پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Thursday, 13 December , 2018
امروز : پنج شنبه, ۲۲ آذر , ۱۳۹۷ - 5 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 37296
  پرینتخانه » درباره اعتدال تاریخ انتشار : ۲۵ شهریور ۱۳۹۷ - ۹:۲۹ | ارسال توسط :
هادي نوري

اعتدال در سال دوم

آنچه اكنون در عرصه سياسي داخلي مي گذرد وضعيت «تعليق» است. دولت روحاني در سال اول با «تدبير» به «اميد» رسيد اما اكنون در سال دوم با «تعليق» به «زنجير» كشيده شده است
اعتدال در سال دوم

راه سوم: مذاكرات هسته اي وين ۸ در حالي به پايان رسيد كه نتيجه آن تمديد مذاكرات به مدت ۷ ماه تا تاريخ ۱۰ تير ۱۳۹۴ بود. قرار شد كه طي سه ماه اول درباره چارچوب توافق نتيج حاصل شود و چهار ماه بعدي مصروف بررسي جزئيات توافق فني درباره برنامه هسته اي ايران گردد. پيشتر از اين در آذر ماه ۱۳۹۲ توافق موقت ژنو ۳ بدست آمده بود كه قرار بود بر اساس آن دو طرف طي شش ماه اقدامات متقابل مثبتي را بعنوان گام اول يك راه حل جامع بلندمدت انجام دهند و بدين ترتيب، زمينه يك چارچوب توافق نهايي را مهيا سازند. شش ماه گذشت اما مذاكرات براي شش ماه ديگر تمديد شد كه حاصل آن آزادشدن بخشي از دارايي هاي نفتي بلوكه شده ايران در بانكهاي خارجي بود. قرار شد كه دو طرف تا تاريخ ۳ آذر ۱۳۹۳ موجبات يك توافق جامع و نهايي را آماده سازند. امري كه محقق نشد و در نشست وين ۸ مذاكرات هسته ايران با كشورهاي ۱+۵ براي هفت ماه تمديد گرديد. اين بار نيز ماحصل مذاكرات هسته اي ايران آزاد سازي دارايي هاي نفتي بلوكه شده ايران براي هر ماه ۷۰۰ ميليون دلار شد كه در مجموع براي هفت ماه حدود ۹/۴ ميليارد دلار مي شود. اين رقم البته مي تواند به كار دولت روحاني و اقتصاد ايران بيايد اما مهم است كه بدانيم ميزان دارايي هاي نفتي بلوكه شده ايران در بانكهاي خارجي بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلار است. بنابراين، ميزان دارايي هايي آزاد شده ايران در مدت زمان مذاكرات به نسبت دارايي هاي هنوز بلوكه مانده ايران قابل مقايسه نيست. از اين جهت، بحث درخصوص تأثير نتيجه مذاكرات هسته اي ايران در عرصه سياست خارجي بر حوزه سياست داخلي اهميت بسيار مي يابد.

آقاي روحاني زماني دولت را در اختيار گرفت كه كشور با ركود اقتصادي منفي ۶- و تورم بالاي ۴۰ درصد مواجه بود. ماحصل اين دو شاخص اقتصادي وجود يك ركود تورمي منفي ۴/۵- بود كه هر دولتي را مي تواند فلج بكند. دولت از لحاظ منابع مالي در فشار قرار داشت و بسياري از ادارات دولتي براي تأمين اعتبار مالي پرسنل خود، يعني پرداخت حقوق كاركنانش، با مشكل مواجه بودند. وضعيت فروش نفت ايران مشخص نبود و ابهاماتي هم در خصوص درآمدهاي نفتي حاصل شده وجود داشت كه پرونده بابك زنجاني نمونه بارز آن است. در چنين شرايطي، دولت آقاي روحاني به درستي نقطه تمركز خود را بر سياست خارجي و حل پرونده هسته اي ايران قرارداد. ديپلماتي كاركشته و موجه بنام ظريف در رأس وزارت امور خارجه قرار گرفت و مذاكرات هسته ايران به او سپرده شد. دولت آقاي روحاني اعتقاد داشت كه حل پرونده هسته ايران تأثيري تعيين كننده بر وضعيت سياست داخلي ايران خواهد گذاشت. بنابراين، سياست خارجي بر سياست داخلي اولويت پيدا كرد و موفقيت در مذاكرات هسته اي پيش شرط گشايش اقتصادي داخلي عنوان گرديد. در حوزه هاي فرهنگي و سياسي نيز سياست «گشايش كنترل شده» اتخاذ گرديد. چنين سياست گذاري منطقي و درست بنظر مي آيد. با اين همه، اين استراتژي يك پاشنه آشيل دارد و آن ضميمه كردن و سنجاق زدن سياست داخلي به سياست خارجي و نتيجه مذاكرات هسته ايران است.

