راه سوم: علی کریمی پاشاکی/ضرورت دارد در ارتباط با بحث اینستکس یا همان ساز و کار مالی اروپا نه خیلی خوشخیال و زود باور باشیم و نه اینکه عینک مخالفت و بد بینی به چشم بزنیم، بلکه باید واقع بین باشیم وموضوع را به خوبی رصد و تحلیل نماییم. باید در شرایط ویژه کنونی خیلی محتاط و منطقی تر از گذشته بود، یعنی نه زود باور بود و نه از پیش علم مخالفت برافرازیم.
بحث تصویب و تایید نهایی معاهده پالرمو توسط ایران و ساز و کار مالی اروپا تحت عنوان اینستکس، یکبار دیگر ماننده قضایای برجام و دیگر اقدامات مثبت دولت روحانی، مخالفان دولت روحانی واداشته تا اولا این اقدام اروپایی ها را «هیچ بدانند» و بر آن یورش آورند و از تمام تریبون های رسمی و غیر رسمی، مخالفت خوانی های خود را بدون کوچکترین استدال منطقی بیان کنند. اگر کمی دقت بخرج دهیم می بینیم و می خوانیم و می شنویم که مواضع مخالفان دولت روحانی، شعار گونه، احساسی، کلی گویی، ابهام آفرین است. آنان در برنامه های مختلف رسانه ملی، شما بخوانید میلی ساعتها از منابع عمومی برای مقاصد جناحی و گروهی شان سوء استفاده می کنند و در نشریات و تریبون های رسمی و غیر رسمی شان نیز مانند رسانه ملی عمل می کنند، ولی هیچ راهکار عقلانی و تامین کننده ی منافع ملی را ارائه نمی دهند. آنان فقط یک جمله را به خوبی یاد گرفته و می گویند و آن این است که «دولت باید پاسخ قاطعی به اروپایی ها بدهد.» شاید برخی از این حضرات منظورشان از پاسخ قاطع، عمل کردن بسان دولت های نهم و دهم در ورق پاره خواندن قطعنامه های متنوع و بردن کشور به ذیل بند هفتم منشور ملل متحد باشد!؟
به نظر می رسد، مخالفان دولت روحانی، ساده ترین راه را برای مواجهه با دولت انتخاب کرده اند و آن هم انتقاد، انتقاد و اعتراض و اعتراض است. آنان باید قبول کنند که گوش جامعه از اظهار نظرات پوپولیستی، شعاری و کلی گویی های آنها مدتهاست که پر شده است، آنان باید در قبال برجام و ساز و کار جدید مالی اروپا با تمام نواقصی که دارد به طور منطق و مستدل بگویند که چه باید کرد؟ و به سوالات زیر پاسخ دهند.
مخالفان برجام واینستکس پاسخ دهند
خروج از برجام یا ماندن در آن؟ اگر راهکار آنها خروج از برجام باشد قاعدتا موضوع اینستکس و تعامل با اروپا هم خود به خود منتفی می شود. سوالات دیگر این است که تصمیم گیری در این باره بر عهده ی کیست و چه نهادی باید آن را اعلام کند؟
دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، هیات نظارت بر برجام یا رهبری معظم انقلاب؟
پرسش بعدی اینکه در صورت خروج از برجام چه پیامد هایی در انتظار ایران خواهد بود؟ سوال دیگر اینکه تبعات احتمالی و منفی خروج از برجام را چه کسی بر عهده می گیرد یا به عبارت دیگر مسئوولیت این تصمیم احتمالی و تبعات آن با چه کسی یا نهادی خواهد بود؟ و سوال آخر، راهکار مخالفان برای مواجه با چنین شرایطی یعنی خروج از برجام و منتفی کردن اینستکس چیست؟
اظهار نظرهای شعاری دلواپسان برای مردم قانع کننده نیست
به نظر می رسد با توجه به اقدامات انجام گرفته توسط مخالفان برجام و ساز و کار مالی اروپا(اینستکس)، مانند اظهار نظرهای شعاری و بی پایه و یا اینکه مردم مقاومت می کنند و یا با دیگر کشورها تبادلات را ادامه می دهیم، پاسخ قابل قبولی از سوی مردم نخواهد بود. این شایسته نیست مثلا نماینده مجلس و یا مدیر فلان نهادی و … که ماهانه متوسط ۱۰ میلیون حقوق دریافتی دارد، سینه سپر کند و برای کارگری که کمتر از دو میلیون تومان و کارمندی که در همطراز با خط فقر رسمی و یا دانشجو و روزنامه نگار و … که در شرایط خیلی سخت زندگی می کنند، حکم به ایستادگی و مقاومت دهد و اظهار نظر کنند که مردم گرسنگی را تحمل می کنند. در ضمن امید بستن به دیگر کشورها در صورت خروج از برجام نیز راه به جایی نخواهد برد. در میان کشورهایی که دستشان به دهن شان می رسد و در مناسبات بین المللی حرفی برای گفتن دارند، چین و روسیه به نسبت نزدیکی بیشتری در اعلام مواضع با ایران دارند، اما همین دو کشور هم حتی به نسبت اروپایی ها کمترین تحرک خاصی برای حفظ برجام و کمک به ایران نداشته اند، به علاوه این دو کشور نیز در دوره گذشته پای قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل متحد که منجر به اعمال فشار و تحریم ایران شد را امضاء کرده بودند.
علی ایحال، شایسته است تا مخالفان برجام و اینستکس به جای شعار دادن و کلی گویی در ارتباط با راه حل مناسب برای خروج از برجام و سازو کار مالی اروپا ارائه دهند تا مردم در فشار قرار نگیرند و مانند عملکرد دولت های نهم و دهم نشود که برخورداران زندگی راحتی داشته باشند ولی مردم از فضار رنج ببرند.