازدواج بالا رفته در نتیجه عدم شغل و عدم مسکن است این موارد مسایلی است که هنوز جمهوری اسلامی نتوانسته است نگرانی های مردم را رفع کند.

*در بحث آزادی به برخورداری همه از آزادی اشاره کردید، در حال حاضر فکر می کنید گروه های مختلف مثل سیاسی، هنری، فرهنگی، دانشجویی چنین فضایی را دارند که بتوانند نظرات خودشان را آزادانه بیان کنند؟ یا به نوعی خواسته های دیروز شما امروز هم برای همه گروه ها حاصل شده؟

ممکن است گروه هایی با رژیم شاه مبارزه می کردند و امروز هم بخواهند با جمهوری اسلامی مقابله کنند منافقین از این دسته افراد هستند. من گفتم آزادی در چارچوب قانون معنا پیدا می کند و شما به عنوان مثال تجمع و داشتن تظاهرات یا اعلام نظرات آزاد است. قانون می گوید اگر می خواهید تجمعی برگزار کنید باید مجوز داشته باشید، به یکباره نمی توان در محلی تجمع برگزار کرد و به نوعی برای دیگران مشکلاتی ایجاد شود.

*به طور مثال فرزندان دکتر شریعتی نتوانستند برای سالگرد پدرشان در حسینیه ارشاد مراسم برگزار کنند و با تاخیر در دانشگاه تربیت مدرس سمپوزیومی را برگزار کردند…

این طور نیست که من هر آنچه را که در گوشه و کنار کشور انجام می شود را تایید کنم بحث من بحث قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است ولی ممکن است بعضی از مجریان قانون اقداماتی انجام دهند که با قانون سازگار نباشد. اگر به خانواده دکتر شریعتی اجازه نمی دهند برای پدرشان مراسم بگیرند قابل تایید نیست؛ من می خواهم بگویم که آزادی در قانون اساسی تامین می شود، در عمل ممکن است یکسری اتفاقات رخ دهد که همه نتوانند تجمع برگزار کنند برای مثال ممکن است دولت مجوز ندهد یا نیروهای خودسر جلسه را برهم بریزند که از این اتفاقات هم زیاد رخ می دهد. در اینجا آنچه که مهم می شود این است که افراد به حقوق خودشان در قانون اساسی آگاه باشند و بر این اساس اقدام کنند. مردم باید به یک سعه صدر برسند که بتوانند تحمل دیگران را داشته باشند.

*اما به نظر می رسد این واکنش ها دوگانه است و سبب ناامیدی می شود؛ برخی به راحتی جلسات و تجمعات خودشان را برگزار می کنند اما گروه هایی مانند کارگران از این امکان کمتر برخوردار می شوند…

در مورد کارگران من هنوز نشنیده ام که برای تجمع یا راهپیمایی به آنها مجوز داده نشده باشد، به عنوان نمونه اخیرا کارگران بعضی از صنایع اراک راهپیمایی داشتند و شعارهایی هم به طور شوخی علیه کارگران و به نفع سرمایه داران دادند و کسی هم مزاحم آنها نشد. آزار و اذیت کارگران یا آسیب رساندن به برخی از طلبه ها را کسی تایید نمی کند این موارد نظام کلی را تشکیل نمی‎دهد. در زمان انتخابات کم سخنرانی برگزار نشد و طرفداران کاندیداها توانستند سخنرانی و نشست فراوانی در هر دو جناح برگزار کنند.

*برخی از جامعه شناسان معتقدند که این آزادی ها بیشتر دوره ای هستند و در دوره انتخابات فضا باز می شود و بعد از انتخابات این فضا بسته می شود یا چنین محافلی کمتر برگزار می شود. نظر شما چیست؟

 در حال حاضر در خانه احزاب حدود ۱۸۶ گروه مختلف با افکار مختلف حضور دارند و در مورد مسایل مختلف نظر می دهند. برای مثال ما اخیرا جلسه احزاب آسیایی را داشتیم؛ خانه احزاب در زمان دولت اصلاحات زمانی که آقای موسوی لاری وزیر کشور بودند، شکل گرفت و درست در سال ۱۳۷۸ رییس مجلس آسیا آمد و چنین تشکیلاتی را به نام احزاب آسیایی شکل داد؛ در آن زمان حدود ۵۰ حزب عضو بودند و الان حدود ۳۶۰ حزب در آسیا عضو هستند؛ اخیرا یک نشستی در سالن اجلاس سران داشتیم و در این نشست از ۴۰ کشور به ایران آمدند؛ از طرف دیگر احزاب مختلف در ایران هم حضور داشتند و صاحبان تفکرهای متفاوت سخنرانی کردند و کسی هم مانع نشد برای مثال از یک نماینده حزب مائوییست ها از نپال و از طرف دیگر نماینده حزب الله لبنان هم سخنرانی داشت، نباید ناامیدانه ببینیم ما چنین فضاهایی را داریم. از وقتی هم که آقای روحانی آمد فضا بازتر شده است و این طور نیست که تنها در روزهای انتخابات فضای بازی برای برگزاری نشست و سخنرانی های مختلف داشته باشیم؛ همچنان در دانشگاه فضای نقد و بررسی وجود دارد.