در يك تحليل سيستمي، هر كشوري در حكم يك نظام است و كشورهاي ديگر در حكم محيط آن نظام هستند. ميان نظام و محيط همواره يك مبادله و رابطه متقابل وجود دارد. تحولات محيط خارجي بر نظام داخلي تأثيرگذار است و برعكس. يعني وضعيت نظام داخلي بر روند تحولات خارجي نيز اثرگذار خواهد بود. مسآله تحليل ما درباره رابطه مذاكرات هسته اي و سياست داخلي اين است كه استراتژي دولت روحاني تنها بر اثرگذاري سياست خارجي بر سياست داخلي اتكاء دارد و به اثرگذاري وضعيت سياست داخلي بر سياست خارجي (نتيجه مذاكرات هسته اي) بي اعتناست. دولت روحاني تصور مي كند كه اگر در مذاكرات هسته اي ايران با كشورهاي ۱+۵ به توافق نهايي دست پيدا كند، هم مي تواند گره هاي اقتصاد ايران را باز نمايد و هم مي تواند بر اساس گشايش اقتصادي ناشي از آن در حوزه هاي فرهنگي و سياست داخلي به گشايش نسبي محدود دست بزند تا بر اساس آن مجلس آينده را همسوي با خود ببيند. چنين وضعيتي در صورت موفقيت آميز بودن مذاكرات هسته ايران امكانپذير خواهد بود. اما پرسش اين است: اگر مذاكرات هسته اي به نتيجه نرسد، چه خواهد شد؟

عالم سياست عرصه امكان هاست. همانطور كه براي توافق هسته اي سرمايه گذاري مي كنيم بايد براي شكست مذاكرات هسته اي هم ظرفيت سازي نماييم. مسأله اين است كه آيا استراتژي كنوني دولت روحاني كار ظرفيت سازي شكست هسته اي را نيز فراهم مي سازد؟ منظورم اين است كه بايد براي آينده سياست داخلي ايران سناريو سازي نمود و برنامه تدوين كرد. اما آيا ضميمه كردن سياست داخلي به سياست خارجي و سنجاق كردن تركيب مجلس آينده به نتيجه مذاكرات هسته اي چنين امكاني را فراهم مي سازد؟

نتيجه مذاكرات وين ۸ و تمديد آن براي مدت ۷ ماه ديگر در حالي كه يك سال هم از شروع مذاكرات هسته اي مي گذرد، دورنمايي اگر نگوييم تيره، اما مبهم از امكان رسيدن به توافق جامع ارائه مي كند. چرا توافق جامع نهايي كم محتمل است؟ پاسخ در شرايط لازم براي رسيدن به توافق نهفته است. اصولا براي رسيدن به توافق در سطوح مختلف از سطح فردي گرفته تا سطوح گروهي، ملي و بين المللي بايد پنج شرط يا مرحله طي شود:

