پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Tuesday, 11 December , 2018
امروز : سه شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۷ - 3 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 31252
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۸ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۳ | ارسال توسط :

دکتر نوبخت و فقدان علت قابلى توسعه گیلان !

اختصاصی راه سوم: موضوع توسعه ی استان گيلان و بهبود شاخص هاى توسعه استان همواره محل منازعه و گفتگوى نخبگان و نيروهاى سياسى استان بوده است. در ميان انواع گفتگوها و مجادلات، مدتى است كه بعضى از عناصر سياسى به پاس دغدغه های استانی و سطوح انتظار از دکتر نوبخت به صراحت يا به كنايه […]

دکتر نوبخت و فقدان علت قابلى توسعه گیلان !

اختصاصی راه سوم: موضوع توسعه ی استان گيلان و بهبود شاخص هاى توسعه استان همواره محل منازعه و گفتگوى نخبگان و نيروهاى سياسى استان بوده است.

در ميان انواع گفتگوها و مجادلات، مدتى است كه بعضى از عناصر سياسى به پاس دغدغه های استانی و سطوح انتظار از دکتر نوبخت به صراحت يا به كنايه به دكتر نوبخت و نقش او در مباحث توسعه اى استان اشاره مى كنند.گروهی معدود و محدود نیز، نه از باب دلسوزی و نگرانیها برای استان و مردمانش بلکه از باب تنگ نظری ،ناکام ماندن در منفعت طلبی های شخصی و گعده ای و باج خواهیهای سیاسی در بزمهای شبانه اقدام به طراحی وسناریو نویسی فرافکنی کاستیهای ناشی از بی تدبیریها و نامدیریهای برخی مدیران داخل استان کرده و هزینه و صورتحساب آن را به پای دکتر نوشته و به وسیله تیم رسانه ای هم پیاله خود برای ایشان حواله می کنند. اين نوشتار تلاش دارد به وسع مجال نسبت دكتر نوبخت به امر توسعه استان را برای گروه نخست که نگاهی محققانه ،انتظار ومطالبه ای منطقی از دکترنوبخت نسبت به استان دارند قدرى واكاوى كند.

چارلز جونز(Jones ,1970) از نظريه پردازان موضوع ” سياست گذارى”، مراحل سياست گذارى را چنين مطرح مى كند:
١-ادارك
٢- تعريف
٣- تجمع
٤-شرح
٥- صورت بندى
٦- مشروعيت بخشى
٧- كاربرد
٨- واكنش
٩- ارزيابى
١٠- حل/خاتمه

در اين نوشتار نمى توان به تفصيل همه ی اين مراحل را توضيح داد و شايد هم نيازى نباشد؛ اما به اين نكته اشاره می شود كه با توجه به انباشت دانش توسعه درساختار ديوان سالارى استان و همچنين توليد كثير متون مرتبط با توسعه در ساختارهاى استان و ساختارهاى بالادستى ملى، بى ترديد موضوع توسعه ی استان در دهه ی چهارم و اجراى چند برنامه ی توسعه از مراحل دهگانه ذكر شده، بسيارى از اين مراحل را طى كرده يا در حال تجربه آن است مثلا اكنون همگان در مدل توسعه ی استان تقريبا به درك مشتركى رسيده اند، يا در اسناد و متون مربوط به توسعه ی استان تعاريف واضحى وجود دارد اما در عين حال همگان از شاخص هاى توسعه ی استان نسبت به استان هاى همطرازخود گله مند و ناخرسند هستند.

اكنون سوال اين است نسبت دكتر نوبخت به عنوان رييس سازمانى كه راهبرى توسعه ی كشور را بعهده دارد با اين ناخرسندى از فرايند توسعه ی استان چه نسبتى مى تواند داشته باشد؟

براى پاسخ به اين سوال ابتدا لازم است به يك نكته اشاره شود كه احتمالا همه و حتى عناصر سياسى منتقد دكتر نوبخت خواهند پذيرفت كه دكتر نوبخت نه مى تواند و نه بايد منابع در اختيار سازمان خود را بطور ” غير متعارف “به گيلان سرريز كند.

