پیامبر اسلام (ص) می فرماید
۞ «بهترین امور، حد وسط و میانه و حالت اعتدال آنها است و باید دوست داشتنی ترین امور در نزد تو، حد وسط و معتدل آنها در حق باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۸: ۲۵۵) ۞
Wednesday, 18 September , 2019
امروز : چهارشنبه, ۲۷ شهریور , ۱۳۹۸ - 19 محرم 1441
شناسه خبر : 41252
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۰ | ارسال توسط :

هاشمی؛ از واقعیت تا خیال!

واقعیت های سیاسی و شیوه زمامداری هاشمی نشان می دهد که وی تا هنگامی که در سال ۸۸ از اسب نیافتاد و خطر حذف و تنزل مقام را احساس نکرد به اصل نیاویخت! او از منظر یک پراگماتیستِ شخص محور صرفاً آویزان اصل اصلاحات گشت تا بار دیگر با ایجاد موازنه قوا آب رفته را به جوب بازگردانده و جایگاه از دست رفته را احیاء نماید. مطابق الگوی زیست سیاسی هاشمی که هیچگاه در جایگاه قدرت به انگاره های دموکراتیک روی خوش نشان نداد، اقبال وی به اصلاحات را می بایست از سر اضطرار و زمان سنجی و امری تاکتیکی تعبیر نمود و نه رویکردی از عمق باور و تعلق درونی!
هاشمی؛ از واقعیت تا خیال!

 

 راه سوم: ظاهراً امامزاده تراشی ما ملت را پایانی نیست! اینکه شخصی عنوان نماید کسب قدرت اصل مسلم هاشمی بود چندان مهم نیست. این مولفه در منش و رفتار و کنش های این شخصیت سیاسی معاصر ثبت گردیده است! این ما هستیم که بنابه ذات و عادت تاریخی از داده های مسلم و شفاف به ظهور رسیده غفلت می ورزیم و آگاهی کاذب و ذهنیت ایدئولوژیک خویش را تئوریزه و امامزاده تراشی می کنیم!

حالا خوب است که از دوران هاشمی زمان خاصی سپری نشده است و مواجهه ایشان با روشنفکران و کنشگران و دگراندیشان و جریانات سیاسی-اجتماعی دلبسته به دموکراسی و حاکمیت قانون در خاطر و حافظه جمعی این نسل نقش بسته است!

آنچه مهم است داستان دهه آخر عمر سیاسی هاشمی است که باید جامع و مطابق با معادلات و رخدادهای سیاسی آن دوره خاص فهم و روایت نمود و نه سوء گیرانه و تقطیع شده!

واقعیت های سیاسی و شیوه زمامداری هاشمی نشان می دهد که وی تا هنگامی که در سال ۸۸ از اسب نیافتاد و خطر حذف و تنزل مقام را احساس نکرد به اصل نیاویخت! او از منظر یک پراگماتیستِ شخص محور صرفاً آویزان اصل اصلاحات گشت تا بار دیگر با ایجاد موازنه قوا آب رفته را به جوب بازگردانده و جایگاه از دست رفته را احیاء نماید. مطابق الگوی زیست سیاسی هاشمی که هیچگاه در جایگاه قدرت به انگاره های دموکراتیک روی خوش نشان نداد، اقبال وی به اصلاحات را می بایست از سر اضطرار و زمان سنجی و امری تاکتیکی تعبیر نمود و نه رویکردی از عمق باور و تعلق درونی!

نهایت فضیلتی که می توان برای هاشمی شمرد تمایل وی به توسعه آمرانه و تک بعدی است. او در عمل و در هنگامه زمامداری هیچگاه به توسعه سیاسی، دموکراسی و شخصی زدایی از سپهر سیاسی چراغ سبز نشان نداد و همواره به الیگارشی مومن و دلبسته باقی ماند.

هاشمی همچون بندبازی زبردست با سرمایه گذاری بر روی نوسانات سیاسی برای خود جایگاهی همطراز در راس قدرت تراشیده بود؛ پدیده ای که در نظامات شخص محور که دو نفر در یک قاب نمی گنجند امری عارضی و موقتی شمرده می شود. از اینرو قابل پیش بینی هم بود که چنین موقعیت شکننده ای خلاصه در زمان موعد درهم خواهد شکست!

۲۰۱۹۰۱۱۷_۱۸۲۲۳۳

در واقع نقطه عزیمت و روی آورن هاشمی به اصلاح طلبان را پس از سال ۸۴ باید از منظر ماکیاولیسم و تلاش وی جهت خلاصی از آچمز ایجاد شده تفسیر نمود که نظام سیاسی در پی یکپارچه سازی تام و طبعاً تنزل مرتبه وی بر آمد. همچنان که اصلاح طلبان نیز در همین راستا به همذات پنداری و حمایت از وی در جهت هدف مشترک عزیمت نمودند.

هاشمی همواره خود را در مقام گرانیگاه و مرکز ثقل نیروها-راست و چپ- تعریف می کرد که با رویکردی پاندولی تاثیرگذاری اش را طی نوسانات سیاسی اعمال می نمود. وی جهت تثبیت موقعیت ویژه خویش همه گاه در هیئت بالانسر و نقطه تعادل منازعات سیاسی حاضر می شد. از همین رو تثبیت الیگارشی با ویژگی های ساختاری را باید ایده آل سیاسی هاشمی دانست و همراهی ایشان با اصلاح طلبان را باید یک مفر و گریزگاه به حساب آورد!

اکبر نوری

نویسنده : اکبر نوری |
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.