  1. تماس: در مرحله اول بايد دو طرف مذاكره حداقل بايد با هم دست بدهند، چهره همديگر را ببينند، از كنار همديگر رد شوند، با هم سلام و عليك بكنند، در كنار همديگر بنشينند، با همديگر غذا بخورند، احيانا با هم روبوسي بكنند، و نظاير آن.
  2. آشنايي: زماني است كه در اثر تماسهاي دوجانبه و چندجانبه نسبت به همديگر حس مثبتي پيدا مي كنند و جوياي احوال همديگر مي شوند. آشنائيت سطح پاييني از شناخت ميان دو طرف است. اين اندازه كه چه مي پوشيم، چه مي خوريم، چه تفريحي داريم، اسم فرزندانمان چيست، چقدر بنيه مالي داريم و غيره. ما مي توانيم همه اين اطلاعات را بدانيم بدون اينكه به خانه طرف مقابل برويم يا روابط خانوادگي داشته باشيم. ممكن است همكار ما در محل كار يا فضاهاي حوزه عمومي باشد. اين شناخت حداقلي مقدمه شناخت حداكثري است.
  3. شناخت: آدمها زماني كه نسبت به همديگر آشنا مي شوند درصدد برمي آيند تا درصدد شناخت جزئيات شخصيت و زندگي روزمره همديگر برآيند. در اين مرحله نسبت به اعضاي خانواده طرف مقابل آشنا هستند، به خانه همديگر مي روند و در مواردي هم نسبت به همديگر كمك مي كنند. براي مثال، ما براي هر آشنايي ضمانت بانكي نمي كنيم مگر اينكه نسبت به او شناخت داشته باشيم. اين مرحله شناخت حداكثري است.
  4. تفاهم: شناخت حداكثري دو طرف نسبت به همديگر مي تواند باعث درك عميق آنها نسبت به يكديگر شود. ما ممكن است براي كسي ضمانت بانكي انجام بدهيم اما سرمايه مالي مان را با او در تأسيس يك شركت اقتصادي سهيم نكنيم. تفاهم زماني است كه دو طرف درك عميقي از انديشه هاي يكديگر داشته باشند، حرفهاي همديگر را بفهمند. تفاهم گفتگوي ناشنوايان نيست. فرايندي است كه در آن دو طرف با زباني مشترك و احساسي مثبت نسبت به هم در گفتگو هستند. حال اين تفاهم مي تواند به توافق بيانجامد يا تنها در حد تفاهم باقي بماند.
  5. توافق: دو نفر يا گروه يا كشوري كه مدتها با هم در تماس بوده اند، نسبت به خلقيات هم آشنا هستند، از هم شناخت دارند و در اين فرايند با هم به مفاهمه رسيده اند، بر سر اصول و مفاد مشتركي به توافق مي رسند. توافق مبناي انجام كار مشترك درازمدت است. وقتي توافق حاصل شود شما مي توانيد با طرف مقابل تان درباره امور مورد نظرتان هر روز كار مشترك بكنيد و تصميمات مشترك بگيريد. توافق اوج فرايند تفاهم است.

بر اساس فرايند مذكور، رسيدن به توافق در خصوص هر موضوع و در هر سطح بايد از پنج مرحله عبور كند. حال پرسش من اين است كه آيا رسيدن به توافق جامع ميان ايران و امريكا در مسأله هسته اي ايران امكانپذير است. مي گويم ايران و امريكا، چون در حال حاضر آن پنج كشور در صورت موافقت امريكا حرفي براي مخالفت ندارند. در واقع، امريكا ليدر اصلي مخالفتها با برنامه هسته اي ايران است. از اين رو، طرف اصلي مذاكره ايران در مذاكرات مسقط و وين ۸ امريكا بود. حال بايد رابطه ميان ايران و امريكا بر اساس پنج شرط توافق مورد بررسي قرار گيرد.

ايران و امريكا بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۳۵۷ براي اولين بار در سال ۱۳۹۲ با هم در تماس رسمي بوده اند، آنهم در سطح وزيران خارجه. تماس تلفني در سطح روساي جمهور با مخالفت هاي داخلي ايران، بويژه تذكر مقام معظم رهبري، همراه بود. در طول اين يك سال مذاكرات هسته اي، مرحله اول تماس ميان دو طرف مذاكره ايران و امريكا برقرار شده و بواسطه آن هم آشنائيت رسمي ميان دو طرف صورت گرفته است. بنظر من، سطح روابط ميان ايران و امريكا در حال حاضر تا اندازه آشنائيت است نه بيشتر. هنوز شناخت دقيقي ميان دو طرف وجود ندارد چه برسد به تفاهم. فضاي عميق بي اعتمادي ناشي از ۳۵ سال عدم رابطه و كشاكش هاي متقابل را نمي توان ظرف يك سال برطرف نمود. شايد دولت دموكرات امريكا براي انتخابات آتي رياست جمهوري خود نيازمند حل پرونده هسته اي ايران باشد اما اين را هم بايد دانست كه دولت اوباما در دوره دوم خود قرار دارد و مطابق تاريخ شانس جمهوريخواهان براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري آينده امريكا بيشتر است. تصاحب كنگره توسط جمهوريخواهان حكايت از اين امر دارد و جمهوريخواهان نيز همواره سياستهاي سخت گيرانه تري را نسبت به ايران اتخاذ كرده اند. كمااينكه يكي از علتهاي عقب نشيني دولت اوباما از توافق نهايي در نشست وين ۸ تهديد جمهوريخواهان به اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران بود. علاوه بر اين، جمهوريخواهان بيشتر از دموكراتها بر حمايت از رژيم صهيونيستي و عربستان بعنوان دو رقيب ايران در منطقه تأكيد مي كنند. اين شرايط نمايانگر آن است كه دولتهاي روحاني و اوباما براي رسيدن به توافق هسته اي نهايي راه دشوار و سختي پيشرو دارند. دولت ايران خط قرمزهايي دارد كه تعهد داده از آن عبود نكند و دولتهاي امريكا نيز خطوط قرمز سيستمي دارند كه تحت هيچ شرايطي از آن عبور نخواهند كرد. از اين رو، دولت آقاي روحاني بايد گزينه شكست مذاكرات هسته اي را محتمل و بلكه جدي بگيرد، حتي اگر اراده اي قوي براي رسيدن به توافق نهايي داشته باشد. حال برگرديم به پرسش اصلي ما: اگر مذاكرات هسته اي شكست خورد، چه بر سر سياست داخلي ايران خواهد آمد؟