اكنون سوال اينگونه پيش مى آيد حال كه پس از چهار دهه بى بهره گى گيلان در سطوح عالى مديريتى كشور براى اولين بار يك گيلانى سكانداری سازمان راهبری توسعه ی كشور را بعهده دارد پس چگونه از اين فرصت طلايى براى عقب ماندگى هاى توسعه ی استان بايد بهره برد؟

واقعيت اين است كه توسعه مانند هر پديده ی ديگرى براى وقوع آن نياز به علل چهارگانه دارد :
١- علت فاعلى
٢- علت غايى
٣- علت مادى
٤- علت قابلى

علت فاعلى تحقق توسعه ی استان، عوامل مديريتى استان – مشاركت بخش خصوصى- فرهنگ رفتارى و ذهنى جامعه است. علت مادى نيز فراهم است چرا كه شرايط اقليمى و جغرافيايى و ژئوپلیتيكى استان به قدرى داراى ظرفيت هاى توسعه است كه در اين مجال ضرورتی به واگویی مکرر آن نیست زیرا امرى بسيار واضح است.

علت غايى نيز فراهم است چرا كه امروزه همگان در خصوص مدل توسعه ی استان تقريبا به توافق رسيده اند و متون و اسناد توسعه اى، چه استانى و چه ملى، نقطه اى كه استان بايد به آن برسد را مشخص كرده اند.

و اما علت قابلى، تنها علت مغفول در علل چهارگانه ی استان است.

اين علت دقيقا نسبت دكتر نوبخت با امر توسعه ی استان را مشخص مى كند. ساختار مديريتى استان و در راس آن مدير عالى استان يعنى استاندار همراه با دیگر مدیران ستادی می بايد فراهم كننده ی تحقق علل قابلى باشند. ظرفيت دكتر نوبخت در كمك به توسعه ی استان در بستر ” قابليت ” ساختار مديريت استان امكان تحقق می یابد.بروز و ظهور اين قابليت در ميزان همدلى، همكارى و همراهى مديريت استان با دكتر نوبخت متحقق می شود و می تواند خود را نشان دهد.

بر همه واضح است كه يكى از دغدغه هاى جدى دكتر نوبخت توسعه ی گيلان است، او فرزند گيلان است و خانه ی دل و ذهن او در گيلان واقع است اما تا زمانى كه ساختار مديريتى استان از خود قابليت بهره بردارى از اين ظرفيت ملى را ایجاد و بروز ندهد او درمقابل خیل عظیم مسئولیتهای ملی چگونه به دغدغه ی خود و نگرانى هايش بابت توسعه ی استان توجه و ورود كند و راه رفع اين دغدغه ها را پيش روى مديريت استان قرار دهد!؟

تردیدی نیست که این ” توجه و عزم ” از سوی دکتر نوبخت وجود دارد زیرا موضوعات و پروژه های استانی که توجیه ” ملی “دارند مثل راه آهن ، بزرگراه قزوین – رشت ، حمایت از تولید چای و برنج و تخصیص اعتبار لازم به بنگاه های تولیدی استان و… به منصه ظهور رسیده است .لیکن هموار سازی ” راه ورود” و ایجاد ” قابلیت ” درداخل استان برعهده مدیران استانی خواهد بود . موضوعی که به عمد ویا به غفلت در چهارسال دولت یازدهم مغفول ماند.

در مراحل دهگانه که درابتدا بدان اشاره شد، مدیران استان باید توجه داشته باشند که نقش دکتر نوبخت در مراحل ۵ و ۶ یعنی ( صورت بندی و مشروعیت بخشی ) قابل تعریف است نه قبل آن ونه بعد آن !

|
به اشتراک بگذارید
  1. حمیدرضا جمال زاده :
    ۰۸ فروردین ۹۷

    مطالب بسیار عالی و راهبردی هست
    باشد تا قافله سالار استان نقش خود را به درستی تحقق بخشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.