پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Sunday, 16 December , 2018
امروز : یکشنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۷ - 8 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 39174
  پرینتخانه » آخرین اخبار, سیاست تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۷ - ۷:۲۱ | ارسال توسط :

وزارت ویسه و ماجرایی که اصلاح طلبان می دانند و کتمان می کنند

روحانی و جهانگیری دست تندروها را خواندند
وزارت ویسه و ماجرایی که اصلاح طلبان می دانند و کتمان می کنند

راه سوم: اصلاح طلبان تندرو سناریویی برای جهانگیری طراحی کرده بودند که با شکست مواجه شد

 مصطفی صادقی/ عجب حکایتی شده است داستان اصلاح طلبان با اسحاق جهانگیری ؛ آنها که روزی مهندس تکنوکرات را در جلسه شبانه به قامت نامزد پوششی در آوردند حالا چند وقتی است برنامه تازه ای را کلید زده اند. یک پلیتیکال پلن چند وجهی ، نسخه تصمیم سازان اصلاح طلب شده است.

خروجی نسخه به زبان ساده این است :« باید ری برندینگ برای اسحاق جهانگیری انجام داد. دیگر کسی نباید او را همان نامزد پوششی سابق بداند. حالا از این پس جهانگیری باید قهرمان باشد؛ قهرمان بازی که اصلاح طلبان تعریف می کنند».

همین هم هست که این روزها با سخنان عجیب و غریب اصلاح طلبان تندرو مواجه می شویم؛ آنها که ناباورانه فرمان خروج مهندس تکنوکرات را از کابینه حسن روحانی فریاد می زنند. می گویند او دیگر یک لحظه هم نباید در دولت بماند.سربازان اصلاح طلب که مجری تصمیم سازان جناح هستند یک بهانه تازه پیدا کرده اند ؛ «سخنان پر از کنایه جهانگیری در یک سخنرانی . آنجا که او گفت حتی نمی تواند منشی دفتر خود را تغییر دهد ،چه برسد به یک وزیر »

باید این ماجرا را آنالیز کرد ؛ اینکه چرا معاون اول رییس جمهور چنین سخن گفته است و اصلاح طلبان تندرو چگونه سیاست موزاییکی خود را مقابل حسن روحانی به پیش می برند. این بازی چند وجهی ،چندان پیچیده نیست و البته به نظر می رسد رییس جمهور دست آنها را بسیار زودتر از آنچه تصور می شد خوانده است. شاید به همین دلیل هم بوده که شخصا گعده نشینی دوشنبه شب دو نفره را در پاستور با اسحاق جهانگیری ترتیب داده بود.

داستان اسحاق

اجازه بدهید یک فلاش بک داشته باشیم. روزی که آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی هنوز مردد بود که می خواهد نامزد انتخابات باشد یا نه اسحاق جهانگیری تصمیم خودش را گرفته بود؛ عزم کرده بود برای پوشیدن قبای کاندیدای ریاست جمهوری .  

آن سوتر در ساختمان مرمر غوغایی بر پا شده بود ؛ همه حرف این بود: هاشمی باید نامزد باشد ؛ تردید آیت الله اما کار را سخت کرده بود. تصمیم آخر در لحظه آخر گرفته شد . اسحاق جهانگیری در میانه راه میدان فاطمی فهمید که تردیدهای آیت الله تمام شده است .حالا دیگر او قرار نبود نامزد اصلاح طلبان باشد؛ به همین سادگی.

کار مهندس تکنوکرات با اصلاح طلبان اما اینجا تمام نشد .حالا او رییس ستاد آیت الله برای انتخابات شده بود .روزهای سخت برای سیاستمداران کارکشته . تردید آیت الله برای نامزدی با ثبت نام اودر انتخابات تمام شده بود اما یک تردید بزرگتر با اخبار عجیبی که می رسید ذهن همه را به خود مشغول کرده بود ؛ آیا هاشمی رفسنجانی تایید صلاحیت خواهد شد ؟

خبر بد را علی لاریجانی و حسن روحانی در یک صبح روز کاری برای آیت الله برده بودند. حالا اما دیگر کسی نگاه خود را به اسحاق جهانگیری نمی دوخت . او دیگر نه می توانست نامزد انتخابات و نه رییس ستاد شود . چاره ای نبود ؛ تدبیر بزرگان همه را گرد روحانی جمع کرد؛ مهندس تکنوکرات هم به همانجا رفت؛ به کمیپن نامزد ائتلافی.

روحانی که رییس جمهور شد حالا به یک فرد اجرایی موفق و قدرتمند احتیاج داشت . کسی که هم در بعد سیاسی کاریزما باشد تا بتواند اعضای کابینه را هماهنگ کند و هم در مرحله اجرا تجربه مدیریتی را به همراه داشته باشد؛ چه کسی بهتر از اسحاق جهانگیری .حالا وقت درخشش بود ؛ آقای معاون اول یک همکار خوب برای رییس جمهور شده بود .

۴ سال گذشت، باز هنگامه انتخابات فرا رسید.