دولت آقاي روحاني براي آنكه بتواند در سياست خارجي با خيال راحت تري به مذاكره بپردازد تلاش نمود تا تنشهاي داخلي را به حداقل برساند. از اين رو، سعي كرد تا طيف معتدل دو جريان اصول گرايي و اصلاح طلبي را بهم نزديك كند و در كنار اعتدال گرايان به وفاق برساند. از اين رو، وزارت مهم كشور به فردي از اردوگاه اصول گرايان و نزديك به علي لاريجاني سپرده شد. وزارت كشور مهمترين وزارت خانه دولت است و در واقع بايد دست راست رئيس جمهور باشد. مسأله نيز از همين جا آغاز مي شود. بدنه اجتماعي حاميان آقاي روحاني در انتخابات از دو طيف اصلاح طلب و اعتدال گرايان امروز بودند اما وزارت كشور به طيف اصول گرايان ميانه رو سپرده شد. وزير محترم كشور البته از طيف معتدل اصول گرايان است اما مسأله اين است كه وزن اصول گرايان معتدل در بدنه اجتماعي حاميان دولت اعتدال بسيار پايين است. بنابراين، نارضايتي حاميان اصلي دولت آقاي روحاني از اين انتخاب از همان آغاز آشكار شد. وزيري اصول گرا در رأس وزارت خانه اي قرار گرفته كه بايد مطالباتي اصلاح طلبانه و اعتدال گرايانه را عينيت ببخشد. در حال حاضر اين تضاد روز به روز آشكارتر مي شود. وزارت كشور ماههاست كه معاون سياسي ندارد. پستي بسيار مهم كه معمولا روساي جمهور خود شخصا آن را انتخاب مي كنند. آقاي روحاني چنين نكرده است. انتخاب استانداران با چالشهايي بسيار همراه بود كه بدنه اجتماعي حامي دولت روحاني در مورد بسياري از آنها ناراضي است. برخي از آنها حتي تعلقي به دولت نشان نمي دهند و برخي ديگر نيز صرفا مديران اجرايي هستند كه هر دولتي روي كار بيايد آنها در يكجاي آن قرار مي گيرند. استانهايي هم كه استاندارانش از جنس اعتدال هستند همين چالش را در درون زيرمجموعه استانداري برخوردارند. معاونان استاندار بايد هماهنگ با هم و هماهنگ با استاندار باشند، در حالي كه اگر هماهنگ با استاندار باشند هماهنگ با همديگر نخواهند بود. فرمانداراني به كار گرفته شده اند كه كارشان مديريت روزمره مجموعه شان است حال مجموعه شان مي خواهد اداره برق باشد يا فرمانداري يك شهرستان. براي اين فرمانداران فرقي نمي كند كه چه چيز را مديريت مي كنند، مهم اين است كه مدير باشند و مديريت! كنند. خيلي از اين فرمانداران ميراث دولتي هستند كه خود مسبب وضعيت ركود تورمي منفي ۴/۵- در اقتصاد كشور است و بواسطه سوءمديريت آن اختلاس هاي ۳ هزار و ۹ هزار و ۱۲ هزار ميلياردي در كشور رخ داده است. بعضي از اين فرمانداران و حتي استانداران كه منصوب همين دولت اعتدال هستند و ظرف يك سال اخير منصوب شده اند، اكنون قرار است بركنار شوند. چونانكه استاندار البرز تغيير كرد و زمزمه تغيير فرمانداران شهرستانها به گوش مي رسند.

