راه سوم: حسب خبرهای منتشر شده آقاى نصرتى شهردار رشت استعفاء خود را به شورا اعلام كرده است. از زمان شكل گيرى شورا در مديريت شهرى، ميانگين عمر شهرداران رشت ٨ ماه بوده است و اين در حالى است كه اصفهان شاهد حضور شهردارى با عمر مديريتى ١٢ سال و يا اروميه و قزوين و تبريز بين ٥ تا ٧ سال بوده است و بطور كل ميانگين عمر مديريتى شهرداران كشور ٤ سال است.

شهر رشت به لحاظ فعاليت هاى مدنى و تشكيل نهادهاى مدرن در كنار شهرهايى چون تهران و تبريز جزو اولين شهرهاى كشور است. اكنون سوال اينجاست چه بر ما رفته كه شهرى با اين عقبه ی پر افتخار در فعاليت هاى مدنى و مدرن نمى تواند شهردار خود را درست انتخاب كند، درست نگهدارد و از قِبل اين دو درست، شهر رشت را كه زمانى نه چندان دور جزو پنج شهر اول كشور بود، در جاى درست خود در ميان شهرهاى ايران قرار دهد!؟

سال گذشته با تكيه بر تجربه ی مختصرم در شهردارى، جزوه اى در بيست صفحه تحت عنوان “مساله رشت” نگاشتم.

اين جزوه با رويكرد آسيب شناسى شورا و شهردارى نوشته شده بود و در اختيار چند مقام استان و از جمله شهردار (آقاى نصرتى) قرار گرفت البته احتمالا آن جزوه در دفتر و دستك آقايان گُم وگور شده است!

شصت و پنجمين شهردار رشت با استعفا رفتنى شد و اين شهر همچنان ماند با زخم هايى كه بر تن دارد، زخم هايى كه ناشى از تصميمات نابخردانه و منفعت طلبانه است!

در قزوين ميدانى است كه در انتهاى شهر به سمت تهران قرار دارد از قديم به اين ميدان “غريب كُش” می گفتند، كارى به وجه تسميه اين اسم ندارم اما آقاى نصرتى بايد از اين ميدان بگذرد تا به پُست خودش در تهران برسد!

فقط كاش كسى به آقاى نصرتى بگويد : … جناب نصرتى! اين شهر به شما كه غريبه بوديد اعتماد كرد و كليد شهر را به دست تو دادند و تو با اين كليد رزومه ات را كامل كردى و درب پُست جديدت را در وزارت كشور گشودى!

روزنامه وقايع اتفاقيه كه نخستين روزنامه واقعى ايرانى است در شماره ٥٨٥ به تاريخ ١١ ذيقعده ١٢٨٢ در مورد رشت چنين مى نويسد: … از قرارى كه در روزنامه ى رشت نوشته بودند امور آن سامان در نهايت انتظام است … امور ديوانخانه ی تحقيق گيلان نيز قرين انضباط است و احقاق حقوق شرعيه مردم مى شود… حاجى ميرزا يوسف حاكم رشت همه روزه از صبح تا شام در ديوانخانه نشسته، اوقات خود را مصروف احقاق حقوق داشته و جميع اهالى آسوده خاطر به دعاى دولت ابد مآثر اشتغال داشته اند…

۱۵۷ سال پيش روزنامه “وقايع اتفاقيه” در مورد رشت چنين نوشت، سال هاى بعد، از رشت و شوراى شهر و عقلا و زعماى آن چه خواهند نوشت!؟