یک مقداری هم مردم باید آستانه تحمل خودشان را بالا ببرند تا سخن مخالفان خودشان را بشوند؛ جو کلی جو آزادی است و مشکل اصلی ما بحث آزادی نیست.

*فکر می کنید چقدر از اهداف تعریف شده برای انقلاب اسلامی محقق شده و در چه زمینه های با مشکل مواجهیم؟

 اهداف انقلاب تمام شدنی نیست، یک وجهی از انقلاب برچیده شدن سلطه آمریکا بود که در این زمینه موفق عمل کردیم اما فرهنگ انقلابی، زیست انقلابی، اخلاق انقلابی آن طور که انقلابیون و اسلام می خواهد هنوز به خوبی پیاده سازی نشده است. کار فرهنگی کار طولانی مدت است و به سرعت ثمرات آن بدست نمی آید. یکی از مسایلی که نمی توان آن را انکار کرد فاصله طبقاتی است؛ ضریب جینی روز به روز بدتر می شود، هر روز طبقه متوسط به طبقه فقیر نزدیک می شود. چهل سال برای یک فرد عمر قابل توجهی است اما برای یک نظام عمر زیادی نیست. حضرت محمد(ص) هم ۱۳ سال کار فرهنگی انجام دادند.

از طرف دیگر نباید فراموش کنیم در این سال ها ما با چه مشکلاتی مواجه بودیم در فاصله خرداد سال ۶۰ تا مهر ماه سال ۶۰ رییس جمهور و نخست وزیر ما شهید شدند البته اولین رییس جمهور هم فرار کرد، رییس جمهور بعدی که حضرت آقا هستند جانباز شدند، رییس قوه قضاییه شهید شد یعنی از سه قوه روسای دو قوه به شهادت رسیدند؛ حدود ۳۰ نفر از نمایندگان و ده نفر از وزرا شهید شدند؛ بعد از انقلاب بلافاصله جنگ تحمیلی و تحریم های جدی را داشتیم، جنگ ما تنها با عراق نبود بلکه کشورهای مختلف عراق را حمایت نظامی و مالی می کردند. تمام منابع ارزی ما از بین رفته بود و به طور دائم کشتی های نفتی ما را می زدند. گروهک های مختلف هم به طور مدام تحرکات تروریستی انجام می دادند. در آن سال ها چیزهایی که رخ داد شبیه معجزه بود. با تمامی ابن مشکلات پیروز شدیم، دفاع مقدس با پیروزی جمهوری اسلامی به پایان رسید وقتی یک وجب از خاک ایران را از دست ندادیم(در دو سه قرن گذشته در هر جنگی، بخشی از خاک ایران را از دست دادیم) این بیشتر شبیه یک معجزه است. منتهی امروز توقعات مردم هم بالا رفته است البته به حق هم هست چون شرایط زمانی تغییر کرده است.

با همه این تحریم ها ما جز ده کشور برتر در زمینه مسایل هسته ای هستیم یا در مساله سلول های بنیادی جزء کشورهای برتر در جهان محسوب می شویم. میزان مقالات پژوهشی و دانشجویان ما از ابتدای انقلاب تا به امروز رشد قابل توجهی داشته است، در اول انقلاب خیلی از پزشکان ما از پاکستان و افغانستان در ایران کار می کردند اما امروز بسیاری از پزشکان برای طبابت به کشورهای دیگر می روند و تعداد مقالات علمی از ۴۰۰ مقاله به بیش از ۲۴۰۰۰ مقاله رسیده است.