وضعيت سياست داخلي دولت روحاني اين چنين است. بنظر مي رسد كه استانداران و فرمانداران دولت روحاني (حتي وزير كشور آن) در حالت «تعليق» قرار دارند. آنها تكليف شان را مشخص شده نمي بينند. وضعيت آنها و وضعيت سياست داخلي دولت روحاني به نتيجه مذاكرات هسته اي ايران با گروه ۱+۵ گره خورده است. اين تصور قوي در بدنه وزارت كشور و استانداري ها وجود دارد كه اگر مذاكرات هسته اي موفقيت آميز بشود تصميمات مهم و اتفاقات بسياري در بدنه استانداري ها رخ خواهد بود. فرمانداراني كه فاقد تعلق لازم به جريان اعتدال هستند بركنار خواهند شد و جايشان را به افرادي همسوي با دولت مي دهند. اما اگر مذاكرات هسته اي شكست بخورد، چه! دولت اعتدال تا تيرماه ۱۳۹۴ حدود دو سال را براي مذاكرات هسته اي وقت صرف كرده است در حالي كه در حوزه سياست داخلي اتفاقات خاصي رخ نداده است و تصميمهاي جدي كه نشانگر اين دولت باشند، صورت نپذيرفته است. حاميان دولت روحاني از عملكرد سياسي دولت در داخل ناراضي هستند و ناكامي هسته اي مي تواند وضعيتي ناگوار را براي دولت رقم بزند. اين وضعيت محصول سنجاق كردن سياست داخلي به سياست خارجي است. تأثيرپذيري متقابل سياست داخلي و خارجي از همديگر يك چيز است، سنجاق كردن آنها به همديگر چيز ديگر. بنظر مي رسد كه دولت آقاي روحاني سياست داخلي را به حالت «تعليق» درآورده تا تكليف مسأله هسته اي ايران مشخص شود. اما اگر مشخص نشود يا كاملا مشخص نشود يا توافقي محدود حاصل شود (كه احتمال اين گزينه بيشتر است) دولت روحاني چگونه مي تواند با فرصتهاي از دست رفته در اين زمان «تعليق يافته» برخورد كند. استانداران و فرمانداراني كه احساس «معلق بودن» مي كنند چگونه مي توانند نسبت به طرح هاي توسعه اي اقدام نمايند. طرح هاي توسعه اي منوط به ثبات مديريت است. ظرف يك سال كه نمي توان پروژه هاي كلان توسعه را تعريف كرد و اجرا نمود. علاوه بر اين، پروژه هاي كلان ريسك آميز خواهند بود كه چنين فرمانداراني هرگز بدانها اقدام نمي ورزند. فرمانداراني كه نمي توانند روساي ادارات شهرستان شان را خود انتخاب كنند مي توانند از آنها انتظار بيلان كاري داشته باشند يا در ازاي عملكردشان بازخواست نمايند.

دولت روحاني در حالي وارد دومين سال كاري مي شود كه با چالش بزرگ انطباق سياست داخلي با سياست خارجي مواجه است. انتظار لازم از نتيجه مذاكرات هسته اي بدست نيامده و در حوزه سياست داخلي هم تغيير چشمگيري حاصل نشده است. مطالبات بدنه اجتماعي حامي دولت اعتدال محقق نشده و روز به روز در حال تزايد و انباشت است. تغييرات سياسي داخلي به نتيجه مذاكرات هسته اي خارجي گره خورده است. گره اي كه مي تواند براي دولت گران تمام شود. دولت روحاني مي تواند همچنان حالت منطقي خود را داشته باشد بدون اين كه بخواهد سرنوشت داخلي خود به سرنوشت خارجي اش گره بزند. دولت روحاني بايد خودش را براي گزينه شكست مذاكرات هسته اي هم آماده نمايد كه اين آمادگي تنها با تدارك سياست داخلي اعتدال گرايانه فراهم مي شود. آنچه اكنون در عرصه سياسي داخلي مي گذرد وضعيت «تعليق» است. دولت روحاني در سال اول با «تدبير» به «اميد» رسيد اما اكنون در سال دوم با «تعليق» به «زنجير» كشيده شده است. دولت روحاني بايد تصميم بگيرد و تكليف خودش را درباره تغييرات سياسي داخلي مشخص كند. دولت روحاني بايد زنجير از پاي برهاند تا بتواند بال بگشايد و با پروازي اعتدال گونه در مسير توسعه حركت نمايد.

دكتر هادي نوري

۲۰/ ۹/ ۱۳۹۳

 

|
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.