اصلاح طلبان تندرو، ناراضی از ۴ سال گذشته باید فکر تازه ای می کردند . ایده آنها این بود ؛ معرفی کاندیدای مجزا از حسن روحانی ؛ نامش را هم گذاشته بودند نامزد پوششی . آنها از این نسخه چند کارکرد را دنبال می کردند :

۱-در صورت رد صلاحیت حسن روحانی(که این خبر را هم بدون هیچ پشتوانه منطقی خود اصلاح طلبان در بوق می کردند) : داشتن یک نامزد اختصاصی در انتخابات و به دست آوردن امکان برد سیاسی مستقل

۲-در صورت تایید صلاحیت روحانی :

الف: اگر روحانی برنده انتخابات شد این پیروزی را حاصل عملیات نامزد پوششی خود عنوان کنند و سهم خود را از کابینه طلب کنند.

ب: اگر روحانی در میانه رقابت های انتخاباتی با هجمه رقیب و تغییر شرایط با کاهش احتمال پیروزی مواجه شد با یک شیفت سیاسی ناگهان حمایت خود را از حسن روحانی برداشته و نامزد پوششی را به عنوان کاندیدای اصلی به مردم معرفی کنند.

تصمیم سازان اصلاح طلب آنقدر راه جماران را رفتند و آمدند تا بالاخره دل اکبر هاشمی رفسنجانی رضا داد به اینکه روحانی را راقب به این کار کند. نشان به آن نشان که حسن روحانی تا همان لحظه های آخر مخالف این کار بود اما مثل همیشه دل به توصیه های آیت الله سپرد.

انتخابات سختی بود اما حسن روحانی  پیروز شد.

برای اصلاح طلبان، نقشه ها و نسخه ها هیچ دستاوردی نداشت همه چیز به نقطه اول بازگشته بود. روحانی همچنان رییس جمهور و اسحاق جهانگیری معاون اولش بود.

استراتژی قهر و آشتی

بازی چند وجهی به فاصله اندکی بعد از انتخابات آغاز شد. ابتدا گفتند جهانگیری در مورد چینش کابینه دلخور است و بنای رفتن کرده است . برای اجرایی کردن نسخه ای که تصمیم سازان تندرو نوشته بودند غوغای رسانه ای بر پا کردند . خبرها یک گزاره را پررنگ می کرد ؛«معاون اول قهر کرده و همین روزها از کابینه می رود». همزمان با این خبرسازی توصیه ها هم یک به یک از راه می رسید ؛ کارگزارانی ها پیش رو تر از همه در قامت کاراکتر نخست ماجرا، ایفاگر نقش برادر بزرگتر برای اسحاق جهانگیری شده بودند تا او را راضی به ترک دولت کنند. جهانگیری اما ماند ؛ مثل همان روز اول که کنار روحانی بود.

این ماجرا هر بار با بهانه ای دیگر زنده شد. حالا این روزها بازی سوخته دوباره کلید خورده است؛ با همان بازیگران قبلی با همان سناریوی پیشین.

این بار اما بهانه بر سر یکی از گزینه هایی است که گویا قرار بوده به عنوان نامزد وزارت صنعت معرفی شود. پروپاگاندای رسانه ای اصلاح طلبان تندرو اینگونه القا کرده است که این اتفاق با فشار سیاسی رییس دفتر رییس جمهور به نتیجه نرسیده است . واقعیت اما این است که حتی جلسه ویسه و روحانی با این نتیجه به پایان رسیده که او برنامه های خود را برای تصدی وزارت صمت به روحانی بدهد. ویسه خرسند از این رخداد دفتر روحانی را ترک می کند اما در زمانی اندک با احوالی پریشان درخواست انصراف می دهد.

تصمیم سازان اصلاح طلب پیشتر از همه از چرایی این انصراف خبر دارند لکن آنها از همین کارت سوخته خود نیز بهره سیاسی بردند تا پرده دیگری از بازی طناب کشی را اجرا کنند.

یک بازی با چند وجه :

۱-القا کنند که محمد باقر نوبخت و محمود واعظی در حال مدیریت حسن روحانی هستند.

۲-این رخداد برای کاهش سهم سیاسی اصلاح طلبان در کابینه بوده است.

۳-روحانی تصمیم به کاهش نقش سیاسی جهانگیری در کابینه دارد.

۴-حالا وقت جدا شدن از دولت است. چرا که این دولت راه خود را از اصلاح طلبان جدا کرده و نمی خواهد به وعده هایی که در انتخابات داده بوده عمل کند.

۵- ایجاد حس تنهایی در حسن روحانی با تهدید به رفتن که منجر به امتیاز دهی دولت به این طیف شود.

درست در میانه حرف و حدیث ها که همگی حکایت از جدایی قریب الوقوع جهانگیری از کابینه داشت، شب نشینی پاستور همه بازی آنها را بهم ریخت. روحانی و جهانگیری یک جلسه با هم برگزار کردند؛ یک جلسه دو نفره. این گعده نشینی یک پیام مهم داشت ؛حسن روحانی و اسحاق جهانگیری دست اصلاح طلبان تندرو را خوانده اند.

حالا همه این امید را در شرایط حساس فعلی کشور دارند که:«روحانی و معاون اولش با هم ادامه می دهند »

|
کلید واژه ها
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.