*برسیم به این روزها که افزایش قیمت ارز تصورات ناامیدانه ای برای مردم به وجود آورده و برخی فکر می کنند اقتصاد ما دچار ورشکستگی شده، اختلاس ها و قانون گریزی های زیادی در رسانه ها منتشر می شود، شما نسبت به این فضا چه تحلیلی دارید؟

خاوری و امثال خاوری که اختلاس کردند، مگر چند نفر می شوند؟ در میان ۸۰ میلیون چند نفر محدود هستند که آنها هم مجازات خواهند شد؛ برای مثال اقداماتی برای برگرداندن خاوری انجام می شود. افرادی هم مثل بابک زنجانی در حال محاکمه هستند؛ باز هم باید بگویم که من از کلیت نظام دفاع می کنم نه از تمامی اتفاقاتی که در گوشه و کنار مملکت اتفاق می افتد. مثلا اگر یک قاضی در جایی حکم خلاف می دهد و ممکن است در جایی قطع ید داشته باشیم یا در جرم بزرگ تری حکم قابل توجهی داده نشود. این موارد کلیت مطلب را از بین نمی برد، فراوان حکم داده می شود ممکن است درصد کمی از آنها با قانون یا منطق مطابقت نداشته باشد. مقام معظم رهبری هم دستور مبارزه با مفاسد اقتصادی را دادند.

ما در این سالها در مسیر درستی حرکت کردیم، اما نگرانی هایی وجود دارد من می خواهم بگویم در عین اینکه باید نگران بود اما باید پیشرفت ها را هم ببینیم و نباید مایوس شویم.

*یکی از مسایلی که موجب نگرانی نسبت به آینده می شود تفاوت نسل کنونی و نسل آینده است، در میان بخشی از نسل امروز وابستگی نسل گذشته وجود ندارد، چطور می توان این تفاوت نسلی را کمرنگ کرد؟

 به نظر من یکی از بهترین اتفاقات می تواند جذب جوانان به سمن ها(سازمان های مردم نهاد) باشد و باید فعالیت این سمن ها گسترده شود تا هر کدام از جوانان به هر حوزه ای که علاقه دارند بتوانند در آن فضا فعال باشند و خواسته های خود را پیگیری کنند.

مردم و مسوولین باید آستانه تحمل خود را بالا ببرند؛ همان طوری که مقام معظم رهبری در انتخابات گفتند که اگر نظام را هم قبول ندارید در انتخابات شرکت کنید. ما از دوران شاهنشاهی عبور کردیم، در گذشته هم می گفتند در ایران همه شاه هستند و کسی هم که در صدر قرار دارد شاه شاهان است. یعنی به نوعی این روحیه فردگرایی درون مردم وجود دارد، بسیاری از مواقع مردم ایران کارهای خودشان را به صورت فردی انجام می دادند و با گروه های دیگر ارتباطی نداشتند اما امروز روحیه کار جمعی افزایش پیدا کرده است. در سازمان های علمی، فرهنگی، هنری، اجتماعی، مذهبی و … می توان افراد با سلایق مختلف را جمع کرد و نظرات را به هم نزدیک کرد.

*در وضعیت کنونی شاهد یک انشقاق و اختلاف میان گروه های سیاسی در ایران هستیم، چه راهکارهایی برای کاهش این انشقاق توصیه می کنید؟

انشقاق با اختلاف سلیقه متفاوت است، هرفردی به تنهایی دارای سوابق، تفکر و تجربیاتی است همه این موارد روی مواضع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تاثیر می گذارد. بنابراین اختلاف سلیقه با شقه شدن متفاوت است این اختلاف اگر به دعوا و جدل منجر نشود، اتفاق خوبی است. برای مثال در انتخابات ۱۹۷۶ آمریکا کارتر اعلام می کرد که ما نباید از حکومت های دیکتاتوری مانند شاه ایران حمایت کنیم و رقیب او می گفت ایران با ما هم پیمان است باید از او حمایت کنیم. اختلاف میان گروه های سیاسی در همه نقاط دنیا وجود دارد برای مثال در مجلس طیف مختلفی از تفکرات وجود دارد اما نمایندگان با هم دعوا ندارند؛ به نظر من اشتباه است که فکر کنیم همه باید یک شکل فکر کنند؛ مساله مهم این است که علیرغم همه اختلافات بتوانیم برای حل مسایل گام برداریم. پس نباید فکر کنیم که اصلاح طلبان می توانند اصولگرایان را حذف کنند یا اصولگرایان اصلاح طلبان را از میدان به در کنند؛ چنین تفکری بسیار اشتباه است گروه های مختلف سیاسی باید برنامه های خود را برای پیشبرد اهداف کشور داشته باشند و تعامل بین گروه ها می تواند سازنده باشد.

*میان اصولگرایان چنددستگی می بینیم و ارتباط موثری با جامعه ندارند، به نظر شما اصولگرایان برای کاهش اختلاف و ارتباط موثر با جامعه باید چه مسیری را در پیش بگیرند؟

شما در خانواده خودتان با برادر و خواهرها اختلاف سلیقه ندارید؟ من آقای روحانی را یک چهره اصولگرا می دانم، در دوره های مختلف اصولگرایان موفق عمل کردند و در شرایط مختلف مردم به گروه های متفاوتی رای دادند این طور نیست که اصولگرایان حمایت مردمی نداشته باشند. اگر آقای رییسی را جزء کاندیدای اصولگرایان بدانیم ایشان نزدیک به ۱۶ میلیون رای داشتند و این عدد رای کمی نیست.

مواردی هم که شما می گویید به نظر من به عملکرد آقای احمدی‎نژاد برمی گردد. او ضربه ای بزرگی به اصولگرایان زد و در عدم موفقیت اصولگرایان موثر بود، چون با حمایت آنها پیروز شد اما فکر کرد که فقط رای خودش است؛ عملکرد و حضور او سبب یکسری از اختلافات میان اصولگرایان شد، همان طور که دیدیم چند تن از وزرای کابینه او جدا شدند و حتی میان آنها هم چنددستگی به وجود آمد، این مساله به یکپارچگی و وحدت اصولگرایان ضربه زد. البته اصولگرایان اشتباه کردند و فکر می کردند هرکسی را در لیست قرار دهند آرای خوبی خواهد داشت و به خواست مردم توجهی نکردند چون در مجلس پنجم هرکسی را در لیست قرار دادند رای آورد و این یک تصور غیر واقعی برای اصولگرایان ایجاد کرد و یک توهم باطل به وجود آورد فکر کردند که همیشه امور بر همین مدار است و هر کس را که در لیست قرار دهند ولو آنکه جامعه هیچ شناختی نسبت به او نداشته باشد رای خواهد آورد اما در مجلس نهم و دهم این نتیجه به دست نیامد. چون برخی از افراد لیست، انسان های خوبی بودند اما چهره های شناخته شده ای نبودند به این دلیل که مردم ما سیاسی هستند و خودشان هم دارای بلوغ سیاسی هستند.

از طرف دیگر پیشنهاد آقای رییسی برای ریاست جمهوری یکی دیگر از اشتباهات اصول گرایان بود چون مشخص بود که ایشان رای نمیاورد و آقای روحانی چهره شناخته شده ای بود و قطعا رای بالایی داشت البته همه ادوار انتخابات ریاست جمهوری ما به غیر از دوره بنی صدر و شهید رجایی دو دوره ای بوده است. من معتقدم که باید از آقای رییسی در انتخابات ۱۴۰۰ استفاده می کردیم با اینکه به ایشان علاقه مند هستم اما معتقد بودم ایشان رای نمیاورد، برخی به اشتباه فکر می کردند تمام آرای آقای قالیباف به صندوق رای آقای رییسی ریخته می شود اما این طور نبود. من می خواهم بگویم که بخشی از نتایج نامطلوب آرای اصولگرایان به اشتباهات آنها برمی گردد.

*نمای ایران در ۱۴۰۰ را چطور ارزیابی می‎کنید؟

سرنوشت یک کشور نوشته شده نیست و برای شکل دادن آینده باید به متغیرهای زیادی توجه کنیم. مارکسیست ها معتقدند آینده نه دست من است و نه دست شما، مانند خورشیدی است که فردا طلوع می کند، اما این بحث درستی نیست برای اینکه آینده این کشور به دست جوانان و با حمایت نسل های گذشته ساخته می شود. اساتید باید به دانشجوهای خودشان امید بدهند، جوانان ما در دنیا از هوش خوبی برخوردار هستند و دانشجویان ایرانی در هر کجا که هستند سعی می کنند عملکرد خوبی داشته باشند؛ نیروی انسانی ما بسیار خوب و قابل توجه است.

از طرف دیگر جمعیت ما یک درصد جمعیت دنیاست اما ۱۶ برابر ذخایر گاز دنیا را داریم. ایدئولوژی مترقی اسلامی را داریم، مردم انقلابی داریم که با دستان خالی از این انقلاب حمایت کردند، اگر همان نیرویی که انقلاب را شکل داد به شکل درستی مدیریت شود یقینا آینده درخشانی خواهیم داشت سنت بزرگ رهبری و اصل مترقی ولایت فقیه سرمایه های بزرگی هستند که می توانند تاثیرات بسیار مثبت و عمیقی در جامعه بگذارد بنابراین اگر این سرمایه انسانی به درستی مدیریت و هدایت شود حتما موفق خواهیم شد، خداوند هم به ما قول داده است که همه مسیر پیشرفت را برایمان هموار کند، مشروط بر آنکه ما به قوانین و سنت های الهی توجه کنیم.

کلید واژه ها : اصولگرایان غفوری فرد

مطالب مرتبط